نگاهی تاریخی به برخی از حوادث جامعه آمریكا

از تضاد تا بحران

تنها دو روز پس از وقوع دو انفجار در شهر بوستون آمریكا و ارسال نامه های ظاهرا حاوی ماده سمی رایسین برای باراك اوباما رئیس جمهور آمریكا و یك سناتور جمهوری خواه، انفجاری مهیب در ایالت تگزاس آمریكا به وقوع پیوست.

مجلس ایران؛ تنها دو روز پس از وقوع دو انفجار در شهر بوستون آمریکا و ارسال نامه های ظاهرا حاوی ماده سمی رایسین برای باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا و یک سناتور جمهوری خواه، انفجاری مهیب در ایالت تگزاس آمریکا به وقوع پیوست. همزمان با روز ملی آمریکا دو انفجار نزدیک خط پایان مسابقه دو ماراتون بوستون در میدان کامبلی روی داد و همزمان با آن نیز کتابخانه جان.اف. کندی در این شهر دچار حریق شد. در انفجارهای بوستون دست کم سه نفر کشته و بیش از یکصد نفر نیز زخمی شدند. در پی این رویداد نیروهای مبارزه با تروریسم در شهر بوستون مستقر شدند و تدابیر امنیتی سختی در شهرهای واشنگتن و نیویورک اتخاذ شد. نکته جالب آنکه بنا به ادعای رسانه های آمریکایی تدابیر امنیتی مشابهی نیز در پایتخت های انگلیس و فرانسه اتخاذ شده است. به شهادت رسانه های محلی واقع در ایالت تگزاس آمریکا شمار قربانیان تا 75نفر هم اعلام شده است.  بر اساس تصاویری که به صورت لحظه‌ای از شبکه های تلویزیونی پخش می شود شدت انفجار به حدی است که پس از گذشت ساعتها همچنان ستونهایی از دود  در محل انفجار دیده می شود. برخی از مقامات محلی می گویند که نگرانی برای انفجارهای دیگر ناشی از انبارهای مواد شیمیایی موجود در کارخانه هنوز برطرف نشده است.

در اولین واکنشی که ازسوی مقامات بلند پایه ایالات متحده و شخص باراک اوباما مطرح شد موضع صریح و مشخصی در این رابطه گرفته نشده است. بی تردید این عدم صراحت یا نشان از فقر و نقصان اطلاعاتی و امنیتی دولت آمریکا دارد و یا آنکه مسئله چیز دیگریست. از همان ساعات ابتدایی وقوع حادثه بوستون بسیاری از کارشناسان و رسانه ها تحلیلهای متنوعی را در این باب ارائه دادند. برخی رسانه های تندرو ازجمله فکس نیوز با گرفتن انگشت اتهام خود به سوی مسلمانان بدون اشاره به علت و محرکی خاص گروه های جهادی اسلامی را عامل اصلی این انفجارها قلمداد نمود. برخی دیگر با اشاره به خودساخته بودن این انفجارها از سوی دولت آمریکا، ایجاد بسترهای لازم برای عملیاتی ساختن سیاستهای آتی دولت آمریکا به ویژه در قبال سوریه و کره شمالی را عامل این امر دانسته اند. برخی نیز با رد هرگونه برنامه ریزی قبلی در این رابطه با تاکید بر سانحه بودن این رویدادها بر هرگونه ضعف امنیتی و اطلاعاتی دستگاه های امنیتی ایالات متحده سرپوش گذاشتند. دسته آخر باوقوع انفجارهای مهیب در تگزاس مجالی دوباره برای طرح ادعاهای خود پیدا نکردند.

از دوران پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر در بسیاری از محافل عمومی، ژورنالیستی و حتی علمی کشورهای غربی به شکل اخص و کل دنیا به شکل اعم سنتی مبنی برآنکه وقایع مشابه با رویداد تروریستی 11 سپتامبر را باید در همان قالبهای مرسوم تحلیل آن واقعه -که هنوز هیچکدام هم به شکل عینی تائید نشده است- مورد تحلیل قرار داد، غالب شده است. بر این اساس و در قالب چهارچوبهای باقیمانده از دوران 11 سپتامبر اینگونه اقدامات تروریستی کار خود دولت آمریکاست و عمدی در این مسئله نهفته است و یا اینکه منشا عامل تهاجم را قطعاً باید در جایی فراسوی مرزهای ایالات متحده و حتی فراسوی مرزهای غرب دنبال کرد. تردیدی نیست که درسالهای اخیر همانگونه که در تحلیل رسانه های صهیونیستی چون فکس نیوز به صراحت ابراز شد این فراسوی مرزهای غرب بیش از هرجای دیگر به جهان اسلام اشاره دارد.

