نماینده – روزنامه شرق دیروز متن مذاکرات سال ۱۳۵۸ ابراهیم یزدی دبیرکل فعلی نهضت آزادی و وزیر خارجه وقت را با "سایروس ونس" همتای آمریکایی اش منتشر کرد. این متن از آن رو اهمیت دارد که در طول ۳۴ سال پس از انقلاب مکتوم مانده بود و امروز از سوی ابراهیم یزدی منتشر می شود تا نشان دهد نهضت آزادی آنچنان که بعضی ها می گویند آمریکایی نبوده است.
درباره سیاست خارجی مد نظر نهضت آزادی این سوال و نکته کافیست که بدانیم دولت موقت که اکثریت اعضای آن از نیروهای ملی مذهبی و نهضت آزادی تشکیل می شد پس از تسخیر لانه جاسوسی استعفا دادند.هر چند دولت موقت و شخص بازرگان از ابتدای پیروزی انقلاب بنای ناسازگاری را گذاشته بودند و هر از چند گاه شخص نخست وزیر دولت موقت در مصاحبه های تلویزیونی و مطبوعاتی از فضای موجود گله می کرد ولی استعفای هیئت دولت آن هم پس از تسخیر لانه جاسوسی معنایی جز مخالفت با این اتفاق و رویداد تاریخی که امام آن را انقلاب دوم نامیده بودند نداشت بخصوص این که بازرگان و یزدی اندکی قبل از این رویداد در الجزایر با برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا دیدار و برای آینده روابط دو کشور گفت و گو کرده بودند . این دیدار و گفت و گو نشان از برنامه های دولت موقت تا زمان پیش بینی شده داشت .
از آن چه گفته شد روشن می شود که دولت موقت در مقابل عمل انقلابی دانشجویان نتوانست تاب آورد و استعفا داد و امام امت نیز بلافاصله این استعفا را پذیرفتند.
از این نکته که بگذریم به سند منتشر شده از سوی ابراهیم یزدی می رسیم که با توجه به تاریخ و اسناد متقنی که پیش از این منتشر شده است زیر بنای استدلال ابراهیم یزدی به هم می ریزد.
روزنامه شرق با انتشار سند ادعایی ابراهیم یزدی که در این مجال قصد راستی آزمایی آن را نداریم در مقدمه این سند می نویسد : دولت موقت، متهم ردیف نخست بود و بعد هم نهضت آزادی. اتهام هم رابطه با آمریکا بود.
طبیعی است که ابراهیم یزدی با توجه به این مقدمه می خواهد و با استناد به سند مدعایی اتهام فوق را از دو متهم ردیف اول و دوم یعنی دولت موقت و نهضت آزادی سلب کرده و از این دو رفع اتهام کند.
ولی چرا این استدلال متقن نیست ؟ سوالی که در ادامه و در چند بند و به آن اشاره می کنیم و البته به بخشی از سند منتشر شده و رفتار امروز نهضت آزادی نیز می پردازیم .
۱-یک ماه پس از پیروزی انقلاب جیم بیل معاون مرکز پژوهش های مربوط به خاورمیانه دانشگاه تگزاس که مدت ها پیش از سقوط شاه تحولات ایران را پیش بینی کرده بود در میزگردی که مجله تایم برای بررسی تحولات خاورمیانه و بخصوص ایران ترتیب داده بود انقلاب ایران را نه تنها از بابت از دست رفتن منابع غنی نفت بلکه از آن رو برای آمریکا ناگوار دانست که امکان ردیابی و جاسوسی از فعالیت های نظامی شوروی را از آمریکا سلب کرده است .
وی ادامه داد این به معنای آن نیست که دولت جدید ایران به رهبری آیت الله خمینی به شوروی گرایش دارد چرا که ایران به همان اندازه ای که با غرب مخالف است با شرق و شوروی نیز زاویه دارد و به معنای واقعی کلمه غیرمتعهد است .
جیم بیل از جمله آمریکائیان نادری بود که برخی از اطرافیان امام خمینی را می شناخت . او در این میزگرد از عده ای نام برد که در آمریکا تحصیل کرده و محافظه کار هستند ، مردانی که آمریکا می تواند با آنها کنار آمده و برای جریان یافتن دوباره نفت ایران به غرب از کمک آنها بهره مند شود .
