جاسوسی که مشاعرش را از دست داد ! + عکس

آیت الله قدوسی درباره شایعه آزادی امیرانتظام که بر اساس اسناد منشترشده به اتهام جاسوسی و ارتباط با آمریکا بازداشت شده بود گفت : مسئله آزادی امیرانتظام صحت ندارد بلکه او به خاطر بیماری اختلال مشاعر به بهداری منتقل شده است .

نماینده – ۳۴سال پیش در چنین روزی شهید آیت الله قدوسی دادستان وقت انقلاب شایعات مرتبط با آزادی یک جاسوس را تکذیب کرد .

 آیت الله قدوسی درباره شایعه آزادی امیرانتظام که بر اساس اسناد منشترشده به اتهام جاسوسی و ارتباط با آمریکا بازداشت شده بود گفت : مسئله آزادی امیرانتظام صحت ندارد بلکه او به خاطر بیماری اختلال مشاعر به بهداری منتقل شده است .

وی ادامه داد : او را به بهداری زندان اوین منتقل کرده ایم ، چون پاسداران گفتند که وی دچار اختلال مشاعر شده است ، طبیب وی را معاینه کرد و چون فشار خونش پائین بود او را از لانه جاسوسی تحویل گرفته و به بهداری زندان اوین منتقل کردیم و اکنون تحت معالجه است . رک اطلاعات ، ۹ اسفند ۱۳۵۸ ، صفحه ۲

به بهانه این خبر که عینا از روزنامه اطلاعات ۹ دی ماه ۱۳۵۸ نقل شد به زندگی این جاسوس سیا می پردازیم …

عباس روافیان (امیرانتظام) فرزند میرزا یعقوب رفوگر در سال ۱۳۱۱ در تهران متولد شد. دوران کودکی و نوجوانی را در کنار پدر و عموی یهودی خود که به فرقه ضاله بهائیت گرویده بودند، رشد و نمو و تربیت می‌یابد و درسال ۱۳۲۹ دانشجوی رشته الکترومکانیک دانشگاه تهران می‌شود.

او که در دانشکده فنی با مهندس بازرگان آشنا شده بود، سعی به نفوذ در نهضت آزادی می‌کند و برابر آنچه در خاطرات بازرگان آمده است؛ در کنار حسن نزیه، ابراهیم یزدی و مهدی بازرگان عضو کمیته دانشگاه تهران می‌گردد.

وی در سال ۱۳۳۲ همزمان با شهادت دانشجویان دانشکده فنی در ۱۶ آذر و در جریان سفر نیکسون به ایران، نامه اعتراض‌آمیز بازرگان را از طریق کاتم، کارمند سفارت امریکا و عضو سیا به مقامات امریکایی می‌رساند که به دستگیری بازرگان منجر می‌گردد.

وی خود نیز از بیان این موضوع ابایی ندارد و می‌گوید: «در موقع دادن نامه، آقای ریچارد کاتم پیشنهاد کرد هرچند وقت یک بار من، او را ببینم و مطالبی را که دارم، به او بدهم.» این ارتباط تا سال ۱۳۴۲ ادامه می‌یابد اما به فاصله اندکی پس از خروج کاتم از ایران، قیام ۱۵ خرداد رخ می‌دهد.

او در همان سال به اداره ثبت احوال تهران مراجعه می‌کند و به طور رسمی شهادت می‌دهد که مسلمان شده است و نام خانوادگی خود را تغییر می‌دهد و به پاریس و سپس به شرق خلیج سانفرانسیسکو در امریکا می‌رود و در دانشگاه برکلی رفته، فوق لیسانس مهندسی محاسبات ساختمان می‌گیرد.

وی در سال ۱۳۴۹ شرکت مهندسی مشاور تدبیر صنعت را در خیابان فردوسی، تقاطع خیابان انقلاب اسلامی برای واردات وسایل سنگین از امریکا ایجاد می‌کند و در پوشش تجارت به ارتباط با کاتم ادامه می‌دهد.

