به گزارش هفته نامه «نماینده»؛ حسین کنعانی مقدم*/ با توجه به تمدید قانون تحریمهای ۱۰ساله ایران که در کنگره و پس از آن در سنای آمریکا به تصویب رسید، باید به چند اصل اساسی اشاره کرد. نکته اول که باید مورد توجه قرار گیرد، دشمنی آمریکا با ایران است. آمریکا بهعنوان دشمن اصلی جمهوری اسلامی ایران شناخته میشود؛ ازاینرو به دنبال هرگونه اقدام توطئهآمیزی خواهد بود و ما باید منتظر اقدامات ضدایرانی آمریکاییها در حوزههای «امنیتی، نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی» باشیم، همانطور که در این ۳۸ سال گذشته نیز اینگونه ظاهر شده است. براین اساس دشمنی آمریکا نسبت به ایران امری طبیعی تلقی میشود.
اما
نکته دیگر آنکه، در ترکیب جدید سنای آمریکا اکثریت با حزب جمهوریخواه است؛ مجلس آمریکا خواست با این کار عملاً واشنگتن از بار تعهدات برجام خود شانه خالی کند. در همین بند از یادداشت باید به این اصل توجه داشته باشیم «سنا و کنگره بهدنبال آن هستند که جلوی بعضی از اقدامات و تعهدات آمریکا در حوزه رفع تحریمهای بانکی و مالی را در فرصت باقیمانده از دولت اوباما که در برجام باید انجام میداد، بگیرند» تا بدینوسیله ترامپ بتواند در ادامه سیاستهایی که لابی صهیونیستی در آمریکا دنبال میکند، اقدامات خود را علیه جمهوری اسلامی به صورت قانونی دنبال کند.
نکته دیگر پیرامون نقض برجام از سوی آمریکا که در قالب تمدید قانون تحریمهای ۱۰ ساله ایران شکل گرفت، حضور و مشارکت ۵ کشور دیگر در زمان مذاکرات هستهای بود. آنچه مسلم است ۵ کشور دیگر خود را متعهد به برجام دانستهاند بنابراین آمریکا بهتنهایی نمیتواند به آن خدشه وارد کند زیرا برجام یک تعهد بینالمللی است که در سازمان ملل و شورای امنیت به تصویب رسیده و قطعنامههای شورای امنیت پشتوانه آن است.
موضوع دیگر درباره نقض «برجام» تحرک و اقدامات مسئولان و دولتمردان است، نگارنده مطلب براین باور است در نظام جمهوری اسلامی ایران، سخنان رهبر معظم انقلاب، حجت و به عبارتی فصلالخطاب است، به همین جهت زمانی که ایشان میفرمایند: «اقدام آمریکاییها نقض برجام است» دیگر نباید کسی با الفاظ دیگری به بیان این اقدام آمریکاییها بپردازد و همه مسئولان باید صریحاً به نقد این اقدام بپردازند.
معتقدم وزیر امور خارجه باید به شورای امنیت سازمان ملل این نقض برجام را گزارش کند و براساس قانونی که مجلس تصویب کرده و مسئولیتی که برعهده شورای نظارت بر اجرای برجام گذاشته است باید مقابله به مثل صورت گیرد؛ این حق جمهوری اسلامی ایران است. حتی آقای ظریف «وزیر امور خارجه» باید با ۵ عضو دیگر به گفتوگو و رایزنی بپردازد و کمیتهای که در برجام به منظور نظارت بر حسن اجرای برجام در نظر گرفته شده است، وارد شود و این مسئله در قالب یک دعوی حقوقی به صورت کتبی به این کمیته اعلام تا آمریکا بهعنوان نقضکننده برجام، معرفی شود.
نکته پایانی را به سیاستهای دولت جدید آمریکا اختصاص میدهم. معتقدم با ورود «ترامپ» به کاخ سفید، سیاستهای ایالات متحده در رابطه با مسایل منطقه با اروپا رو به واگرایی میگراید. آنچه مسلم است، اروپا قطعاً با سیاست خارجی رئیسجمهور جدید آمریکا همسو نخواهد شد و حتی در زمینه نظامی در حال حاضر گزینه جدایی اروپا از ائتلاف ناتو، مطرح میباشد.
با وجود ادامه تحریمها علیه ایران، در اینکه در آینده پیشرو ترامپ توان اجماعسازی بر ضدایران را داشته باشد، نظر به وجوه افتراقی بین سیاست خارجی آمریکای جدید و اروپا، خود محلی از تردید است.
*تحلیلگر مسائل بینالملل









