ایران، عربستان و مشکلی به نام یمن!

به گزارش «نماینده»؛ ماریا افیموا، روزنامه کامرسانت روسیه، طی یادداشتی نوشت: جنگ در یمن، به آینه‌ای از رویدادهای سوریه تبدیل شده است. یمن و سوریه به میدان مناقشه غیرمستقیم و جنگ نیابتی بازیگران اصلی منطقه یعنی ایران و عربستان سعودی، تبدیل شده‌اند و هر یک از آنها، تلاش می‌کنند اوضاع حاکم در این کشور را…

به گزارش «نماینده»؛ ماریا افیموا، روزنامه کامرسانت روسیه، طی یادداشتی نوشت:

جنگ در یمن، به آینه‌ای از رویدادهای سوریه تبدیل شده است. یمن و سوریه به میدان مناقشه غیرمستقیم و جنگ نیابتی بازیگران اصلی منطقه یعنی ایران و عربستان سعودی، تبدیل شده‌اند و هر یک از آنها، تلاش می‌کنند اوضاع حاکم در این کشور را تغییر دهند. در هر دو مورد نیز به نظر می‌رسد افراط‌گرایان با توجه به وضعیت پیش آمده، برنده میدان باشند.

آخرین دور مذاکرات برای حل‌وفصل مناقشه در یمن، از یک سو با اشاراتی در خصوص احتمال برقراری سازش میان انصارالله مورد حمایت ایران و نظامیان سابق وفادار به علی عبدالله صالح، رئیس‌جمهور سابق این کشور و از سوی دیگر نیز نیروهای رئیس‌جمهور عبدربه منصور هادی پایان یافت. گروه اول، از پاییز سال ۲۰۱۴ میلادی، بخش اعظم خاک یمن و از جمله، صنعا، پایتخت این کشور، را تحت کنترل خود دارند و گروه دوم، در سال گذشته موفق شد با حمایت «ائتلاف عرب» منطقه جنوبی این کشور، با تمامی بنادر مهم راهبردی‌اش، از جمله، بندر عدن را از دست شیعیان خارج کند و تحت کنترل خود درآورد.

در حال حاضر، ریاض به جای انصارالله، «القاعده» شبه‌جزیره عربستان را دشمن شماره یک خود معرفی می‌کند که طی سال جاری، نیروهای آن – تا زمان آغاز عملیات مشترک آمریکا و «ائتلاف عرب» – در حدود ۶۰۰ کیلومتر از استان جنوبی و ساحلی حضرموت و از جمله، بندر راهبردی «المکلا» را تحت کنترل خود درآورده‌اند.

بسیاری از رویدادها گواهی از آن دارند که عربستان سعودی و القاعده، به رغم آنکه خصومت‌های «القاعده» در قبال «رژیم حامی آمریکا» در عربستان همچنان ادامه دارد، در گذشته، علیه شورشیان شیعه پیمان تاکتیکی بسته بودند. نخست، اینکه «ائتلاف عربی» علیه اراضی تحت کنترل آنان در حضرموت حمله‌ای نکرده‌اند و دوم، برخی از رهبران القاعده در شبه‌جزیره عربستان آشکارا اعلام کرده‌اند که در چارچوب اجرای عملیات مجزا، با این ائتلاف همکاری می‌کنند. در حقیقت، تشدید رویارویی‌ها میان ایران و عربستان سعودی که به آغاز عملیات نظامی ریاض علیه انصارالله در یمن انجامیده است، باعث شده که «القاعده»، اقدامات داعش را در سوریه و عراق تکرار کند و در جنوب یمن «اماراتی» با ساختار شبه دولتی را تشکیل دهد که با موفقیت تمام به کار جمع‌آوری مالیات و ارائه خدمات برای مردم اشتغال دارد.

اگرچه، القاعده شبه‌جزیره عربستان موفق نشده در اراضی تحت تصرف خود باقی بماند، اما این گروه بعد از رانده شدن از حضرموت هم در جنوب کشور در شرایط مطلوبی به سر می‌برند. به رغم اعلام خبرهایی مبنی بر به موفقیت انجامیدن عملیات ماه آوریل برای آزادسازی المکلا و نابودی بیش از ۸۰۰ نفر از شبه‌نظامیان القاعده شبه‌جزیره عربستان، نمایندگان قبایل محلی تأکید دارند که القاعده پیش از آغاز حملات ائتلاف، اراضی تحت اشغال خود را ترک کرده بود.

