بازی اصلاح طلبان و هاشمی؛ آزمودن دوباره آزموده ها؟

آیا این اصلاحات است که از هاشمی استفاده ابزاری می کند یا وی هم در این بازی سهمی می برد؟ اگر این بازی یک بازنده دارد بازنده آن هاشمی است یا اصلاحات؟ مبادا در کشمکش های امروز نیز بر اثر خطاهای مشابه مجبور به آزمودن آزموده ها شویم.

مجلس ایران؛ در این سالهای معاصر به دلیل شکل و قالب تحولات سیاسی داخلی که در میان جریان ها و تفکرات مختلف ایجاد شده است همواره تأمل پیرامون نوع تعامل جریان دوم خرداد با آقای هاشمی رفسنجانی یک مسئله برجسته در میان صاحب نظران بوده است. پس از روی کار آمدن دوم خردادی ها در سال 1376 موج انتقادات از این شخصیت و دوران ریاست جمهوری وی از طرف جریان تازه به قدرت رسیده آغاز شد و در حدود دو سال بعد در بحبوحه انتخابات مجلس ششم این انتقادات به اوج خود رسید و تبدیل به تخریب همه جانبه شخصیت وی شد. تمام واهمه جریان دوم خرداد از رسیدن آقای هاشمی به کرسی ریاست مجلس ششم بود و در این راه از هیچ تخریبی دریغ نکردند. همین جریان در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری سال 84 به حمایت از او برخاستند و امروز نیز بعد از گذشت حدود 14 سال در حال فراهم کردن مقدمات حضور ایشان در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم هستند. آیا شخصیت و تفکرات وی تغییر کرده که جریان دوم خرداد با تغییر 180 درجه ای در رویکرد خود نسبت به حضور ایشان به اجماع رسیده اند؟ آیا همانطور که بیشتر به گوش می رسد این جریان دوم خرداد است که از ایشان استفاده ابزاری می کند یا آقای رفسنجانی هم در این بازی سهمی می برد؟ این بازی دو طرفه یک بازی دو سر برد است یا یک بازی برد – باخت؟ اگر این بازی سیاسی یک بازنده دارد بازنده آن هاشمی است یا جریان دوم خرداد؟

تخریب هاشمی توسط تریبون های دوم خردادی ها

«هاشمی یک فاجعه بود»، «هاشمی در جریان انتخابات مجلس ششم موج سواری کرد»، «عمر سیاسی هاشمی به پایان رسیده است»، «هاشمی به عنوان عالیجناب سرخ پوش مسئول قتلهای زنجیره ای بود»، «مواضع هاشمی رفسنجانی به طور شفاف مخالف با اصلاحات است»، «هاشمی عامل ایجاد رانت خواری است»، «فساد دوره هاشمی صدر و ذیل سیستم را پاره کرد»، «هاشمی با نابودی جریان اصلاحات می خواهد یکه تاز میدان سیاست باشد».

اینها بخش کوچکی از نوع نگاه دوم خردادی ها به این شخصیت است. اکبر گنجی در نشریه عصر آزادگان در دوره انتخابات مجلس ششم نوشت: «زبان هاشمی نه تنها اهانت آمیز است بلکه متضمن تهدید ناقدان و مخالفان است. اجازه نخواهیم داد تاریخ مشروطه با جهل و خامی عده ای، مجددا تکرار و سرنوشت حماسه تاریخی استقرار نظام جمهوری اسلامی در این مملکت به دست افراد نادان و یا دانای شرور رقم بخورد. آدم هایی که از خط امام راحل شروع کردند به جایی رسیدند که خط آتاتورک را به خط امام ترجیح می دهند».

قدر مسلم آن است که نمی توان هاشمی رفسنجانی را غافل از این واقعیتها پنداشت. بعید به نظر می رسد شخصیتی با این توانایی ها و سطح دانش سیاسی متوجه این تناقضات در مواضع شرکای سیاسی خود نشده باشد. با این فرض مسلما در این میدان او بازنده نخواهد بود. باید دید در این عرصه گرایشات تاکتیکی که میان این دو جناح شکل گرفته چه امتیازاتی میان طرفین رد و بدل می شود تا بر اساس ارزش و وزن آن امتیازات بتوان نگاه روشن تری به جهتگیری های این دو نسبت به یکدیگر پیدا کرد.

