همه گاف هایی که دولت تدبیر و امید تاکنون داده است

یکی از انتقاداتی که منتقدین و مخالفین دولت احمدی نژاد به او می کردند این بود که نحوه سخن گفتن و صحبت کردن او، در شأن مردم ایران نیست. آنها معتقد بودند که احمدی نژاد مانند «مردم عادی» صحبت می کند و چنین سخن گفتنی، موجب دور شدن «نخبگان» از او و دولت شده است.

نماینده: یکی از انتقاداتی که منتقدین و مخالفین دولت احمدی نژاد به او می کردند این بود که نحوه سخن گفتن و صحبت کردن او، در شأن مردم ایران نیست. آنها معتقد بودند که احمدی نژاد مانند «مردم عادی» صحبت می کند و چنین سخن گفتنی، موجب دور شدن «نخبگان» از او و دولت شده است.

این موضوع یکی از محورهای نقد همیشگی آقای روحانی در ایام انتخابات و پس از آن نیز بوده و البته در ماه های اخیر هم توسط دولتمردان دولت یازدهم بارها تکرار شده است. با این وجود اگر چه آقای روحانی و اعضاء کابینه دولت وی جزء تحصیلکرده ها و چهره های آکادمیک محسوب می شوند و بسیاری از آنان تحصیلات عالیه خود را در کشورهای آمریکایی و اروپایی انجام داده اند، اما به نظر می رسد اگر اشتباه و گاف هایی که ایشان در همین مدت محدود داده اند، بیشتر از دولت قبل نباشد، کمتر نیست.

برخی از این گاف ها و اشتباهات تا اندازه ای بزرگ بوده که حتی صدای موافقین دولت محترم را نیز در آورده است. بر همین اساس در فضای رسانه ای می توان با انبوهی از مطالب انتقادی در پاسخ به اشتباهات آقای رئیس جمهور و دولت محترم مواجه شد که شاید آخرین آنها درباره سخنان آقای روحانی مبنی بر قبول نداشتن تقسیم بندی هنر به ارزشی و غیرارزشی باشد.

امروز نیز یکی از نویسندگان قدیم روزنامه های اصلاح طلب، مطلبی را با عنوان «ریکآوری زبان!» در وبلاگ خود منتشر کرده و در آن به برخی از گاف های دولت تدبیر و امید اشاراتی کرده است. داریوش سجادی، نویسنده این مطلب، چنین نوشت است:

 

هر اندازه رئیس دولت قبلی نشان داد «حرف زدن» در شان رئیس جمهور ایران را بلد نیست! ظاهراً رئیس دولت فعلی در جوار کسری از دولتمردان تعمد دارند تا نشان دهند «درست حرف زدن» در شان پایوران ایران را نابلدند!

این که «دکتر ظریف» بی مبالاتانه بفرمایند:

«آمریکا با یک بمب می تواند کل سیستم دفاعی ایران را نابود کند»!

و بعد که متوجه شوند گاف دادده اند با هزار و یک توجیه در صدد جبران آن برآیند.

این که «علی یونسی» نابخردانه بفرمایند:

«هنوز وزارت اطلاعات را به تسخیر در نیآورده ایم»!

و مواجه با تذکر و تنبه … شوند.

این که «حسام الدین آشنا» ابتدا بفرمایند:

«من کاملا قانعم که آقای احمدی نژاد در سال 88 انتخابات را بُرده است»!

و بعد از اعتراض سبزها در مقام توجیه ابراز لحیه بفرمایند:

«من نگفته ام انتخابات را کجا بُرده و نگفته ام چه چیزی را باخته»!

این که «مشاور بین الملل رئیس جمهور» بفرمایند:

«فقط انگلیسی زبانان بلدند منطقی فکر کنند»!

و بر کشف خود راسخ بمانند!

این که «وزیر ارشاد» وقتی مورد پرسش قرار می گیرد که:

چرا در جشنواره سینمائی عمار (که قاعدتاً از شرح وظایف ایشان محسوب میشود) شرکت نکرده؟ پاسخ دهند:

«چون وقت نکردم»!

در حالی که این پاسخ را در لحظه ترک «مجلس ختم اقوام آقای پورنجاتی» بیان می فرمایند!!!

این که «بیژن زنگنه» بیرون از حوزه تخصص خود املای سیاست بفرمایندکه:

«اصلا کسی که فکر کنه که در سیاست خارجی با صداقت باید رفتار کرد اصلش بر «حماقت» است.»!

و لازم آید آموزه علی ابن ابیطالب را به ایشان گوشزد کرد:

والله ما معاویه بادهی منّی، و لکنّه یغدر و یفجر، و لولا کراهیه الغدر لکنت من ادهی الناس

و بالاخره این که وقتی «دکتر روحانی» در نشست با هنرمندان بفرمایند:

«هنر ارزشی و غیر ارزشی نداریم»

و با بالا گرفتن اعتراضات مشاور ایشان (حسام الدین آشنا) به میدان فرستاده شود تا با هزار و یک توجیه و تفسیر در مقام سنباده کشیدن به آن جمله شاذ برآیند!

جمیع اینها موید آن می تواند باشد که:

بعد از تراژدی «احمدی نژاد» اکنون با دولتمردآنی مواجه ایم که یا «درست حرف زدن» را بلد نیستند و یا بسته به جنس مخاطب جوگیر می شوند!

در هر دو حالت «ریکاوری زبان و تکلم» بمنظور کم هزینه کردن مُلکداری این تیم جدید لازم الاحصاء بنظر می رسد!