ارتباط او با کاتم تا پیروزی انقلاب همچنان ادامه داشت. در کتاب شماره ۱۰ اسناد لانه جاسوسی آمده است که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در دی ماه ۱۳۵۷، عباس امیرانتظام در پی ملاقاتی با ریچارد کاتم که تحت عنوان نماینده کمیته حقوق بشر امریکا به ایران بازگشته بود، ابراز تمایل می‌کند که با سفارت امریکا در تهران در تماس باشد و کاتم هم او را به آن تشویق می‌کند.

امیرانتظام7

در ۱۹ دی ماه ۱۳۵۷ امیرانتظام تحت عنوان عضو کمیته مرکزی نهضت آزادی با استمپل، کارشناس سیاسی سفارت امریکا ملاقات و درباره حوادث آن هنگام تبادل نظر کرده و از قول نهضت آزادی می‌گوید که با دولت بختیار مقابله و رقابت نخواهد شد. از امیرانتظام در این سند به عنوان منبع جدید نهضت آزادی که باید قویاً محفوظ بماند، یاد می‌شود.

او با تأیید این دیدار در دادگاه، به دیداری نیز با رمزی کلارک در تهران در همان زمان اذعان نموده است. پس از اطمینان امریکا از وجود عواملی در میان دولت آینده، تلاش می‌شود تا نقش آنها در دولت مهندس بازرگان پررنگ‌تر گردد. در ۲۳ بهمن حکم سخنگویی دولت موقت و معاونت اداری نخست وزیر برای امیرانتظام صادر می‌شود. او ۴ ماه پس از دریافت این حکم به مأموریتی تازه می‌رود و با ترک دفتر نخست وزیر به عنوان سفیر کشورهای اسکاندیناوی روانه استکهلم می‌شود.

تماس‌ و اطلاع‌رسانی‌های‌ امیرانتظام با امریکایی‌ها‌ در سوئد، بیش از پیش ادامه‌ پیدا می‌کند. در یکی از اسناد لانه جاسوسی به نقل از طرف امریکایی آمده است امیرانتظام هنگامی‌ که‌ با این‌ سؤال‌ مواجه‌ می‌شود که‌ چرا برای خدمت‌ در پست‌ سفارت‌ به‌ سوئد می‌رود، چنین‌ پاسخ‌ می‌دهد: «این‌ برای‌ ما ساده‌تراست‌ تا با یکدیگر در استکهلم‌ صحبت‌ کنیم‌!»

امیرانتظام چنان‌ مورد علاقه‌ امریکایی‌ها بوده‌ است‌ که‌ هنگامی‌ که‌ به‌ عنوان‌ سفیر به‌ سوئد فرستاده‌ می‌شود، بروس‌ لینگن‌ -کاردار امریکا در تهران‌- نامه‌ای‌ اداری‌ -ولی‌ غیررسمی‌- برای‌ سفیر امریکا در سوئد می‌نویسد و امیرانتظام را چنین‌ توصیف‌ می‌کند: «در اینجا خیلی‌ زیاد محصور انقلاب‌ است‌ اما به‌ سختی‌ در روش‌ و ظاهر، انقلابی‌ به‌ نظر می‌آید. او مدت‌ قابل‌ توجهی‌ را در کشور ما گذرانده‌ و ایالات‌متحده‌ را بسیار خوب‌ می‌شناسد و آنجا را دوست‌ دارد. مطمئناً شما از او خوشتان‌ خواهد آمد.» در ادامه‌، سفیر امریکا در سوئد به‌ برقراری‌ ارتباط‌ با امیرانتظام و کسب‌ اطلاع‌ از وی‌ تشویق‌ می‌شود.

 اظهار برائت نهضت آزادی از امیرانتظام 

امیر انتظام در ۱۶ فروردین ۵۸ در مصاحبه ای مطبوعاتی با اشاره به شایعات موجود درباره خود،‌ هاشم صباغیان، ابراهیم یزدی، قطب‌زاده و ابوالحسن بنی‌صدر می گوید  «ما از زمانی که دانش‌آموز و در دبیرستان مشغول تحصیل بودیم، در ملی شدن نفت مبارزه کردیم و سهم داشتیم. بعد از حکومت دکتر مصدق در نهضت مقاومت ملی و سپس در نهضت آزادی به رهبری مهدی بازرگان همکاری داشتیم. ما کسانی نیستیم که امروز به هم رسیده باشیم.» 

