به گزارش «نماینده» شاید بتوان مهم ترین خبر حوزه مجلس در هفته ای که گذشت را اظهار نظر انتخاباتی آقا زاده هاشمی رفسنجانی دانست که با موضعی از سر تبختر که خاصیت این خاندان است از در راس امور بودن مجلس تنها زمانی که پدرش ریاست بهارستان را بر عهده داشت سخن گفت و از سوی دیگر نیز اصلاح طلبانی که به سیاق پدر خوانده دیگر مجلس را کاره ای نمی دانند سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن را پی گرفته و یار گیری از جبهه اصولگرایان را با عناوین مختلف ادامه دادند .
در هفته گذشته اظهار نظر محسن هاشمی بیشترین بازتاب ها را در میان اصحاب رسانه و نیز نمایندگان و فعالان عرصه سیاست در پی داشت .
محسن هاشمی همانند دیگر اعضای این خانواده که خود را صاحب انقلاب می دانند و نه مدیون آن در اظهار نظری شگفت انگیز مدعی شد مجلس تا زمانی در راس امور بود که پدر بر راس آن بود !
وی در دیدار اعضای شورای مرکزی حزب مردمی اصلاحات اظهار داشت : همیشه گفته میشود که مجلس در رأس امور است و زمانی که آیتالله هاشمی رفسنجانی ریاست مجلس را بر عهده داشتند، این احساس میشد و مجلس در مقولههای مدیریتی، نظارتی و حتی در امور حمایت از اصول نظام موفق بود.
وی ادامه داد: ولی این پدیده به دلایل مختلفی تضعیف شد، چه در زمان مجلس ششم و چه در زمان مجلس هشتم و حتی در مجلس آینده؛ مجالس در برخی دورهها حالت افراطی به خود گرفتند و اعتماد نظام و سیاسیون کشور را صلب کردند و باعث ایجاد اختلافات زیادی شدند.
این اظهارات واکنش های چندی را در پی داشت .
علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در واکنش به این اظهارات گفت: این مسئله که مجلس در یک جایگاه رفیعی است که میتواند بخشهای دیگر کشور را در ذیل حرکت قرار دهد و یا بر آن نظارت کند یک امر مقطعی و مربوط به یک زمان خاص نیست؛ کلیت مجلس این جایگاه را در قانون اساسی دارد.
حجتالاسلام سیدمهدی موسوینژاد نماینده مردم دشتستان در این زمینه با بیان اینکه اظهارنظرات نسنجیده درباره در رأس امور بودن مجلس، متکبرانه و مغرورانه است، گفت: در رأس امور بودن مجلس قائم به شخص نیست.
قاسم جعفری نماینده مردم بجنورد در مجلس با بیان اینکه موضعگیریهای مجلس نهم به مذاق عدهای خوش نیامده است، گفت: روسای مجالس قبل برای صیانت از جایگاه مجلس پاسخ خودشیفتگی افراد را بدهند.
سیدحسین نقوی نماینده مردم ورامین و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی نیز تصریح کرد: متاسفانه ادعاها مبنی بر «در رأس امور بودن مجلس در زمان آقای هاشمی»، فقط از طرف خاندان وی مطرح میشود، زیرا آنان خود را صاحب مملکت و نظام میدانند.
ادامه تلاش ها برای یار گیری از جبهه اصولگرایی
جلسه چهار نفره ولایتی ، لاریجانی ، مقتدایی و ناطق نوری در هفته های گذشته زمینه ساز تحلیل های از سر شوق اصلاح طلبان و حامیان دولت شد . آنان که از مدت ها پیش تلاش برای سرباز گیری از جبهه اصولگرایی را آغاز کرده بودند از برخی اشتباهات در جبهه خودی نهایت بهره برداری را کرده اند .
در این راستا مصادره شخصیت های اصولگرا هر چند با اندیشه های متفاوت از سوی جبهه اصلاحات به شدت در هفته پیش تعقیب شد .
به عنوان نمونه روزنامه آرمان در گزارشی با عنوان « یاران لاریجانی لیست جدا میدهند» در شماره هفت آذر نوشت : هرچه به انتخابات مجلس در اسفند ماه نزدیکتر میشویم، تحرکات جریانهای سیاسی و به موازات آن گمانهزنی تحلیلگران از آرایش سیاسی کشور در انتخابات آتی افزایش مییابد. آنچه تقریبا جدی است اصلاحطلبان با لیستی واحد در انتخابات شرکت میکنند. اما در طرف اصولگرا، کماکان طیفهای مختلف در حال چانهزنی با هم برای رسیدن به اجماع هستند. امری که با توجه به وجود گروههای تندرویی مانند جبهه پایداری و یکتا سخت به نظر میآید.
