نماینده / این روزها برای نمیدانم چندمینبار شاهد تکرار اتهامات بیاساس و مضحک مقامات غربی و بینالمللی در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران بودهایم؛ از ادعاهای خندهآور بان کی مون در خصوص اعدام قاچاقچیان مواد مخدر گرفته، تا گزارش مغرضانه احمد شهید در مورد نقض حقوق بشر در ایران و تصویب قطعنامه اخیر پارلمان اروپا… .(اثبات بیاساسی و مضحک بودن این ادعاها موضوع این جستار نیست، که در چند و چون آن بسیار سخن رفته است.)
این روزها برای نمیدانم چندمینبار شاهد تداوم مواضع خصمانه آمریکائیها و اروپائیها بر علیه ملت ایران بودهایم؛ از اظهارات اوباما در دیدار با نتانیاهو گرفته، تا سخنان ضد ایرانی دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس در پارلمان رژیم صهیونیستی… .
این روزها برای نمیدانم چندمینبار شاهد دخالتهای وقیحانه مقامات غربی در اوضاع داخلی کشور بودهایم؛ از دیدارهای ناموجّه و خلاف قانون اشتون و هیأت پارلمان اروپا با عناصر فتنه 88 گرفته، تا سخنان گستاخانه بان کی مون دبیرکل سازمان ملل در خصوص وعدههای انتخاباتی آقای روحانی، و موارد دیگری که با استناد به گزارش خانم اشتون مطرح شد… .
این روزها برای نمیدانم چندمینبار شاهد وضع تحریمهای جدید بر علیه نظام اسلامی پس از توافق ژنو بودهایم؛ صرفنظر از سه دور تحریم جدید آمریکا علیه شرکتها و اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی در همان روزهای نخستین پس از توافق، از تمدید وضعیت اضطراری آمریکا در قبال ایران از سوی اوباما گرفته، تا مصوبه اخیر شورای وزیران اروپا برای افزایش تحریمها… .
این روزها برای نمیدانم چندمینبار شاهد ابراز تفسیرهای زیادهخواهانه از توافق ژنو و ایجاد تردید در حقوق مسلم هستهای ملت ایران بودهایم؛ از اظهارات آتشین جان کری در مجمع سالانه آیپک گرفته، تا امتناع اشتون از تصریح به حق هستهای جمهوری اسلامی در سفر به تهران… .
این روزها برای نمیدانم چندمینبار شاهد به رخ ملت ایران کشیدن گزینههای از کار افتاده روی میز گاوچرانهای هفتتیرکش آمریکائی بودهایم… .
این روزها برای نمیدانم چندمینبار… .
و برای همان نمیدانم چندمینبار موضع دستگاه دیپلماسی ما خلاصه شده در: "این اظهارات غیرسازنده است"، "این مطالب مصرف داخلی دارد"، "این اقدامات به تلاشهای صورت گرفته در راستای بهبود روابط لطمه میزند"، "این سخنان اعتماد ملت ایران را خدشهدار میکند"، و… .
تحریم، اقدامات خصمانه و اظهارات مغرضانه، چیز تازهای برای ملت ایران نیست و موضوع جدیدی برای ما به حساب نمیآید، ملت سالهاست که با این ادبیات خو گرفته و به وقت مقتضی پاسخ شایسته و درخوری به آن داده است، لیکن نکته قابل توجه آن است که وقایع اخیر در شرایطی رخ میدهد که تغییراتی اساسی در ادبیات و رویکرد دولتمردان ما در عرصه دیپلماسی و روابط بینالملل ایجاد شده است، تغییراتی که قرار بود دشمنان نظام را وادارد به اینکه دیگر نه با ادبیات "تحریم"، که با ادبیات "تکریم" بایستی با این ملت تمدنساز سخن بگویند!
جریانی در کشور بر این باور است که چالشهای موجود در عرصه سیاست خارجی نظام با قدرتهای بینالمللی تنها معلول ادبیات حاکم بر این حوزه به ویژه در هشت سال گذشته بوده است، و بنابراین با تغییر رویکردهای قبلی میتوان راه دیگری در پیش گرفت که ضمن آن هم تعامل سازندهتری با دنیا داشت، و هم از همه حقوق و منافع کشور صیانت نمود، با راهیابی این جریان به عرصه مدیریت اجرایی کشور و مانور همه جانبه بر این باور، تاکتیک "نرمش قهرمانانه" از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح شد تا مسئولین جدید که مدعیاند در برخی مسائل میتوان موضع دیگری اتخاذ کرد و در عینحال منافع ملی را نیز به طور کامل حفظ نمود، دیدگاههای خود را اعمال کرده و مردم نیز به وضوح شاهد نتایج عملی این سیاستها باشند، ایشان علاوه بر آن همزمان با تشریح دلایل اصلی اختلافات مبنایی نظام اسلامی با نظام سلطه، بارها و بارها مسئولین محترم را به فهم ماهیت حقیقی دشمن و درک سیاستها و طرفندهای خصمانه او توجه داده، و از خوشبینی مفرط و اعتماد به دشمن برحذر داشتهاند.
از اینرو مقارن با روی کار آمدن دولت جدید، تغییر سیاستها و رویکردهای قبلی در دستور کار قرار گرفت، به تصور آنکه اگر ما گامی در جهت دوستی و عادیسازی روابط برداریم- بخوانید گامی در مواضع خویش به عقب برداریم- طرف مقابل هم گامی به پیش خواهد گذاشت؛ که البته اینگونه هم شد و طرف مقابل گامی به پیش نهاد، منتها نه در راستای دوستی و اعتمادسازی، که در باجخواهی و افزونطلبی!!! درواقع علیرغم تغییر لحن و رویکرد دولتمردان جدید- که در مواردی بعضاً با عقبنشینیهایی تاکتیکی نیز همراه بود و انتقادهایی جدی را در میان بسیاری از دلسوزان و مقامات نظام برانگیخت- نه تنها تغییری در مواضع دشمنان نظام به وجود نیامد، که اتفاقا بر شدت و گستره آن نیز افزوده شد، و چه بسا آنان را به این طمع خام انداخت که از این پس نیز با تداوم این رفتارها و فشارها خواهند توانست نظام اسلامی را گام به گام از مواضع اصولیاش عقب رانده و امتیازات بیشتر و بیشتری از جمهوری اسلامی بگیرند، و هر آنچه را که طی این سالها در سایه استقامت ملت رشید ایران از دست یازیدن به آن محروم ماندهاند، از این پس در این عرصه جدید و به لطف مذاکره و مصالحه فراچنگ آورند!
قرائن حاکی از آن است که رفتار و ادبیات دولت جدید به عوض آنکه حامل پیام حسننیت ملت ایران برای جهانیان بوده باشد، ظاهراً قدرتهای سلطهگر و مستکبران عالم را دچار این سوء تفاهم کرده که تغییرات ایجاد شده شاید حاصل ضعف و انفعال ملت ایران و تردید ایشان در ایستادگی بر اصول انقلاب میباشد! که این دقیقاً تحقق همان تحلیلهایی است که پیش از این چنین توهمی را در نظام سلطه نسبت به چنین رویکرهائی پیشبینی کرده بود، خداوند بر درجات عالی پیر سفرکردهی جماران بیافزاید که فرمود اگر شما قدمی هم از مواضعتان عقب بروید، آنها ده قدم به پیش میآیند.
واقع آن است که متأسفانه به نظر میرسد با وجود هشدارهای مکرر و مستمر مقام معظم رهبری نسبت به درک طرفندهای گونهگون دشمن در عین حفظ اصل و نفس دشمنی و عداوت، نگاه برخی مسئولین محترم به «خوشبینی مفرط» به دشمنان دیرینه و قسم خورده انقلاب «آلوده» شده، و علیرغم این ادعا که بهویژه به آمریکائیها بیاعتماد هستند، آثار چنین بیاعتمادیای در گفتار و رفتار برخی از ایشان دیده نمیشود. درواقع وقتی "اعتدال" به "عدم قاطعیت" و "صلابت" فروکاسته میشود، و در برابر تمام اقدامات خصمانه و عهدشکنیهای طرفهای خارجی به مواضعی "نرم" و "ملایم" بسنده میشود، و واکنش قاطعی در برابر این اظهارات و اقدامات صورت نمیگیرد، تا حدی طبیعی است که در مواضع طرف مقابل نه تنها تجدیدنظری صورت نگیرد، که به دشمنیهای دیرینه و عداوتهای پر کینه او، توهین و تحقیر نسبت به ملت بزرگ ایران و نادیدهگرفتن ظوابط قانونی جمهوری اسلامی– که به تعبیر رئیس محترم قوه قضائیه نوعی دهن کجی به نظام محسوب میشود- نیز افزوده گردد!
این کارویژه دشمن و اقتضای دشمنی اوست که اگر در طرف خویش عزمی راسخ و اصراری سرسختانه بر اصول و آرمانهای خویش نبیند، بر دشمنی و تمایلات افزونطلبانه خویش بیفزاید، و این مسئولیت مدیران و کارگزاران حکومت است که با اتخاذ مواضعی قاطع و مقتدرانه چنین تصور و توهمی را از ذهن دشمن بزدایند؛ در ماههای اخیر اما، چنین رویکردی در دستگاه دیپلماسی کشور مشاهده نشده و بیشتر بنا بر آن بوده است که اظهارات، اقدامات و مواضع ایشان با مستمسک قرار دادن تعبیر «نرمش قهرمانانه» رهبری توجیه گردد. حال آنکه رهبری فرزانه انقلاب خود صریحاً در تفسیر این تعبیر چنین فرمودهاند: «ما تعبیر "نرمش قهرمانانه" را به کار بردیم؛ یک عدّهاى آن را به معنى دست برداشتن از آرمانها و هدفهاى نظام اسلامى معنا کردند؛ بعضى از دشمنان هم همین را مستمسکى قرار دادند براى اینکه نظام اسلامى را به عقبنشینى از اصول خودش متّهم کنند؛ اینها خلاف بود، اینها بدفهمى است. نرمش قهرمانانه به معناى مانور هنرمندانه براى دست یافتن به مقصود است؛ به معناى این است که سالک راه خدا – در هر نوع سلوکى – به سمت آرمانهاى گوناگون و متنوّع اسلامى که حرکت میکند، به هر شکلى و به هر نحوى هست، باید از شیوههاى متنوّع استفاده کند براى رسیدن به مقصود.» و عنایت به این فرمایش رهبری و نیز نمونههای ذکر شده در ابتدای این یادداشت، چنین مینمایاند که این مصادیق نمیتواند چندان سنخیتی با "تمامیت" تعبیر رهبری داشته باشد.
نقل است که فردی نماز نمیخواند، دوستش به او اعتراض کرد که چرا نماز نمیخوانی، گفت: خداوند خودش در قرآن فرموده: «لا تَقْرَبُوا الصَّلا هَ»، دوستش گفت آیه قرآن اینگونه است که: «لا تَقْرَبُوا الصَّلا هَ وَأَنْتُمْ سُکَارَی»، آن فرد در پاسخ گفت: خدا پدرت را بیامرزد چه کسی توانسته به تمام قرآن عمل کند که من دومی باشم!
نویسنده: سیده آزاده امامی