امیرانتظام3

اما نهضت آزادی ایران در اطلاعیه‌ای در شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ به این اظهارات واکنش نشان داد و تصریح کرد: «بدین وسیله به اطلاع عموم ملت ایران می‌رساند که آقای مهندس امیرانتظام تنها هنگام تأسیس نهضت آزادی ایران در سال ۱۳۴۰ به مدت ۳ ماه با این حزب همکاری داشته است و از آن پس، چه در داخل و چه در خارج از کشور، هیچ گونه فعالیتی در نهضت آزادی ایران نداشته است و نهضت در برابر سخنان و نظرات و اعمال وی مسئولیتی ندارد.»

این اطلاعیه در حالی صادر شد که تا آن زمان، هنوز هیچ یک از مدارک جاسوسی او برای نیروهای انقلاب آشکار نشده بود و امیر انتظام همچنان از متحدان اصلی این جریان به حساب می‌آمد. شاید این امر به دلیل فعالیت‌های امیر انتظام بود. خود وی می‌گوید: «مسئول مذاکره و مکاتبه با تمام سفارتخانه‌ها در داخل کشور بودم از جمله امریکا و ما با امریکا بیشترین قراردادها را داشتیم، چیزی حدود هزار و ۲۰۰ قرارداد؛ بنابراین مراجعه آنها برای ارتباط با دولت بیشتر با نخست وزیری انجام شد. »

آنچه بدیهی است، در همان دولت، وزارتخانه‌ای به نام وزارت خارجه هم وجود داشته است و اتفاقاً وظیفه این وزارتخانه، مذاکره و مکاتبه با سفارتخانه‌ها در داخل و مسئولان دولت‌ها در خارج است! یکی از مسائل حائز اهمیت نیز همین است که با وجود این وزارتخانه، چرا امیرانتظام بایستی این حجم از گفت‌وگو و ملاقات و مراوده با مقامات امریکایی را داشته باشد تا حدی که وقتی هم به عنوان سفیر به سوئد اعزام می‌شود، اشتغالات وی با مسئولان امریکایی بیش از سوئدی‌هاست. 

توطئه انحلال مجلس خبرگان 

 در روزهای تابستان ۵۸ در حالی که با تصویب اصول مربوط به ولایت فقیه در قانون اساسی، عرصه را بر نیروهای لیبرال تنگ کرده بود،‌ برخی اعضای دولت موقت به محوریت امیرانتظام نامه‌ای در جهت انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی تهیه کردند.

امیرانتظام6

قرار شده بود ۱۵ نفر از وزرای دولت بازرگان آن را امضا کنند و به اطلاع امام برسانند و از ایشان بخواهند یا مجلس خبرگان را منحل سازد یا همه اعضای این مجلس استعفا دهند. موضوع در هیأت دولت مطرح شد. برخی اعضای شورای انقلاب که در آن جلسه حضور داشتند، در برابر این طرح مقاومت کردند. بعدها امام خمینی در یکی از سخنرانی های خود انگیزه اعضای دولت موقت را برای طرح انحلال مجلس خبرگان، این گونه شرح دادند : در مجلس خبرگان به مجرد این که صحبت ولایت فقیه شد، شروع کردند به مخالفت. حتی اخیراً در همین دو سه روز پیش در یکی از مجالس‌شان این منحرفین گفتند که این مجلس خبرگان باید منحل شود…

سوئد مرکز توجه امریکا 

 امیرانتظام بر اساس آنچه در آذرماه سال ۱۳۵۸ از او در روزنامه کیهان -که در آن زمان در دست دوستانش قرار داشت- چاپ شده است، درباره فعالیت‌هایش در سوئد می‌گوید: «پس از دو ماهی که به سوئد رفته بودم، از طریق سفارت امریکا اطلاع دادند که آقای استمپل از واشنگتن تقاضا کرده که برای مذاکره درباره مسائل فیمابین به سوئد بیاید… اطلاع دادم بیایید که آقای استمپل و شخص دیگری به نام ژرژگیو [همان جرج کیو] به سوئد آمدند… دومین بار در اواخر شهریور از سفارت امریکا در سوئد اطلاع دادند که آقای ژرژگیو می‌خواهند برای مذاکره درباره مسائلی به دیدن من بیایند… آقای ژرژگیو آمد و درباره آینده نفت و استفاده از وسایل حفاظتی جنوب و شمال صحبت کرد و همان سؤال‌های عادی درباره عادی‌سازی روابط…»

امیرانتظام در همین مصاحبه، به چندین دیدار دیگر نیز با افرادی که نام آنها را به خاطر ندارد، اشاره می‌کند. این ملاقات‌ها درست در زمانی انجام شده که امام تماس با امریکائیان را منع کرده بودند.

