«نماینده»/ شاید بتوان مهمترین رویداد هفته سوم آذر ماه سال ۱۳۵۸ را غائله «خلق مسلمان» در آذربایجان و قم دانست، غائلهای که به بهانه مخالفت حامیان آیتالله شریعتمداری با قانون اساسی و اصل ولایتفقیه شروع شد ولی در واقع اهداف دیگری داشت.
در ادامه به روایت این رویدادها به نقل از مطبوعات آن برهه خواهیم پرداخت.
به دنبال اعتراض هواداران آیتالله شریعتمداری به قانون اساسی و نتایج رفراندوم از بعدازظهر ۱۴ آذر، شهر قم صحنه ناآرامیهایی بوده که به کشته شدن دو نفر و مجروح شدن چند نفر دیگر منجر شد. با کشیده شدن دامنه درگیریها به اطراف منزل آیتالله شریعتمداری، یکی از محافظین وی که پشت بام اقامتگاه نگهبانی میداد از راه دور هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. در پی انتشار این خبر، تبریز ناآرام شد و از شب ۱۴ آذر تا صبح روز بعد درگیری در سطح شهر ادامه داشت. به دنبال حوادث این دو روز در تبریز و قم امام دو پیام بسیار مهم خطاب به مردم صادر کردند. نقطه محوری هر دو پیام، ضرورت حفظ آرامش، رعایت حرمت مراجع و دوری از آشوبطلبی بود.
امام مضمون این دو پیام را در دیدار با اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی نیز تکرار و تأکید کردند: «من این را اعلام میکنم که اگر کسی به من سَبّ بکند، فحش بدهد، عکس من را پاره کند، احدی حق ندارد که به او تعرض بکند…»
آیتالله شریعتمداری نیز در ۱۶ آذر همین سال در یک مصاحبه مطبوعاتی با تمرکز بر موضوعات خطرناکی چون خودمختاری که وام گرفته شده از گروههای تجزیهطلب کردستان بود، بر ضرورت تعیین مسئولین آذربایجان از سوی خود پای فشرد! حضور تجزیهطلبان کردستان در تبریز و حمایت از شریعتمداری در این غائله، عمق این ارتباط را نشان میداد.
روز بعد دانشجویان مسلمان پیرو خط امام سندی مهم را در رابطه با «مقدم مراغهای» یکی از شخصیتهای همراه و هوادار آیتالله شریعتمداری افشا کردند که از لانه جاسوسی به دست آمده بود. این سند نشان میداد که مقدم مراغهای با حمایت سفارت آمریکا و با تکیه بر ظرفیت شریعتمداری برنامههایی برای خطه آذربایجان داشته است!
در روز ۱۸ آذر نیز امام سخنرانی مهمی در جمع شورای صداوسیما ایراد و اعلام کردند: «دعوت به قیام علیه جمهوری اسلامی در حکم کفر است.» در بخشی از این سخنان آمده بود: «قیام بر ضد حکومت اسلام، خلاف ضروری اسلام است. خلاف اسلام است بالضروره. قیام بر ضدِ حکومت اسلامی در حکم کفر است. بالاتر از همه معاصی است. در یک همچو موقعیتی که ما هستیم هر ندایی که برخلاف پیدا بشود، هر ندایی که موجب تضعیف بشود، این ندا از کفر است.»
از بعدازظهر همین روز و در حالی که از چند روز پیش صداوسیمای تبریز به اشغال ضد انقلاب در آمده بود و به دنبال پس گرفته شدن رادیو و تلویزیون تبریز توسط نیروهای مردمی این مرکز برنامههای خود را از ساعت ۵ بعدازظهر با پیام رئیس دادگاه انقلاب اسلامی این شهر آغاز کرد.
این رویدادها چهره شریعتمداری را روشنتر از پیش ساخت و روابط وی را برملا کرد. بر همین اساس بود که در روز ۱۹ آذر «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در اطلاعیهای از آیتالله شریعتمداری خواست که در تلقی و اشراف در مسائل طریق صحیحی را انتخاب کرده و افرادی که واقعیات را وارونه کرده و اخبار را سانسور نموده و در اختیار ایشان میگذارند را طرد نمایند.»
در روز ۲۰ آذر نیز تعداد زیادی از علمای حوزه علمیه قم در نامهای خطاب به شریعتمداری با اشاره به حوادث تبریز و قم تأکید کردند: «علمای آذربایجان میگویند پیروان خط امام لانه جاسوسی آمریکا را تسخیر میکنند و پیروان راه آیتالله شریعتمداری، رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی را.»
با این همه و با وجودی که دلسوزان توصیه میکردند شریعتمداری خط خود را از ضد انقلاب جدا کند، نه تنها وی این گونه نکرد بلکه ضمن دفاع از گروهک خلق مسلمان، جمهوری اسلامی را به ناامنسازی آذربایجان متهم ساخت و در ماهها و سالهای بعد دست به کارهایی زد که سرانجام با کشف کودتای «قطبزاده» و همکاری وی با این کودتا، جامعه مدرسین در روزهای پایانی فروردین ۶۱ در اطلاعیهای رسمی، وی را فاقد شرایط مرجعیت خوانده و چهره واقعی او را برای همگان افشا کرد.