نقش هاشمی در احیای دوم خردادی ها

جریان دوم خرداد چه در انتخابات 1384 و چه در انتخابات پیش رو در 24 خرداد 1392 به دلیل اشکالات فراوانی که در استراتژیهای خود در دوران حاکمیتشان داشتند به شدت اقبال عمومی جامعه را از دست دادند و یکی یکی پایگاههای قدرت خود را که حاصل از رای مردم بود با رویگردانی توده های مردم از تفکرات آنها، از دست دادند. این جریان به خوبی می داند که برای بقا و ادامه حیات خود در شرایطی که پایه های اعتماد مردم به ایشان خرد شده است باید به مستمسکی چنگ بیندازند که تا حدودی متضمن برآورده شدن خواسته های آنها باشد. برای آنها هاشمی رفسنجانی که نه، موقعیت او بهترین انتخاب است. سابقه و پایگاه محکم ایشان برای این جریان سیاسی حکم باقی ماندن در حیات سیاسی درون نظام را دارد و برخی از تفکرات وی که تا حدودی رنگ اپوزوسیون دارد نیز موجب حفظ پز اصلاح طلبانه جریان دوم خرداد برای موج سواری های رسانه ای می شود.

بازی برد – برد

به نظر می رسد آقای رفسنجانی نیز در این بستر اهداف تعریف شده ای داشته باشد که در سایه حمایت های تیم رسانه ای دوم خرداد از وی حاصل می شود. اختلاف دیدگاه بین ایشان و رهبری نظام در برخی از مسائل کاملا مشهود و نمایان است. این اختلاف نظر بی آنکه تبدیل به توهم شود یک امر طبیعی در میان مسئولین محسوب می شود. نگاه خاص هاشمی به مسائل سیاست خارجی، عدالت اجتماعی و برخی مسائل فرهنگی حاصل چهارچوب های فکری ایشان است. در چند سال اخیر در چندین مورد مواضع تأمل برانگیزی از ایشان دیده ایم که بلافاصله با سخنرانی های عمومی حضرت امام خامنه ای پاسخ خود را گرفتند. «بحرانی بودن وضع کشور»، «بازگردادن اعتماد به مردم» و «انتخابات آزاد» سه نمونه از این مواضع هستند که توسط آقای رفسنجانی و حامیان ایشان در چند سال اخیر و در مقاطع مختلف به صورت علنی بیان شدند و هر کدام از این مواضع با فاصله ای بسیار اندک توسط مقام معظم رهبری به شدت مورد انتقاد قرار گرفتند و با حضور مردم در عرصه های مختلف مانند حضور 65 درصدی در انتخابات مجلس نهم بر آن ادعاها مهر باطل زده شد. به نظر می رسد این اختلاف نظری که در تفکرات ایشان شکل گرفته دارای یک مبنای ریشه ای و عمیق است که سیاست کشورداری و اداره تحولات داخلی را تنها بر اساس دیدگاه و مبانی شخصی خویش می پسندند و هر چه به جز آن را به معنای ایجاد بحران و بی اعتمادی مردم می دانند. بنابراین کاملا طبیعی خواهد بود که از تمام ظرفیت خویش برای به کرسی نشاندن طرز تفکر خود در اداره کشور بهره ببرد و این بده بستان های سیاسی با جریان دوم خرداد نیز می تواند در همین بستر تعریف شود. جریان دوم خرداد برای بقای خود به موقعیت وی نیاز دارد و ایشان نیز برای تحمیل دیدگاه های شخصی خود در اداره کشور به پشتوانه های رسانه ای و تبلیغاتی این جریان محتاج است. جریانی که روزگاری در تریبون های زنجیره ای خود شخصیت هاشمی را خرد می کردند و امروز در روزنامه های زنجیره ای خویش او را برای حضور در انتخابات تشویق می کنند. آیا همانطور که روز گذشته روزنامه اعتماد با تیتر بزرگ خود روی عکس آقای هاشمی در صفحه یک نوشته است: «ورود چهره های ملی مقدمه ایجاد حماسه سیاسی»، جریان دوم خرداد ایشان را یک چهره ملی می داند؟ روزنامه اعتماد در همان روز صفحه اول خود را به عکس بزرگی از آقای هاشمی اختصاص داده و تیتر این روزنامه این است: «آنچه در توان دارم برای خواست مردم انجام خواهم داد». چطور جریانی که معتقد است فساد دوره هاشمی صدر و ذیل سیستم را پاره کرده است معتقد است که وی دغدغه خواست مردم را دارد و از او دعوت به تکیه زدن بر کرسی ریاست جمهوری می نماید؟

بی شک توده های مردم، جامعه نخبگانی و تمام دلسوزان نظام مایل به آن نیستند که معاندان و جریان های مغرض به هدف جدا کردن همیشگی آقای رفسنجانی از بدنه نظام و فضای سیاسی کشور برسند؛ اما انتظار بر این است که با توجه به تجربه انقلاب که بر اثر خطاهای نابخشودنی یکی از مقامات، به ناچار طی حکمی تنها توصیه به پرداختن به امور طلبگی شدند؛ در کشمکشهای امروز نیز بر اثر خطاهای مشابه دیگری مجبور به آزمودن آزموده ها نشویم.