انحراف نقدینگی و یک فوریت طرح حساب ویژه تولید ملی

از سؤالات مهم در سطح اقتصاد کلان این است که ماهیت نقدینگی مطلوب است یا مذموم؟ قابلیت های نقدینگی در اقتصاد چیست؟ حیات اقتصادی یک کشور تا چه اندازه به نقدینگی وابسته است؟ ...

 مجلس ایران – وحید ارشدی*؛ اگر یک بدن با پدیده فشار خون یا کم فشاری روبرو شود، آغاز بیماری های متعددی خواهد شد و از علائم هشداردهنده برای انسان، توجه به میزان تناسب فشار خون است. حیات اقتصادی یک کشور نیز به نقدینگی نیازمند است. نقدینگی، حجم منابع پولی است که در اقتصاد کشور در حال گردش است و مانند خون در رگهای اقتصاد کشور در جریان است. از سؤالات مهم در سطح اقتصاد کلان این است که ماهیت نقدینگی مطلوب است یا مذموم؟ چه تصوری از نقدینگی در اذهان وجود دارد؟ قابلیت های نقدینگی در اقتصاد چیست و چه آثاری بر بخش های مختلف اقتصادی می گذارد؟ حیات اقتصادی یک کشور تا چه اندازه به نقدینگی وابسته است و …

جواب اصلی این سؤال مهم این است: نقدینگی امری مطلوب است. اما بشرطها و شروطها.  یکی از راهکارها برای مدیریت اقتصاد در جهت ایجاد اقتصاد سالم، «کنترل تناسب نقدینگی» است که از مهمترین وظایف سیستم بانکداری کشور، سیاستگذار و مجری سیاست است. مهم این است که سیاستگذار نقطه آغازین حیات اقتصادی کشور را نقدینگی نداند و بستر لازم را برای حرکت و جریان متعادل نقدینگی فراهم نماید.

    قلب مرکز حیات بدن است و تولید نیز مرکز حیات اقتصاد یک کشور است. اگر سیاستگذار و مجری سیاست، تولید و ملزومات آن را به عنوان بخش واقعی اقتصاد و مرکز حیات اقتصاد یک کشور در نظر بگیرد، به راحتی و با فشار مناسب، قابلیت پیدا می کند که نقدینگی را به صورت متعادل هدایت کند و اگر به جای تولید، مصرف و مصرف کننده را مرکز حیات اقتصادی بداند، نقدینگی از مسیر خود منحرف شده و اقتصاد در وضعیتی قرار می گیرد که خود مصرف کننده را مورد حمله قرار می دهد. به نظر می رسد، در تشریح ساختار یا آناتومی یک  اقتصاد، باید تولید و ملزومات آن به عنوان قلب اقتصاد و مصرف و خانواده به عنوان مغز اقتصاد در ذهن سیاستگذار نقش ببندد و با مدیریت راهبردی، اقدام به کنترل نقدینگی متناسب با بخش واقعی اقتصاد نماید. عمده عوامل محافظ برای سلامت اقتصادی مصرف کننده به عنوان مغز اقتصاد، حمایت همه جانبه از بخش واقعی اقتصاد است.

به نظر می رسد علت عدم تعادل ها در اقتصاد ایران این است که به دلایل متعدد از جمله وابستگی نفتی، تصور صحیحی نسبت به جایگاه تولید کننده و مصرف کننده، در ذهن سیاست گذار و مجری سیاست وجود نداشته است و عمل هدایت نقدینگی را بر عهده مصرف کننده گذاشته است و این در حالیست که خود مصرف کننده امروز آثار منفی فشار نامناسب نقدینگی را در زندگی به طور واضح می بیند. انحراف نقدینگی دلیلی بر بد بودن نقدینگی نیست، اما نقدینگی باید در کنار سایر عوامل تولید مانند قوانین مناسب، بازدهی مناسب تولید نسبت به سایر بخش ها مانند بخش سفته بازی، واسطه گری، قاچاق و…قرار گیرد.

   راه حل اصلی و حیاتی برای خارج شدن ایران از تورم رکودی این است که نقدینگی در ذهن سیاستگذار و مجری سیاست به عنوان اصل قرار نگیرد، بلکه تولید و سلامت تولید در ابعاد مختلف، مخصوصا محصولات استراتژیک، محور سیاستگذاری قرار بگیرد تا بسترسازی برای جذب مناسب نقدینگی وجود داشته باشد. به نظر می رسد تا زمانی که در ذهن مسئولین و سیاستگذاران این احساس وجود داشته باشد که همه مشکلات اقتصادی با جریان نقدینگی حل می شود، انحراف نقدینگی امری طبیعی است و هر کسی که مختصری استعداد در جذب نقدینگی را داشته باشد با حداقل کار و تلاش و زحمت، نقدینگی را می مکد و امروز شاهد هستیم که بخش واسطه گری و دلالی اقتصاد، به دلیل عدم وجود مدیریت راهبردی و سیستماتیک اقتصاد در حال مکیدن منابع ارزشمند نقدینگی است و این در حالیست که قلب اقتصاد که تولید کننده است نمی تواند بدرستی از این منابع استفاده نماید و احساس تشنگی می کند. باید سیاستگذار طوری سیاست گذاری کند که رفاه همه بخش های اقتصادی تابعی از رفاه تولید ملی باشد. در صورت توجه تام سیاستگذار به بخش عرضه اقتصاد و سلامت آن، اقتصاد ایران از وضعیت تورم رکودی خارج می شود. بسترسازی برای حرکت طرف عرضه به سمت جلو باعث افزایش اشتغال و کاهش تورم خواهد شد. سیاستگذاران باید موانع موجود را تا حد ممکن بردارند تا رگهای گرفته تولید باز شود و منابع نقدینگی به قلب اقتصاد جریان یابد.

   تصویب طرح هایی همچون طرح یک فوریتی حساب ویژه تولید ملی توسط مجلس شورای اسلامی، که طرح مناسبی برای جذب نقدینگی به سمت تولید است، در صورتی قابل اجراست که تصور همه سیاستگذاران اقتصادی و مجریان سیاست، سلامت تولید را عامل سلامت بخش های دیگر اقتصاد بدانند و بسترهای لازم را برای فضای کسب و کار سالم ایجاد نمایند. در غیر این صورت وجود سیستم بانکی منفعت طلب موجود، به خود زحمت حمایت از تولید را نخواهد داد و اینگونه طرح ها را بصورت تزئینی می پندارد. امید است مجلس فعلی و دولت آینده، به طرف عرضه اقتصاد بیشتر از طرف تقاضا توجه نماید و اصلاح طرف تقاضای اقتصاد را منوط به اصلاح طرف عرضه اقتصاد بداند. جهاد اقتصادی و حماسه اقتصادی در گرو اصلاح تفکر سیاستگذاران و مجریان سیاست و مردمان یک جامعه است. نهادینه کردن تفکر «اقتصاد بدون نفت» و تولید محور، تنها راه نجات اقتصاد ایران اسلامی و تبدیل تهدید تحریم ها به فرصت هاست. 

   

* دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد