«نماینده» / در پایان سال ۱۳۵۸ آیتالله «حسینی کرمانی» به نمایندگی از سوی آیتالله «خمینی»، به مهاباد رفته و با دکتر «قاسملو، ملاعبدالله و آقای غنی بلوریان» (سه تن از اعضای ارشد حزب دموکرات کردستان) دیدار کرده و نظر آیتالله خمینی را به شرح زیر به اطلاع آنان میرساند: «من بر این اعتقاد هستم که شما – حزب دموکرات – وابسته به رژیم عراق هستید و اسلحه و پول و حتی سوخت از عراق میگیرید. خوب میدانیم رژیم عراق شما را علیه جمهوری اسلامی تحریک میکند. به همین دلیل ما به شما اعتماد نداریم و فکر میکنیم شما خواستههای خودتان را مطرح نمیکنید بلکه برنامه رژیم عراق را در کشور خودتان که ایران است اجرا میکنید. با توجه به این، ما چگونه میتوانیم به حزب دموکرات اعتماد کنیم؟»
سپس آیتالله کرمانی به نقل از آیتالله خمینی میگوید که شما باید ایرانی بودن خود و غیر وابسته بودنتان به عراق را اثبات کنید. برای اثبات این خواسته پیشنهاد آیتالله خمینی را مطرح میکند: «به مدت یک سال، فقط یک سال مسئولیت حفظ و حراست از مرزهای ایران را که در دست خود شماست به عهده بگیرید و این مرزها را از حمله بیگانگان و نفوذ دار و دسته دشمن به داخل خاک ایران حفظ کنید و همه نیروهای مسلح خود را آماده دفاع از کشور خودتان کنید. حکومت جمهوری اسلامی نیازهای شما را به اسلحه تأمین میکند و خواستههایتان را تعهد میکند، خودتان تعیین کنید که چه چیزی نیاز دارید، هیچ نیروی ارتشی به غیر از تعدادی که امروزه در این منطقه است به اینجا اعزام نخواهد شد و آنها نیز اجازه نخواهند داشت که در امور شما دخالت کنند. پذیرش این پیشنهاد از سوی شما موجب اطمینان ما به شما خواهد شد. سپس اگر پس از گذشت این یک سال، ما اکثریت خواستههای شما را اجرا نکردیم و تعهدات خودمان را عملی نکردیم، شما میتوانید لوله اسلحههایی را که خودمان به شما دادهایم به طرف ما بگیرید.»
آقای بلوریان میگوید که پیشنهاد خوب و معقولی است. اما ملاعبدالله و دکتر قاسملو آن را رد میکنند. آقای بلوریان میپرسد چرا رد میکنید؟ ملاعبدالله پاسخ میدهد: «اگر ما این پیشنهاد را قبول کنیم، مردم کردستان به ما خواهند گفت جاش.» با شنیدن این حرف عصبانی شدم و خواستم بگویم پس چرا با وابسته شدن به رژیم عراق و گرفتن اسلحه و پول از این دشمن دیکتاتور و خونخوار کرد، جاش نمیشویم.»
دفاع از مرزهای ایران آدمی را «جاش» میسازد، اما وابستگی به صدام حسین، طرف را دگراندیش و آزادیخواه و وارد کننده مدرنیته به ایران میکند.
تعریف ساده جاش: جاش – در لغت به معنای کره الاغ – کلمهای است تحقیرآمیز که از سوی گروههای مبارز و تجزیهطلب به آن دسته از کردها اطلاق میشود که با این گروههای مسلح مخالفت میکردند و یا با حکومت همراهی مینمودند.
(غنی بلوریان، کتاب برگ سبز ۴۰۵-۴۰۶)









