به گزارش «نماینده»، «انشقاق در جبهه اصولگرایی» را باید یکی از اهداف مدون و اصلی جریان تجدیدنظرطلب به شمار آورد، هدفی که نمود عینی آن را میتوان در صفحات خبری روزنامههای زنجیرهای این جریان به وضوح دید.
جماعت مدعی اصلاحطلبی برای تفوق بر رقیب طرحهای بسیاری نظیر «بهرهبرداری جناحی از توافق هستهای»، «حمایت از دولت یازدهم و ارائه لیست مشترک با دولت»، «تندرو خواندن طیف رقیب و سیاهنمایی از کارکرد اصولگرایی»، «تشدید اختلافات بین فراکسیون اصولگرایان و رهروان ولایت در مجلس نهم» و «ایجاد همگرایی بین گروههای منسوب به خود» را مورد توجه قرار داده اما همانطور که اشاره شد «ایجاد درگیری و انشقاق میان نیروها و گروههای جبهه اصولگرایی» یکی از مهمترین این اهداف است که بخش قابل توجهی از تمرکز جماعت مورد اشاره را به خود اختصاص داده است. روز گذشته بار دیگر روزنامههای زنجیرهای با درج مطالبی بهدنبال القای دودستگی بین اصولگرایان بودند. «سنتیها در میدان اعتدال» عنوان تیتر یک روزنامه ابتکار است که در آن بار دیگر تلاش شده رسیدن به وحدت در بین اصولگرایان را امری محال شمرده و به جای آن نزدیکی طیف سنتیها به دولت یازدهم و شخص روحانی را برجسته کرده است.
وحدت اصولگرایان در بنبست!
این روزنامه در ابتدای گزارش اصلی این شماره خود رسیدن به وحدت برای رقیب را اینگونه غیرممکن میخواند: «هرچند انتشار خبر دیدار زعمای جامعتین با آیتالله مصباح یزدی، رهبر معنوی جبهه پایداری و متعاقب آن برگزاری نشستی با حضور تشکلهای ایثارگران، جبهه پایداری و حزب مؤتلفه از دید برخی اصولگرایان به عنوان حرکتی مثبت در مسیر وحدت و همگرایی اصولگرایان عنوان میشد، اما واکنش برخی چهرهها و گروههای اصولگرا که اعتقادی به نسخه این ائتلاف سهگانه ندارند باعث شده است که ماجرای وحدت در اردوگاه اصولگرایی همچنان در بنبست باشد. علاوه بر این در حالی برخی گفتهها از تشکیل شورای هماهنگی جبهه اصولگرایان در مهرماه خبر میدهند که اولاً، روند شورای مشابه آن در جبهه اصلاحطلبان بهرغم سابقه طولانیتر هنوز به انتخاب لیست نرسیده و نباید انتظار داشت این شورا نیز به نتیجه خاصی برسد و ثانیاً، برخی چهرهها و گروههای اصولگرا نیز چراغ سبزی به حضور در این عرصه نشان ندادهاند. به نظر میرسد بازی شطرنج وحدت اصولگرایی به مات شدن نزدیک میشود.»
این روزنامه زنجیرهای در ادامه تلاش میکند با نام بردن از چهرههای اصولگرایی اینگونه وانمود کند که این افراد طی دو سال اخیر مطابق خواست رئیس دولت یازدهم قدم برداشته و از این به بعد هم با وی همگام خواهند شد: «یکی از اصلیترین چهرههایی که در معمای وحدت اصولگرایان نقش ویژهای ایفا میکند، علی لاریجانی است. رئیس فعلی مجلس شورای اسلامی، در سالهای اخیر به عنوان یک اصولگرای معتدل شناخته میشود.» در ادامه این روزنامه به تحولات جبهه ایستادگی هم اشاره میکند و مینویسد: «یکی دیگر از محورهای وحدت که باز هم از حضور علی لاریجانی در آن سخن گفته میشود، دو گروهی است که پیش از این در سالهای اخیر نزدیک به محسن رضایی و محمدباقر قالیباف مطرح بودهاند. این دو نفر نیز هرچند در طیف اصولگرایی طبقهبندی میشوند، اما در سالهای اخیر تلاش کردهاند که وجههای مستقل از خود به نمایش بگذارند. اخیراً اخباری از تشکیل حزب توسط نزدیکان قالیباف به گوش میرسد.» ابتکار مانند دیگر روزنامههای این طیف بدون اشاره به درگیریهای گروههای اصلاحطلب با یکدیگر و اوضاع نابسامان وحدت در این جبهه، حضور احتمالی احمدینژاد را هم چالش دیگر اصولگرایان میداند و این را هم یکی دیگر از دلایل به نتیجه نرسیدن وحدت اصولگراها عنوان میکند: «محمود احمدینژاد نیز یکی از معماهای اصولگرایان برای رسیدن به وحدت است. حتی اگر وی خودش را اصولگرا نداند و اصولگرایان نیز از حمایتهای بیدریغ خود در طول هشتسال دولتهای نهم و دهم تغییر نظر داده و از احمدینژاد برائت جویند، باز هم خاستگاه رئیسجمهوری سابق اصولگرایی محسوب میشود… به هر ترتیب معماهای اصولگرایان برای وحدت فراتر از آن است که در فاصله ماههای باقی مانده تا انتخابات مجلس دهم و مجلس خبرگان حل شوند. در نتیجه میتوان از هماکنون سازوکارهای وحدت اصولگرایی را شکستخورده و بازیگران مدعی در این شطرنج را ماتشده فرض کرد.»
اعتدال لاریجانی، ذوب در تدبیر روحانی!
«روزنامه آرمان» رسانه نزدیک به خانواده هاشمی هم با درج تصویر رئیس مجلس نهم عبارت «اعتدال لاریجانی ذوب در تدبیر روحانی» را مورد توجه قرار داده و مانند گذشته وی را همراه و همگام با دولت روحانی دانسته و لیست مشترک دادن روحانی- لاریجانی را بسیار محتمل دانسته و نوشته: «علی لاریجانی خیلی وقت است که به جمع مصلحان پیوسته و دیگر برای او بگومگوهای جناحی میان اصولگرایان و اصلاحطلبان معنایی ندارد. مورد حمایت همهجانبه مراجع تقلید و بزرگان در قم است که مشی اعتدالی او در این حمایتها بیتأثیر نیست. وی اثبات کرده برای استقرار صلح و دوستی در کشور حتی میتواند از خود بگذرد و علی لاریجانی برای او معنای ثبات در کشور داشته باشد. لازم است برای شناخت بیشتر رئیس مجلس کشورمان ویژگیهای او را در سه بخش سیاستورزی، ریاست مجلس و روابط بینالملل بررسی کرد.» این روزنامه رفتار علی لاریجانی در حمایت از دولت روحانی را اینگونه تفسیر میکند: «علی لاریجانی یک اصولگراست و در این مشی تردیدی نباید داشت اما اصولگرای همراه با پیشوند میانهرو. برای اثبات این ادعا لازم نیست مسیری طولانی را طی کرد و با کمی عقبگرد و بازگشت به سال ۹۲ به خوبی مشی او مشخص میشود. در آن برهه که دولت دکتر روحانی به روی کار آمد، اصولگرایان به دو بخش تقسیم شدند. بخشی که به رغم ادعای اصولگرا بودن روحانی اما به وی هجمه برده و منتقد پروپاقرص او شدند و بخش دیگر علی لاریجانی و همفکران او بودند که مشی اعتدال را پیش گرفتند و کمک به دولت را به عنوان وظیفه در ذهن حک کردند. جایگاه لاریجانی برای دولت بسیار مغتنم بود چراکه فرصت تبادل قدرت و ایجاد توازن را تا حد قابل توجهی فراهم میکرد و همچنین اعتقاد روحانی به لاریجانی در نقش یک مصلح سبب شد تا از نظرات رئیس مجلس در چینش کابینه بهره ببرد.» رسانه خانوادگی هاشمی در ادامه امتیاز مثبت لاریجانی در صورت همراهی با دولت را با ادبیاتی خاص اینگونه معنا میکند: «همچنین لاریجانی به خوبی میدانست همراهی او با دولت یک امتیاز مثبت برای بقای ریاستش در مجلس دهم خواهد شد و این موضوعی بود که تمام میانهروها از آن استقبال میکنند.»
اشاره شد که جداسازی برخی از چهرههای اصولگرا از مرکزیت این جریان و هدایت آنها به سمت شخص روحانی – که در اصل پیوند دادن آنها با جماعت تجدیدنظرطلب باید معنا شود- طی ماههای گذشته به عنوان یک هدف دنبال شده است که در ادامه به بخشهای کوتاهی از آن میتوان اشاره کرد.
وحدت قریبالوقوع لاریجانی با تجدیدنظرطلبان!
«دیوار مشترک در برابر تندروها» این عنوان تیتر نخست یکی از روزنامههای زنجیرهای در اواسط ماه گذشته –مرداد ماه – است که در آن احتمال ائتلاف سیاسی- انتخاباتی حامیان دولت با لاریجانی را در انتخابات پیش رو بسیار جدی و اساسی نشان داده است.
در بخشی از این گزارش آمده است: «حال در آستانه انتخابات مجلس دهم، هرچند دولت قرار نیست و نمیتواند به طور مستقیم وارد عرصه شود، اما قطعاً حامیان دولت برای مجلس برنامه ویژهای دارند. به ویژه همراهی تجربه شده و موفق اصلاحطلبان و اعتدالگرایان باعث شده است که این دو طیف به دنبال تکرار آن در انتخابات آتی باشند. در این میان گمانهزنیهایی وجود دارد که شاید چهرههای دیگری نیز به این همراهی بپیوندند. این چهرهها طیفی از علی مطهری – نمایندهای که از اصولگرایی به حضور مستقل در عرصه سیاسی رسیده است – تا داماد وی علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی را دربرمیگیرد. در این میان احتمال ائتلاف لاریجانی با حامیان دولت موضوعی است که توجه بیشتری را به خود جلب میکند، تا جایی که حتی برخی گمانهزنیها از سرلیستی علی لاریجانی در لیست حامیان دولت خبر میدهد. علی لاریجانی در ماههای اخیر همراهی و همکاری قابل توجهی با دولت نشان داده است. از سوی دیگر هم لاریجانی و هم دولت با طیف مشترکی دست و پنجه نرم میکنند؛ تندروهای اصولگرا.»
ائتلاف نانوشته سنتیها با اصلاحطلبان
شهریور ماه سال پیش بود که روزنامه شرق یارکشی از درون اصولگراها را با درج تیتر برجستهای با عنوان «شکلگیری ائتلاف نانوشته اصلاحطلبان با لاریجانی؟» به شکل صریح مطرح کرد و نوشت: «دست دوستی اصلاحطلبان به سمت لاریجانی دراز خواهد شد؟ آیا این دست به گرمی فشرده میشود یا اینکه با نگاهی و تکان سری فدای مصلحت خواهد شد؛ مصلحتی که گویا ظرف چندین سال افراد زیادی از دو طیف میانهرو و اصلاحات را کنار گذارده است. چند وقتی است که اصلاحطلبان در ائتلافی نانوشته با اصولگرایان میانهرو هستند؛ ائتلافی که نه در سال ۹۱ برای نیل به پیروزی در سال ۹۲ بلکه از سالهایی آغاز شد… در عصر خاموش اصولگرایان میانهرو و اصلاحطلبان آنچه این دو جریان را به هم وصل کرد بزرگانی بودند که خود سالهای سال از تندرویها آسیب دیده و ضرر کرده بودند.» این رویه در مورد حجتالاسلام ناطق نوری هم دقیقاً اتفاق افتاده و شخصیتها و رسانههای وابسته به این جریان تلاش کرده تا وی را هم مانند علی لاریجانی از صف نیروهای اصولگرا خارج نموده و به طیف مدعیان اصلاحطلبی بکشانند، رویکردی که دستاوردهایی را میتواند به همراه داشته باشد.
نیاز مبرم اصلاحطلبان به انشقاق اصولگرایان
جریان مدعی اصلاحطلبی نیازمند چندپاره کردن اصولگرایان بوده و درصدد است تا به هر طریق ممکن جریان نزدیک به گفتمان انقلاب اسلامی را در آستانه انتخابات دهم مجلس به سمت چند لیسته شدن بکشاند و تأکید بر تشکیل حزب حامیان علی لاریجانی و محمدباقر قالیباف و جداسازی آنها از اصولگرایان هم بر همین اساس صورت میگیرد. به باور نظریهپردازان تجدیدنظرطلب، جداسازی لاریجانی، ناطق نوری و قالیباف از اصولگرایان و کشاندن آنها و افراد نزدیک به آنها به منازعات و درگیریهای سیاسی میتواند بخش قابلتوجهی از توان نیروهای اصولگرایی را به موضوعات مورد چالش معطوف کرده و از تحرکات رقیب غافل کند. رهبران فکری طیف تجدیدنظرطلب به خوبی میدانند که «برانداز خواندن این جماعت توسط جامعه» و «نبود توان رأیآوری» در بین عناصر این جریان، شرایط را برای آنها بحرانی کرده و میتواند شکست دیگری در انتخابات آتی را به این طیف تحمیل کند و پایانی باشد برای حیات سیاسی آنها؛ بنابراین حمایت از افراد برجستهای نظیر لاریجانی میتواند تا حد فراوانی این مشکلات را کاهش داده و زمینه موفقیت حداقلی آنها را در انتخابات پیش رو فراهم سازد.