امام در پیامی به مسئولان دولتی درباره دیدار با امریکائیان که برای عادی‌سازی روابط تلاش می‌کنند، تصریح کرده بودند: تا زمانی که امریکا، شاه را به ایران تحویل ندهد و دست از جاسوسی بر ضد نهضت ما برندارد، «هیچ یک از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند.»

جرج‌ کیو با اسم‌ مستعار «آدلسیک» بر اساس اسناد لانه‌ جاسوسی‌، عباس‌ امیرانتظام را‌ از اوایل‌دهه‌ ۱۹۶۰ میلادی‌ (۱۳۴۰ هجری‌ شمسی‌)، یعنی‌ ۱۷ سال‌ پیش‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌، می‌شناخته و در آن‌ زمان‌، سیا برای‌ امیرانتظام‌ از کد مستعار «اس‌. دی‌ پلاد»، استفاده‌ می‌کرده است‌ و به‌ منظور حفاظت‌ از او، از ذکر نام‌ اصلی‌ وی‌ خودداری‌ می‌شده‌ است‌.

در اسناد به‌ دست‌ آمده‌، به‌ جزئیات‌ تماس‌های‌ دهه‌ ۱۹۶۰ میلادی‌ امیرانتظام‌ با سیا اشاره‌ای نمی‌شود، لیکن‌ گویا ارتباط‌ وی با جرج کیو مدت‌ها قطع‌ بود تا آن که‌ در سال‌ ۵۷‌، امیرانتظام ‌دوباره‌ تماس‌های‌ خود را با وی‌ از سر می‌گیرد و او از همان نام مستعار سابق برای ادامه ارتباطات بهره می‌گیرد. 

کشف ارتباط امیرانتظام با جاسوسان 

۲۷ آذر ۱۳۵۸ عباس امیرانتظام به اتهام همکاری با سازمان جاسوسی سیا و ارتباط پنهانی با امریکا از سوی دادستانی کل انقلاب بازداشت شد.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تأکید داشتند اسناد و مدارک زیادی دال بر ارتباط‌‌های سری امیرانتظام با امریکایی‌ها در اختیار دارند.

امیرانتظام1

این ارتباط زمانی کشف شد که از انتظام بدون استفاده از اسامی رمز نام برده شده بود.

بنا بر آنچه روزنامه بامداد در ۲۹ آذر ۱۳۵۸ در ذیل خبر دستگیری امیرانتظام نوشته است، اسناد متعددی یافت شد که در یکی از آنها سیا از کاردار امریکا خواسته است که به انتظام اطلاع دهد که ما حاضریم تبادل اطلاعات بعد از دهم سپتامبر انجام شود. پس از این تاریخ، نام‌های مستعار او همچون «اس. دی پلاد۱»، «ا س‌.د. آهسته‌رو.۱» و «ادوارد» کشف می‌شود و طرف‌های امریکایی وی نیز افشا می‌گردند؛ افرادی همچون ریچارد کاتم، جرج کیو، جان استمپل و… که از مأموران رسمی سیا بودند و گاه نیز نام‌های آشناتری همچون رمزی کلارک، دادستان پیشین امریکا و ویلیام سولیوان، سفیر امریکا در ایران دیده می‌شود که در پوشش روابط دیپلماتیک اطلاعات را مبادله می کردند .

پس از کشف اسناد جاسوسی و اسامی رمز امیرانتظام، این امر به اطلاع دادستانی انقلاب رسید.

امیرانتظام ۷ صبح روز سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۵۸ از استکهلم به تهران می‌آید تا در جلسه‌ای با حضور قطب‌زاده وزیرخارجه وقت و سفرای کشورهای اسکاندیناوی، فرانسه و آلمان تشکیل جلسه دهد اما به محض ورود به ایران بازداشت و روانه زندان می‌گردد.

وی با اشاره به این موضوع ابراز می‌دارد که احتمال طرح سؤال از خود پس از تصرف لانه جاسوسی را می‌داده است اما از دستگیری‌اش شوکه شده است.

با دستگیری امیرانتظام، دوستان این متهم، جنجال فراوانی می‌کنند و او را بی‌گناه می‌خوانند.

روزنامه کیهان که در آن تاریخ به جریان فکری او نزدیک بوده است، پیشگام این صحنه‌گردانی می‌شود و با افراد مختلف به نفع امیرانتظام مصاحبه می‌گیرد.

به عنوان نمونه در تاریخ ۴ دی ۵۸  مصاحبه‌ای با ‌هاشمی رفسنجانی به چاپ می‌رسد که وی در آن می‌گوید: من در این مورد حرف‌های آقای بازرگان را تأیید می‌کنم و به نظر من ایشان جاسوس نیست. کیهان با تیتر: وزیر کشور نظر بازرگان را درباره امیرانتظام تأیید کرد؛ تلاش می‌کند از نفوذ‌ هاشمی برای رهایی امیرانتظام بهره گیرد.

با این حال، تلاش‌ها به نتیجه نرسیده و امیرانتظام که انتظار چنین برخوردی را نداشته و گمان نمی‌کرده است، اسنادی علیه او کشف شده باشد، نامه‌ای سرگشاده به رئیس جمهور وقت بنی صدر (دیگر رابط سیا) به تاریخ ۳ تیر ۱۳۵۹  می‌نویسد و بدین وسیله از عدم اعمال نفوذ امریکا برای استخلاص او توسط عواملش گله می‌کند: این روا باشد که من در بند سخت گه شما بر سبـزه گاهی بر درخـت این چنین باشد وفای دوستــــان من در این بند و شما در بوستــان

 محاکمه امیرانتظام 

روز ۲۶ اسفند ۱۳۵۹ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست آیت‌الله محمدی گیلانی تشکیل جلسه داد. مهندس بازرگان با انگیزه حمایت از امیرانتظام در این دادگاه حضور یافت و برخی دیگر از اعضای دولت موقت نیز در جلسات بعدی برای ادای توضیحات احضار شدند. امیرانتظام در دومین جلسه دادگاه خواستار وکیل شد و آیت‌الله مکارم شیرازی، گلزاده غفوری، شیخ علی تهرانی و احمد صدر حاج سید جوادی را به عنوان وکلای خود معرفی کرد که هیچ یک از این افراد وکالت وی را نپذیرفتند. دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی نیز از طرح چنین درخواستی ابراز تعجب نمود و آن را ناشی از عدم شناخت امیرانتظام از ایشان توصیف کرد.

سرانجام حمید صادق نوبری به عنوان وکیل متهم تعیین شد. دادگاه امیرانتظام از معدود دادگاه‌هایی است که متن کامل آن را روزنامه‌های آن زمان علی‌الخصوص کیهان و میزان به چاپ رساندند. پس از محاکمه این متهم که مجموعاً ۱۵ جلسه به طول انجامید و پس از احضار شهود از سوی متهم و دادستان و ارائه دفاعیات، دادگاه وی را در بیستم خردادماه ۱۳۶۰ به جرم انجام ملاقات‌ها و تماس‌های سری، ارائه اطلاعات و آگاهی به دشمنان انقلاب درباره مسائل و اطلاعات داخلی، فراری دادن سران فاسد رژیم شاه و مأموران سیاسی سفارت رژیم شاه در اسرائیل و… به حبس ابد محکوم کرد.

مسئله جاسوسی امیرانتظام آن قدر واضح بود که عزت‌الله سحابی در اظهاراتی که در روزنامه کیهان در تاریخ ۹تیر ۱۳۵۹ منعکس شده، گفته بود: «اگر خود من بخواهم برای ایشان [امیرانتظام] کیفرخواست بنویسم، اتهام اصلی ایشان را اقدام علیه امنیت جمهوری اسلامی ایران خواهم نوشت و حداقل برای ایشان ۱۵ سال حبس تقاضا می‌کنم.» رک ویژه نامه رمز عبور ۱