جیم بیل از ۸ نفر از مشاوران نزدیک به امام خمینی نام برد که یا در آمریکا زندگی کرده اند و یا فرزندانشان در این کشور مشغول تحصیل هستند . وی ابراهیم یزدی و عباس امیرانتظام را از جمله این افراد دانست. ابراهیم یزدی به مدت ۱۰سال در شهر هوستون آمریکا اقامت داشت .
بیل که مدتی همکلاسی ابراهیم یزدی بوده می گوید وی شخصیتی جدی، طرفدار آمریکا و دارای شخصیت نفوذ ناپذیری است . او در مورد عباس امیر انتظام نیز می گوید : امیر انتظام در رشته مهندسی مقاومت مصالح از دانشگاه کالیفرنیا فارغ التحصیل شده است و هر چقدر که بخواهید آمریکا ئی است . رک کیهان ، ۲۱اسفند ۱۳۵۷، صفحه ۸
به هر حال این سخنان به اندازه ای سنگین بود که کم مانده بود به حذف کامل ابراهیم یزدی از گردونه سیاسی کشور منتهی شود چنان چه با انتشار اسنادی در باره امیرانتظام اینگونه شد و وی با اتهام جاسوسی رهسپار زندان شد .
بی مبالاتی جیم بیل در معرفی مردان آمریکا که در دولت موقت مشغول به انجام وظایف خود بودند این افراد را واداشت تا برای رفع اتهام از خود مواضع ضد آمریکایی اخذ کنند .
در یکی از اسناد لانه جاسوسی درباره ابراهیم یزدی و عباس امیر انتظام چنین میخوانیم: «هم یزدی و هم انتظام که در گذشته دائماً در موضع یاری به ما بودهاند، در نتیجه بیمبالاتی جیم بیل در مجله تایم، شروع به حمله [به امریکا] نمودهاند، خصوصاً [حملات] یزدی که به نظر میرسد برای اثبات این که طرفدار امریکا نیست، تکرار میشود.» [رک جاسوسی که طلبکار شد ، شبکه ایران ، ۱۲/۰۸/۱۳۸۹]
چند روز پس از انتشار این سخنان در روزنامه ها چنان چه در اسناد لانه جاسوسی آمده ابراهیم یزدی بر سیل اظهارات ضد آمریکایی خود افزود .
به عنوان نمونه ابراهیم یزدی ۲۸ اسفند ۱۳۵۷ طی سخنانی گفت : ما نمی توانیم به افکار عمومی بی اعتنا باشیم . همانطور که در دوران گذشته افکار عمومی فعالیت سازمان های مختلف در کشورهای دیگر بخشی از مبارزات ما را در خارج تشکیل میداد در حال حاضر نیز دولت نمی تواند به افکار عمومی بی اعتنا باشد . یزدی ادامه داد : با این حال برای ما مهم نیست که آمریکا در مورد ما چگونه می اندیشد ، برای ما مهمتر دنیای سوم و کشورهای اسلامی است که منتظرند ببینند جمهوری اسلامی به چه شکلی خواهد بود . رک اطلاعات، ۲۸اسفند ۱۳۵۷، صفحه ۸
و اندکی بعد نیز با استعفای سنجابی نخستین وزیر خارجه دولت موقت ابراهیم یزدی به این سمت انتخاب شد!
از این رو می توان نتیجه گرفت که بی مبالاتی یکی از دوستان ابراهیم یزدی کم مانده بود که به قیمت از دست رفتن یک دوست واقعی برای آمریکا تمام شود که این خطر با اظهارات ضد آمریکایی ابراهیم یزدی برطرف شد!
۲- ابراهیم یزدی در گفت و گو و مذاکره با سایروس ونس با اشاره به سخنان کاردار آمریکا در ایران می گوید : به او گفتم که من دیپلمات نیستم و صریح حرف میزنم. حقیقت این است که با توجه به بعضی کارهایی که نماینده شما در تهران میکند، قانع نشدهایم که شما تغییر رویه دادهاید و مطمئن نیستیم که واقعیات جدید را درک کردهاید!
یزدی ادامه می دهد : همین هفته قبل نماینده شما در تهران به ملاقات وزیر کشور رفته و ضمن تسلیم یادداشتی به اعدام سه نفر از سناتورهای سابق ایران اعتراض کرده است. این امر دخالت صریح در امور داخلی ماست. ما به شما نمیگوییم که با سرخپوستهای آمریکا چگونه رفتار میکنید یا در زندانهای شما چه میگذرد.