این روزنامه در گزارش خود ادامه داد : چه اینکه اصولگرایان سنتی از جمله حزب موتلفه وجمعیت ایثارگران با محوریت جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین سعی بر آن دارند که از چنددستگی پرهیز کنند و در این راه ممکن است چهرههای تندروی اصولگرا هم در لیست نهایی شان گنجانده شود. اما ظاهرا اصولگرایان میانهرو بعد از تجربه احمدینژاد و بعد از آن افراطکاریهای تندروهای اصولگرا در ماجرای استیضاح وزیر کار دولت دهم و تجمع و شعار جلوی دفتر علی لاریجانی رئیس میانهرو مجلس در قم و همینطور در مراسم عزاداری بیت رهبری در جریان تصویب برجام، دیگر قصد ندارند نامشان در کنار نام اصولگرایان سنتیای قرار گیرد که حاضر به محکوم کردن رفتار غیراخلاقی و غیرعقلانی تندروها و حمایت از علی لاریجانی نشدند. در همین راستا قرار است اصولگرایان میانهرو حامی لاریجانی و البته دولت روحانی، که در مجلس نهم فراکسیون رهروان ولایت را تشکیل داده بودند، در انتخابات مجلس آینده لیست انتخاباتی جداگانهای منتشر کنند.
در ادامه این گزارش و در ادامه پروژه نزدیک سازی لاریجانی به اصلاح طلبان همانند طرحی که بر روی ناطق نوری پیاده شده است در میان تیتری با عنوان « لاریجانی رفیق یا رقیب اصلاحطلبان؟! » می خوانیم : لازمه کنش سیاسی عقلانی، واقعبینی سیاسی و سنجیدن مصالح سیاسی با در نظر گرفتن عنصر زمان و مکان و خواست نیل به اهداف از پیش تعیین شده- نه اما ثابت و همیشگی- با بهینه کردن وسایل موجود و کاستن از هزینههای سیاسی است. از همین روست که رفتار سیاسی لاریجانی برای برخی دور از فهم به نظر میرسد. چرا که در نگاه آنان سیاست نزدیکی بسیاری با نوعی ایستایی و تصلب دارد که هرگونه تغییر در آن را باید به دیده تردید نگریست. برخی دیگر اما نمیخواهند باور کنند که هرچند لاریجانی۹۴ تحولات بسیاری با لاریجانی۷۸ و زمان مدیریت صدا و سیما از سر گذرانده است، اما سیاستورزی او-که داماد شهید مطهری است- اساسا و بدوا نیز حامل کیفیات میانهروانهای بوده که به علت شرایط سیاسی کمی دیر به منصه ظهور رسیده است.
به عیان مشاهده می شود که مشی جدید سیاسی لاریجانی که اصلاح طلبان را به طمع انداخته است زمینه ساز آن شده که آنان سابقه رئیس کنونی مجلس شورای اسلامی و رئیس اسبق صدا و سیما و یا به عبارتی «سیمای لاریجانی » را فراموش کنند و سیرتی جدید برای او تصویر گر شوند .
آرمان در شماره ۸ آذر نیز از پیمان ولایتی و لاریجانی برای حذف تندروها سخن گفت . همگان می دانند که بر صراط اصلاح طلبان همه اصولگرایانی که فتنه را خط قرمز می دانند تند رو هستند و این کدام اصولگرا است که چنین نباشد مگر آن که کوتاه آمدن ها زمینه ساز سوء استفاده خناسان شده باشد .
در حالی که جبهه اصلاحات خود روزهای سختی را تجربه می کند و به اذعان نشریات اصلاح طلب در هفته ای که گذشت بحران هویت بر این جریان سایه افکنده است نیاز به تفرقه در میانه اصولگرایان منطقه الطیر اصلاح طلبان برای رسیدن به کرسی های مجلس دهم است .
آرمان در گزارش خود بدون اشاره به این بحران هویت در جریان اصلاح طلبی می نویسد « جریان اصولگرایی روزهای سختی را سپری میکند و هر یک از طیفهای آن به سمتی برای خود در حرکت هستند. برای آنها تفاوتی نمیکند که حامیانشان در انتظار وحدتی هستند که از آن دم میزنند و برایشان تنها نه غلبه بر رقیب سنتی یعنی اصلاحطلبان بلکه پیروزی بر رقیب درونطیفی اولویت دارد. اکنون اصولگرایی علیه اصولگرایی در جریان است و سه طیف در رقابت با یکدیگر هستند. طیف سنتی که شامل لاریجانی و ناطق نوری و امثالهم است. طیف نیمهسنتی که موتلفه و ایثارگران و احزابی در این رده را دربرمیگیرد، طیف دیگر جبهه پایداری است. »
در میانه اصلاح طلبان چه می گذرد ؟!
چنان چه ذکر آن رفت اصلاح طلبان از بحران هویت به سختی رنج می برند و این سخنی نیست که اصولگرایان به زبان آورند .