همانگونه که مشخص است در این قالبهای تحلیلی جامعه داخلی آمریکا و تضادهای درونی آن که به لحاظ تاریخی و از چشم انداز بسیاری از نظریه های امنیت ملی می تواند عاملی برای اقدامات خشونت آمیز باشد مورد غفلت قرار گرفته است. هرچند هنوز از ابعاد انفجارهای بوستون و تگزاس خبر دقیق و جامعی مخابره نشده است و نوعی سیاست بایکوت خبری در این رابطه بر رسانه های و مقامات آمریکایی حاکم است لکن نگاهی تاریخی به برخی از حوادث درونی در جامعه آمریکا آنهم در سالهای نه چندان دور نشان از تضادهای تلمبار شده ای دارد که می توان با استناد به آنها علت این رویدادها را از دریچه ای نوین تبیین نمود. تضادهایی که هر از چند گاهی ظهور کرده لکن با اتخاذ رویکردهای تاکتیکی و راهکارهای کوتاه مدت به شکلی مقطعی رفع شده اند و امروز با تجمیع آن تضادها وقوع  بحرانی عظیم که می تواند در بلند مدت  امنیت ملی و حتی بقای ایالات متحده را نیز به مخاطره افکند، دور از ذهن نیست. 

اقلیتهای مذهبی و به حاشیه رانده شدگان سیاسی دو شکاف از تاثیرگذارترین تضادهای موجود در جامعه آمریکا را تشکیل داده اند. طبق اعلام منابع امریکایی در حال حاضر حدود 300 گروه مسلح مخالف دولت در امریکا وجود دارند، بنابراین می توان وضعیت جامعه امریکا را به آتشی زیر خاکستر تعبیر نمود که هر لحظه ممکن است شعله ور شده و تمام معادلات جهانی را بر هم زند . انفجارهای بوستون و تگزاس  همزمان با دو حادثه ای سالهای 1993 و 1995 به وقوع پیوسته  است. یکی از این حوادث که در سال 1993 به وقوع پیوست و حدود 80 قربانی برجای گذارد قتل و عام رهبر و طرفداران فرقه دیویدیان  است. نوزدهم آوریل یعنی امروز، مصادف با ‌بیستمین سالگرد درگیری مرگبار بین ماموران پلیس فدرال و افراد فرقه دیویدیان در ویکو است.  حادثه ای که در 28 فوریه سال 1993 شروع شد و در 19 آوریل با یورش مأموران پلیس اف‌.بی.‌آی به مقر فرقه دیویدیان به رهبری کورش دیوید در شهرک ویکو در ایالت تگزاس پایان یافت. در این حادثه گفته شد تمام پیروان فرقه دیویدیان که شمارشان به 80 نفر می رسید زنده رنده در اتش سوختند. علاوه بر این همزمان با همین ایام در سال 1995 راستگرایان افراطی با بمب گذاری در اوکلاهما 168 نفر را کشتند.

دولتمردان ایالات متحده سالهاست که برای فرار از رویارویی با تضادها و واقعیتهای درونی آمریکا دست به ماجراجویی در اقصی نقاط دنیا زده اند و با تمرکز بر مسائل بیرونی بر آن بوده اند تا تضادهای داخلی جامعه آمریکا را کمرنگ و کم اهمیت جلوه دهند. مشابه چنین وضعیتی را در دوران پایانی هژمونی امپراطوری بریتانیا نیز  شاهد بوده ایم، دورانی که دولت انگلیس مجبور شد به دلیل گسترش تضادهای درونی جامعه خود دست از ماجراجویی بردارد و به مسائل داخلی خود و تلاش برای حل آنها متمرکز شود. با تمام این تفاسیر بعید نیست که دولت آمریکا اینبار هم با به راه انداختن جنگ زرگری و مقصر دانستن برخی افراد و گروه های غیرآمریکایی(مثلا مسلمانان و . . . .) واقعیت را در لابه لای هیجانات رسانه ای پنهان نماید. این احتمال باتوجه به درگیری آمریکا در جبهه سوریه و تلاش این دولت برای  حضور قانونی و رسمی ناتو در خاک سوریه دور از ذهن نیست.