«نماینده»؛ محمدمهدی انصاری/ در گزارش آماری نشریه اکونومیست که اخیراً منتشر شده از ۱۰ کشوری که بیشترین نیروی ملحق به دولت داعش را داشته است، سه کشور شاخص اروپایی به چشم میخورد: آلمان ۲۷۰ نفر، انگلیس ۴۰۰ نفر و فرانسه ۷۰۰ نفر. این تعداد طی سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ در متن فرهنگ اروپایی پرورش یافته و به خشنترین و وحشیترین گروه ضدبشری تاریخ معاصر جهان پیوستهاند. به راستی چنین پدیدهای محصول کدام شکافها و منازعات فکری، سیاسی و ایدئولوژیک بوده یا از چه حقایق و فرایندهای پیدا و پنهانی نشأت گرفته است؟ کدام عناصر و مولفههای فرهنگ غربی یا کدام سیاستهای دولتهای اروپایی و آمریکایی منشاء تربیت چنین شهروندان خطرناکی شده است!؟…
اروپا و آمریکا که داعیهدار فرهنگ و تمدن عالیه بشری بوده و هستند و در قرن بیست و یک که انتظار میرفت بشریت رنگ خون و خشونت را هرگز در صفحات تاریخ حیات خود رقم نزند، آدمکشهای حرفهای و بیرحم تربیت شده فرانسه و آلمان و… هم در منطقه خاورمیانه و کشورهای اسلامی و هم در پایتختهای اروپا وحشت میآفرینند! تلاش برای یافتن پاسخ روشن و شفاف این سئوالات از ذهنهای روشنبین جوانان و نخبگان اروپایی و آمریکایی در نامه دوم رهبر جمهوری اسلامی ایران مطالبه شده است. مطالبهای منطقی و متفکرانه که از سوی رهبر یک کشور بزرگ اسلامی از جوان و نخبه تحصیلکرده و متمدن قرن ۲۱ مطرح شده است.
در حالی که برخی رهبران کشورهای اسلامی چون ترکیه، قطر، عربستان و امارات سرگرم کینهتوزی و عداوت آفرینی میان امت اسلامی و دولتهایشان هستند یا در کشورهایی چون عراق و لیبی و مصر هنوز پس لرزههای سقوط دیکتاتورها آرامش را از ایشان سلب کرده و سایر سران دول مسلمان نیز از درک حقایق پشت پرده سناریوهای موذیانه و مزورانه غرب غافل و ناتوان شدهاند یک شخصیت برجسته دنیای اسلام برای شکستن سد عاطفی بین حقایق دنیای اسلام با جوانان اروپا و آمریکا اقدام به نامهنگاری میکند و بر اساس اصل بدیهی “دیپلماسی عمومی” که در “ارتباطات سیاسی” دنیای امروز مطرح است مستقیم و بیواسطه افکار عمومی و به ویژه ذهن و فکر نخبه و جوان غربی و اروپایی را درگیر سئوالات بسیار اساسی میکند. جوانان و نخبگانی که سرمایههای تحول اجتماعی و آینده ساز فرهنگ غرب هستند، باید ایشان را درست در مقطعی که رویشهای معنوی در غرب بیش از پیش به چشم میخورد، مورد خطاب جدی قرار داده و به عبور ایشان از مرزهای ساختگی و محصور سیاستهای غلط و غیرمنطقی فرهنگ غرب کمک کرد. “ساختن فردایی بهتر و ایمنتر” مهمترین دغدغه رهبر جمهوری اسلامی ایران در نامه دوم ایشان است. نامهای که در آن ضمن آسیبشناسی و تحلیل حقایق سیاستهای غرب، بر مسئولیتپذیری جوانان روشنبین اروپایی تاکید میشود. انجام پروژههایی چون اسلام هراسی و اسلامستیزی، مسلمان کشی در جوامع غربی، ایجاد رعب و وحشت در میان مسلمانان ساکن اروپا، حمایت از گروههای تکفیری و سلفی جنایتکار، اعمال فشارها و تبعیضهای فراوان علیه اعتقادات مسلمانان همچون حجاب و برخی مناسک دینی همگی گواه بر ترس و واهمه غرب از جذب روزافزون جوانان به اسلام است. همین سیاستهای دوگانه و غلط، امروز دامان اروپا و آمریکا را فرا گرفته و نتیجه عکس داده است، ضمن اینکه هزینههای بسیار سنگینی را بر مسلمانان در فلسطین و سوریه و یمن و عراق و لبنان و افغانستان تحمیل کرده است. تروریسم تکفیری و تروریسم دولتی اسرائیل یا تقسیم تروریسم به خوب و بد همه و همه از سیاستهای اروپای به اصطلاح متمدن و مدافع حقوق بشر ناشی شده که تیرهایش کمانه کرده و به سمت خود آنها نشانه رفته است. کیست که نداند تقویت سختافزاری و نرمافزاری کثیفترین و بیرحمترین گروههای دو دهه اخیر یعنی طالبان، تکفیریها، سلفیها، داعشیها، القاعده آفریقا و سایر گروههای تروریستی و جنایتکار در اقصی نقاط جهان توسط اتاقهای فکر وابسته به کاخ سفید و کاخ الیزه و… صورت میپذیرد!؟ تروریسمی که به درد مشترک بشریت امروز تبدیل شده است.
حقایق و بدیهیاتی که آنقدر واضح هستند که نسل امروز یا شاید نخبگان و روشنفکران نیز بینیاز از تفکر و تعمق در ابعاد آنها شده باشند و تفطن به این حقایق و ژرفاندیشی در باب اسباب و علل آنها نیازمند تلنگری است که دو نامه آیت الله خامنهای طی سال ۲۰۱۵ میلادی در پی همین پویایی و جوشش ذهنها و فکرهاست.