در هفته گذشته محمدرضا تاجیک در گفتوگو با «اعتماد» این سخن را به عیان واگویه کرد و گفت « طلبان از نبود «مانیفست اصلاحات» رنج می برند »
وی اظهار داشت : چیزی که ما خلأ آن را داریم و بنمایه رنج اصلاحطلبان شده اینکه مانیفست یا گفتمان اصلاحطلبی تعریف شده نیست؛ چیزی که خیلی ابهام و ایهام دارد و تعریف و تصویب نشده است. ما از گفتمان اصلاحطلبی سخن میگوییم اما هر کدام از مفاهیم آن برداشتی داریم. مفهوم اصلاحات با هم یگانه نشده. وقتی سخن از جامعه مدنی به عنوان یکی از اصول اصلاحات میکنیم برداشتهای متفاوتی از جامعه مدنی مشاهده میکنیم. وقتی داریم از پیشرفت و توسعه سیاسی صحبت میکنیم نمیدانیم که دقیقا از کدام مفهوم حرف میزنیم یا حداقل درباره آن گوناگون فکر میکنیم. وقتی از آزادی، دموکراسی و قانونمداری صحبت میکنیم تعریف یکسانی نداریم. تعاریف ما دقیقا شکل نگرفتهاند، بنابراین ما از یک گفتمان تعریف نشده و هنوز انضمامی نشده که حالتی انتزاعی دارد صحبت میکنیم و همین موضوع مصایب فراوانی را برای ما به همراه داشته است.
با این وجود سخن اصلاح طلبان از تفرقه در میانه اصولگرایان خنده دار می نماید بخصوص وقتی که می بینیم محمدرضا عارف در دیدار جمعی از اعضای جبهه اصلاحطلبان و اعتدالگرایان می گوید «توصیه ما به دوستانمان در جریان اعتدال این است که همانگونه که در انتخابات ۹۲ با وحدت و همگرایی موجب پیروزی آقای روحانی شدیم در انتخابات مجلس هم بهتر است با ارائه یک لیست واحد زمینهساز پیروزی تفکر اصلاحطلبی و اعتدالگرایی شویم و تدبیر حکم میکند دوستان جریان اعتدال راه خود را از اصلاحطلبان جدا نکنند تا انشاءالله در انتخابات ریاستجمهوری سال ۹۶ هم با مشکلاتی روبهرو نشویم.»
این سخن به عیان دو مسیر را نشان می دهد مسیری که دولتی ها در پی آن هستند و مسیری که اصلاح طلبان آن را دنبال می کنند و در این میان تفرقه آشکار تر از آن است که بتوان بر روی آن پرده کشید و منکرش شد .
در هفته ای که گذشت موسوی لاری نایب رییس شورای سیاستگذاری اصلاحطلبان نیز با زبان بی زبانی بر تفرقه در این اردوگاه مهر تائید زد .
وی در پاسخ به سوالی در خصوص انتشار لیست مشترک با اصولگرایان معتدل توسط حزب کارگزاران و اینکه آیا این یک راهبرد برای اصلاحطلبان است یا خیر، تاکید کرد: حزب کارگزاران سازندگی همانند باقی ۲۲ حزب و گروه و تشکلی که در شورای عالی هستند، پایبند به مصوبه شورای عالی بوده و به هیچ عنوان از این موضوع تخطی نمیکنند و در بیش از یک سال گذشته نیز آقای مرعشی که سخنگوی کارگزاران است، بیشترین نقش را در راستای وفاق و همدلی داشته است. از اول باید بپذیریم که دو جبهه در کشور به نام اصولگرا و اصلاحطلب وجود دارد و بنا نیست هیچکدام از این دو به نام یکدیگر در صحنه حاضر شوند. وی گفت: من معتقدم همکاری ما با اصولگرایان معتدل در مقدمات کار انتخاباتی است نه در دادن لیست مشترک و اگر هم کسی این نظر را داشته باشد یک نظر شخصی است؛ هرچند ممکن است در یک حوزه انتخاباتی ما نیرویی نداشته باشیم و امر بر این باشد که بین دو نیروی افراطی و شعاری و نیروی واقعگرا مجبور به انتخاب شویم، که به طور قطع خواستار حضور نیروی واقعگرا هستیم و این یک بحث جداگانه است.
این سخنان هر چند در ظاهر وحدت را نشان می دهد و تلاش برای رسیدن به یک لیست واحد ولی چنان چه به کنه آن رجوع کنیم خواهیم دید که جدا کردن حساب اصلاح طلبان از اعتدال گرایانی که خود را ظاهرا در جبهه اصولگرایی تعریف می کنند و این که هر کدام باید لیست خود را بدهند نشان از تفرق در جبهه ای دارد که الگویش خرداد ۹۲ بوده است ، اگر اعتدال گرایان و اصلاح طلبان در خرداد ۹۲ با هم متحد شده و روحانی را بر کرسی نشاندند امروز بر سر تصاحب کرسی های مجلس جنگی خونین را تجربه می کنند که در این کارزار هر کس قدرتش بیش سهمش بیشتر است !