این سخنان را می توان امروز به ابراهیم یزدی و گروهک متبوع وی یعنی نهضت آزادی گوشزد کرد و آن اینکه آیا اتکا به بیگانگانی که دشمنی آنها با ملت ایران اثبات شده است برای نشان دادن نقض حقوق بشر در کشورمان اقدامی انقلابی است یا با هماهنگی همین دشمنان صورت می گیرد؟!
به عنوان نمونه به خبری که ۴ دی ماه سال جاری در سایت های ضد انقلاب از جمله جرس منتشر شد دقت کنید : اعضای نهضت آزادی ایران (خارج از کشور) در نامه ای خطاب به احمد شهید، ضمن برشمردن برخی موارد نقض حقوق بشر در ایران ، خواستارحمایت سازمان ملل، سازمان های حقوق بشری و مجامع بین المللی از زندانیان سیاسی ایران شدند.
و یک سوال : آیا دعوت از بیگانگان برای دخالت در امور داخلی ایران یک موضع گیری انقلابی است ؟!
۳ – اما سیاست خارجی مقبول نهضت آزادی !
در این باره گفتنی های زیادی است که به اندکی اشاره می شود .
کافی است بدانیم ابراهیم یزدی اوایل انقلاب در دیدار با کاردار سفارت آمریکا دخالت های این کشور در طول رژیم طاغوت را مربوط به گذشته دانسته و اعلام می کند که زمینه های همکاری بسیاری وجود دارد و ایران نیازمند به تکنولوژی آمریکا در زمینه هایی چون کشاورزی است .
یزدی در دیدار با کاردار آمریکا به صراحت از ادامه وابستگی ایران به آمریکا سخن گفته و اظهار داشت ما به تنهایی نمی توانیم پیش برویم.
سخنان یزدی درباره رابطه با آمریکا چنان بود که آمریکایی ها را به وجد آورد به گونه ای که وزارت خارجه آمریکا به سفارت خود در تهران دستور داد «هنگامی که یزدی و امیرانتظام را می بینید از اظهارات اخیرشان راجع به روابط با آمریکا قدردانی کنید» رک اسناد لانه جاسوسی ، شماره ۳۴ صص ۱۳۸ و ۱۴۰
پس از اشغال لانه جاسوسی بازرگان علیرغم اعلامیه ابتدایی نهضت آزادی در تائید اقدامات دانشجویان در مقابل سخن امام که گفته بودند آمریکا شیطان بزرگ است طی سخنانی صریح اظهار داشت : شیطان اکبر مارکسیسم است !
و یا در مقابله با دستور امام مبنی بر ضرورت اجرای مراسم برائت از مشرکین در حج طی مقاله ای که در لوموند فرانسه منتشر می شود این مراسم را جعلی می خواند که سابقه ای در اسلام ندارد !
از همه این ها که بگذریم سخن امام در نامه به وزیر کشور وقت فصل الخطاب ادعاهای دیروز و امروز نهضتی ها است امام خمینی در این نامه قاطعانه می فرمایند «پرونده این نهضت و همین طور عملکرد آن در دولت موقت اول انقلاب شهادت میدهد که نهضت به اصطلاح آزادی طرفدار جدی وابستگی کشور ایران به آمریکا است، و در این باره از هیچ کوششی فروگذار نکرده است ؛ و حمل به صحت اگر داشته باشد، آن است که شاید آمریکای جهانخوار را، که هرچه بدبختی ملت مظلوم ایران و سایر ملتهای تحت سلطه او دارند از ستمکاری اوست، بهتر از شوروی ملحد میدانند. و این از اشتباهات آنها است.»
امام خمینی ادامه می دهند :« به حسب امور بسیار دیگر، نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضایی را ندارند ؛ و ضرر آنها، به اعتبار آن که متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بیمورد در تفسیر قرآن کریم و احادیث شریفه و تاویلهای جاهلانه موجب فساد عظیم ممکن است بشوند، از ضرر گروهکهای دیگر، حتی منافقین این فرزندان عزیز مهندس بازرگان، بیشتر و بالاتر است.»
و سخن آخر این که آقای یزدی !
مواضع گذشته و حالتان را مروری مجدد کنید تا بدانید که ننگ با رنگ پاک نمی شود !









