ارتقای کیفی «NGO»ها برای مقابله با خشکسالی

محمد درویش، مدیرکل دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان محیط ‌زیست، در هفته نامه «نماینده» نوشت: با مروری بر عوامل مختلف تأثیرگذار در بروز ریزگردها متوجه می‌شویم که خشکسالی یکی از اصلی‌ترین دلایل در این زمینه است، برای اینکه عاملی است که رطوبت سطح خاک را کم کرده و در نتیجه چسبندگی ذرات به عبارتی همان ریزدانه‌ها…

محمد درویش، مدیرکل دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان محیط ‌زیست، در هفته نامه «نماینده» نوشت:

با مروری بر عوامل مختلف تأثیرگذار در بروز ریزگردها متوجه می‌شویم که خشکسالی یکی از اصلی‌ترین دلایل در این زمینه است، برای اینکه عاملی است که رطوبت سطح خاک را کم کرده و در نتیجه چسبندگی ذرات به عبارتی همان ریزدانه‌ها را کاهش می‌دهد. نتیجه این اتفاق افزایش گرد و غبار یا ریزگردها خواهد بود. نکته دیگر اینکه یکی از مناطق اصلی تولید گرد و غبار و ریزگردهای اراضی کشاورزی هستند، به خصوص زمانی که مورد کشت قرار نمی‌گیرند یا هنگامی که شخم زده می‌شوند، همچنین دیم‌زارهای متروکه از مهمترین عوامل ایجاد فرسایش بادی و تولید ریزگرد به شمار می‌روند. با توجه به اینکه بسیاری از مناطقی که از آنها برای کشت دیم استفاده می‌کنیم، پتانسیل این کشت را ندارد و بارندگی‌ها از سالی به سال دیگر تغییر می‌کند، در سالی که خشکسالی است این دیم‌زارها رها می‌شوند و خود تبدیل به کانون‌های بحرانی تولید گرد و خاک خواهند شد. از سوی دیگر بیشتر از اراضی کشاورزی ما به شیوه کرتی آبیاری می‌شود. در چنین شرایطی گاهی اوقات آب سله ببندد و برای اینکه این سله‌ها شکسته شود، کشاورزان مجبور هستند، از عوامل انسانی برای از بین رفتن این شرایط استفاده کنند که این فرآیند منجر به تولید گرد و غبار می‌شود. به هر حال عوامل هیدرولوژیکی و غیرهیدرولوژیکی می‌توانند در بروز خشکسالی مؤثر باشند. براین اساس هدف ما در سال جاری و سال آینده ارتقای کیفی تشکل‌های مردم نهاد حوزه محیط زیست و جامعه محلی است. درحال حاضر نیز آموزش‌هایی را در دست طراحی داریم تا به صورت مرتب و ماهانه در همه استان‌های کشور برای افزایش دانش مردم و جامعه محلی نسبت به مخاطرات محیط زیستی ارائه شود و امیدواریم بتوانیم سهم خود را در ارتقای سهم اکولوژیک ایرانیان ایفا کنیم.

البته اشاره به این نکته ضرورت دارد که ما مستقیم به جامعه محلی آموزش نمی‌دهیم، بلکه به سازمان‌های مردم نهاد محیط زیستی آموزش‌های لازم را ارائه می‌کنیم که اهل همان منطقه بوده و با زبان مردم ساکن در آن محدوده آشنا هستند، ضمن اینکه مردم به آنها اعتماد دارند. در گام بعدی از آنها خواهش می‌کنیم تا با مردم محلی ارتباط برقرار کنند. مصداق این امر ارتباط «NGO»ها با کشاورزان در منطقه گندمان استان چهار محال و بختیاری است تا برای جلوگیری از خشک شدن تالاب در این منطقه بخشی از حق آبه خود را دوباره در اختیار تالاب‌ قرار دهند، منطقه کانی برازان در آذربایجان غربی، کمجان استان فارس، میاندشت در خراسان شمالی، حسین آباد سر بیشه در خراسان جنوبی، روستای گل سفید چهارمحال و بختیاری، منطقه حفاظت شده هلن در قره قشلاق در شرق دریاچه ارومیه و ده‌ها مورد دیگر مصادیقی به‌شمار می‌روند که در آنها سازمانهای غیردولتی توانسته‌اند موفق شوند؛ روند پس رونده و کاهنده کارایی سرزمین را کاهش دهند.

درحال حاضر نیز ما یازده استان را دور هم جمع کرده‌ایم تا تالاب اصلی خوزستان را از خشکسالی نجات دهند. بحث دیگر این است که ما باید به یاد داشته باشیم؛ ایران روی کمربند خشک جهان واقع شده و ویژگی اصلی این منطقه این است که میانگین ریزش‌های آسمانی در آن ممکن است از سالی به سال دیگر تغییر کند، بنابراین به جایی اینکه براساس میانگین‌ها برنامه‌ریزی کنیم باید طبق حداقل‌های ریزش تدابیر لازم را در نظر بگیریم، زیرا در کشوری که ممکن است از سالی به سال دیگر میزان ریزش‌های آسمانی تا ۶۰درصد تغییر کند، نمی‌توان شاهد افزایش وابستگی معیشتی به زمین و منابع آبی بود. بنابراین باید به سمت ارتقای دانش در حوزه نرم‌افزاری کشاورزی رفت. ضمن اینکه باید با کمک متخصصان شیوه سنتی کشاورزی را تغییر داد. توجه کنید در شرایط کنونی ضایعات کشاورزی در ایران ۶ برابر استاندارد جهانی است، همچنین در حوزه آبیاری ۶۵درصد آب را هدر می‌دهیم. بنابراین باید به این نکات توجه کرد با استفاده از سایر امکانات از جمله پتانسیل‌های گردشگری، وابستگی معیشتی به زمین را کاهش داد.