جالب این است که اعضای شورا از القاعده شبه‌جزیره عربستان به عنوان عنصر لاینفک زندگی محلی نام می‌برند، نه اشغالگر. عبدالحکیم بن محفوظ، دبیرکل شورا، در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی الجزیره ضمن کاربرد نام جدید آن (که برای خود انتخاب کرده)، یعنی فرزندان حضرموت، در حقیقت از آن به نیکی یاد کرد. هدف القاعده از انتخاب این نام برای خود، از حدود یک سال پیش، تأکید بر ریشه دواندن القاعده شبه‌جزیره عربستان در ساختار قومی محلی این کشور است. نماینده حکومت جدید ضمن اعلام حمایت خود از نیروهای وفادار به هادی، نقش القاعده را در دفع حملات در مناطق جنوبی انصارالله و نیز آمادگی‌اش برای انتقال داوطلبانه مسئولیت اداره شورا را مثبت ارزیابی کرد.

حضور القاعده شبه‌جزیره عربستان در جنوب کشور هنوز بسیار چشمگیر است که به گزارش رویترز هنوز از طریق قاچاق نفت به استان‌های همجوار حضرموت، درآمدهای کلانی به دست می‌آورد.

به‌این‌ترتیب، مناطق جنوبی یمن که به گفته شماری از کارشناسان، ریاض قصد دارد با هدف مقابله با خطرات ناشی از بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، در آنجا لوله‌کشی‌هایی انجام دهد، تحت کنترل مشترک القاعده شبه‌جزیره عربستان و قبایل محلی قرار گرفته‌اند. این باعث می‌شود که این منطقه در برابر انصارالله در امان باشد، اما در عین حال، نگرانی‌های عمیق یار عربستان سعودی در این ائتلاف، یعنی امارات متحده عربی و همچنین آمریکا را بر می‌انگیزد که اعلام کرده که قصد دارد رسالت ضد تروریستی خود در یمن را از سر گیرد که در ارتباط با تشدید اوضاع، این کشور را ترک کرده است.

در خصوص شمار نیروهای آمریکایی اطلاعات دقیقی منتشر نمی‌شود. اما بنا به اعلامیه پنتاگون، اعزام یگان‌های نظامی به یمن، به درخواست امارات متحده عربی و نیز افزایش کمی آنها از مراحل پی‌درپی در بازگشت به این رسالت است.

به‌رغم اعلام خبر مبنی بر برقراری صلح در میان نیروهای هادی و انصارالله در اواسط ماه آوریل و همچنین انتشار بیانیه‌هایی از سوی مقامات دولتی عربستان سعودی و امارات متحده عربی مبنی بر اینکه عملیات تا حدودی به پایان رسیده است (در این مورد فشارهای سازمان ملل متحد که ائتلاف را مسبب بر جای ماندن قربانیانی خوانده و آمریکا که از تقویت القاعده شبه‌جزیره عربی ناراضی است، تأثیرگذار بوده‌اند)، در اکثر مناطق از جمله، استان‌های دیالی، شبوه، تعز و در منطقه پایتخت و همچنین بر سر کنترل ایالت نفت‌خیز مارب نبرد ادامه دارد. از خبرهای منتشره از سوی رسانه‌های گروهی منطقه‌ای نیز چنین برمی‌آید که ائتلاف سعودی قصد دارد در آینده نزدیک به پایتخت حمله کند که از پاییز سال ۲۰۱۴ میلادی، تحت کنترل انصار الله قرار گرفته است. عملیات مربوط به آزادسازی صنعا، پیش‌درآمد آن است و بر اساس این خبرها، دیدارهای نمایندگان قبایل محلی نیز بیشتر شده که قرار است از این ائتلاف پشتیبانی زمینی به عمل‌ آورند.

از شواهد موجود چنین برمی‌آید که امروزه فروپاشی یمن که پیش از آغاز بهار عربی از احتمال آن سخن گفته می‌شد، تا حدودی به واقعیت پیوسته است. اگر ائتلاف عربی موفق شود، انصارالله را از صنعا بیرون براند، شمال کشور – سرزمین موروثی شیعیان، به عنوان عامل اعمال فشار بر سعودی‌ها، تحت نفوذ تهران خواهد افتاد. عملیات نظامی که بنا به ارزیابی‌های گوناگون، برای ریاض روزانه از یک تا چند صد میلیون دلار هزینه در بردارد، دیر یا زود به پایان خواهد رسید و بعد از این سلسله پادشاهی سعودی ناگزیر خواهد شد به طور عمده به وجود نیروهایی از جنس ناهمگون محلی متکی شود.