به گزارش «نماینده»، المانیتور در یادداشتی نوشت:
در حالی که ایران برای برگزاری محاکمه افرادی که اوایل سال جاری به سفارت عربستان سعودی حمله کرده بودند، آماده میشود، شاهزاده «ترکی الفیصل»، دیپلمات و رئیس سابق سازمان اطلاعات سعودی اعلام کرد در جلسه گروه ضدایرانی «مجاهدین خلق» که از گروههای اپوزیسیون خارج نشین ایران به شمار میآید در پاریس شرکت خواهد کرد. بسیاری از تحلیلگران ایرانی و بینالمللی این اقدام را به مثابه یک نقطه عطف در سیاست ضدایرانی آلسعود و تغییر این سیاست از فاز پنهانی به آشکار تعبیر کردهاند.
ایران از سال ۱۳۶۰ به دلیل کشتار بیش از ۱۲هزار نفر از شهروندان و مقامات ایرانی، مجاهدین خلق را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داده است؛ البته در سالهای اخیر ترور دانشمندان هستهای ایران نیز به سیاهه جرایم این سازمان افزوده شده است. این سازمان در طول جنگ ۸ ساله ایران و عراق به نفع «صدام حسین»، دیکتاتور سابق عراق وارد جنگ با ایران شد و حتی در سرکوبی قیامهای شیعی و کردی عراق نیز برای صدام حسین فروگذاری نکرد.
فیصل در سخنرانی ۳۰ دقیقهای خود در پاریس ضمن ابراز علاقه به «مردم ایران» جمهوری اسلامی و آیتالله «خمینی» بنیانگذار آن را مورد انتقاد قرار داد و به تلاش برای صدور انقلاب اسلامی به دیگر کشورهای اسلامی متهم کرد. وزارت خارجه ایران به سرعت نسبت به اقدام مداخلهجویان فیصل موضع گرفت و این اقدام را مداخله در امور داخلی ایران خواند.
یکی از مقامات وزارت امور خارجه ایران در دهم جولای در مصاحبه «تهران تایمز»، اظهارات فیصل را نشانهای از «حماقت، بیشرمی و ناکامی سیاسی عربستان سعودی» دانست. دیگر مسئولان ایرانی نیز اقدام این مقام سابق سعودی را گواهی بر «حمایت آلسعود از تروریسم» نامیدند. همچنین در مصاحبه خبرگزاری فارس با «حسین امیرعبداللهیان» که تا همین اواخر معاون عربی – آفریقایی وزیر خارجه ایران بود، اعلام کرد که پیش از این نیز به سعودیها گفته شده که «نمیتوان تروریسم را ابزار بیثبات ساختن منطقه کرد و انتظار داشت کشور خود آنها از این بیثباتی در امان بماند.»
«سیدمحمد هوشی سادات»، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و پژوهشگر میهمان مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه در تحلیل این اقدام اعلام کرد: «ترکی الفیصل یکی از شخصیتهای با نفوذ هیئت حاکم محافظهکار سعودی است. او ۲۳ سال مدیر اداره کل اطلاعات سعودی بوده و سابقه خدمت در مقام سفارت بریتانیا و آمریکا را نیز در کارنامه دارد. نقش کلیدی و جایگاه کلیدی او جای هیچ شکی را باقی نمیگذارد که وی زبان گویای مواضع عربستان سعودی است. بنابراین مقامات ایرانی و نیز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اظهارات وی را در چارچوب رویارویی عربستان با ایران ارزیابی میکند.»
هوشی سادات همچنین میافزاید: «سعودیها از همان سال ۱۳۵۷ سرنگونی جمهوری اسلامی ایران را دنبال میکردند؛ آنها در جنگ تحمیلی با وجود تمام ضدیتهای ایدئولوژیکی که با صدام حسین داشتند، از وی حمایت کردند و البته مناسبات حسنه آنها با مجاهدین خلق نیز به سالهای اولیه دهه ۱۳۶۰ بازمیگردد. با این حال افزایش نفوذ ایران بر خاورمیانه از ۲ سال پیش آنها را به صرافت کنار گذاشتن تلاشهای پنهانی بر ضد ایران و روی آوردن به یک سیاست سیستماتیک شفاف در زمینه براندازی در ایران انداخت.»
از سوی دیگر هوشی سادات با صحه گذاشتن بر فرضیه «علی یونسی»، دستیار ویژه ریاست جمهوری ایران در امور اقلیت مذهبی مبنی بر اینکه «عربستان در حال تکرار اشتباهی است که صدام حسین هم مرتکب آن شد» افزود: «سعودیها تلاش میکنند از طریق احیای گروههای مخالفی همچون مجاهدین خلق، شبه نظامیان کرد در اقلیم کردستان عراق و نیز گروههای مسلح بلوچ در استان بلوچستان کشور پاکستان، ایران را در معرض تهدیداتی حیاتی قرار دهند. اما آزموده را آزمودن خطاست! این سیاست در بلند مدت نتیجه معکوس میدهد و همان طور که صدام حسین را به گرفتاری انداخت، برای سعودیها نیز دردسرساز خواهد شد. البته اکنون مجاهدین خلق اصلیترین ابزار برای فشار وارد کردن به ایران هستند.»
«محمدصادق الحسینی» تحلیلگر ایرانی ساکن بیروت نیز ضمن مهم ارزیابی کردن حضور فیصل در اجلاس پاریس گفت: «ریاض به طور کلی سیاست منطقهای خود را در ضدیت با تهران تعریف کرده است و در این راه مناسبات خود با اسرائیل را نیز افزایش داده است. حضور شاهزده فیصل در اجلاس مجاهدین را باید نشانه رسمی علنی ساختن سیاست مخفی پیشین دانست.»
از سوی دیگر هوشی سادات با تقسیمبندی سیاستمداران ایرانی به دو دسته طرفدار مقابله شدید و هواداران گفتوگو میافزاید: «تصمیمسازان ایرانی همواره کاهش دادن تنشها و مذاکره سعودیها را در دستور کار خود قرار دادهاند. از سوی دیگر تهران قصد مواجهه مستقیم با ریاض را ندارد، زیرا منطقه تحمل شروع شدن یک جنگ دیگر، آنهم میان دو قدرت اصلی منطقه را ندارد. افزون بر این درگرفتن جنگی تمام عیار میان ایران و سعودی سرمایههای مالی و سیاسی غرب در خاورمیانه را به شدت به مخاطره میاندازد و واکنش آنها را نیز در پی خواهد داشت.»









