نماینده – این سخن در واکنش به اظهاراتی بر زبان رانده شده است که گناه سران و عوامل فتنه ۸۸ را نابخشودنی خوانده است و کدیور این بار از منظر مدافع فقه اسلامی وارد گود شده و می گوید : در بارگاه الهی تنها گناه «نابخشودنی» شرک بالله است. در نظام قانونی ایران جرم نابخشودنی تعریف نشده است. در تعالیم اسلامی بارزترین صفت خداوند بخشش و رحمت و مغفرت است. آنچه زیبندهی حکومت اسلامی است اسلام رحمانی است نه قساوت، کینه توزی و نابخشودنی دانستن انتقادات مسالمت آمیز. تفاوت این دو شیوهی مدیریت کم نیست.
بی شک مهمترین ویژگی خداوند متعال رحمت وسیع در مقابل گناهکاران است ولی همین خداوند رحمان و رحیم به اذعان جناب کدیور حداقل یکی از گناهان را که همان شرک بالله است نمی بخشاید.
و حال به گناه شرک می پردازیم تا مشخص شود آن چه سران و اصحاب فتنه در سال ۸۸ و پس از آن مرتکب شدند در حد شرک بوده و این گناه در واقع بخشودنی نیست …
هر گاه کسی انسان و یا قدرتی را فراتر از قدرت خداوند متصور شود و قدرت این فرد را در تدبیر امور مردمان فراتر از قدرت الهی بپندارد دچار گناه شرک شده است از این منظر کسانی که به آمریکا پناه برده و از این قدرت شیطانی می ترسند و کسانی که زندگی خود را وقف رضایت این قدرت جهنمی ساخته اند مشرکند و به گفته کدیور خداوند آنان را نخواهد بخشید.
شرک این نیست که تنها به مانند گاو پرستان هند یک حیوان زبان بسته را در تدبیر امور جهان شریک بدانی شرک عیان آن است که قدرت شیاطین انس و جن و در یک کلام شیطان بزرگ را در امور مردمان تا آنجا دخیل بدانی که تسلیم بی قید و شرط را در برابر این قدرت به دیگران توصیه کنی …
رهبر معظم انقلاب 16 اردیبهشت سال جاری در دیدار با کارگزاران نظام به این مسئله اشاره کرده و می فرمایند : شرک آن است که افرادی آلت دست سیاستهای سرویسهای جاسوسی انگلیس و امریکا شوند و با اقدامات خود مسلمانان را غمدار کنند.
حال سخن اساسی و پرسش بنیادین از امثال کدیور این است که شما چه برداشتی از معنای شرک دارید ؟ آیا بندگی طواغیت زمان شدن و بر علیه مسلمانان و منافع کوتاه مدت و دراز مدت مستضعفین جهان علم طغیان برافراشتن شرک نیست ؟!
چنان چه شاعر شیرین سخن سعدی شیرازی می فرماید:
روی از خدا به هر چه کنی شرک مطلق است توحید محض کز همه رو در خدا کنیم
از سوی دیگر برخی گناهان از نگاه معصوم در حد شرک به خدا قلمداد شده اند که تخفیف حکم فقیه جامع الشرایطی که زمام امور مسلمانان از طرف معصوم را عهده دار است یکی از این گناهان است.
از امام صاق (علیه السلام) درباره ی دو نفر از شیعیان که بر سر مسائل دینی و یا مسائل دنیوی و میراث، نزاع و اختلاف داشتند، سؤال شد که برای قضاوت و دادگری و رفع تخاصم و اختلاف نزد چه کسی بروند؟ امام آنها را از مراجعه به طاغوت و حاکم ستمگر باز می دارند و دستور می دهند که به راویان احادیث و کارشناسان و متخصصان در مسائل دینی مراجعه کنند و در ضمن می فرمایند:
«فَإِنّی قَد جَعَلتُهُ عَلَیکُم حاکِماً فَإِذا حَکَمَ بِحُکمِنا فَلَم یَقبَلهُ مِنهُ فَإِنَّما استَخَفَّ بِحُکمِ اللهِ وَ عَلَینا رَدَّ وَ الرّادُّ عَلینا الرّدُّ عَلَی اللهِ وَ هُوَ عَلی حَدِّ الشِّرکِ بِاللهِ…»
من او (فقیه و متخصص در دین) را حاکم بر شما قرار دادم. پس آن گاه که بر اساس حکم ما داوری کرد و کسی از او نپذیرفت، همانا آن کسی حکم خدا را کوچک و سبک شمرده، حکم و فرمان ما را ردّ کرده است و ردّ حکم ما، رد حکم و فرمان خداوند است و این در حدّ شرک به خداوند است.
براساس روایت فوق، اگر فقیه جامع الشرایطی متصدّی تشکیل حکومت و یا انجام امور حکومتی شد، کسی که با او مخالفت کند و سخن و فرمان او را ردّ کند، مثل این است که با امامان معصوم مخالفت کرده باشد، و مخالفت با آنها در حکم و در حدّ شرک به خداوند است.
حال سوال اینجا است که آیا سران و اصحاب فتنه در آن چه سال ۸۸ شاهد آن بودیم و پس از آن از ولایت الهی خارج و به ولایت طاغوت وارد نشده اند؟
آیا آنان از آنچه ولایت فقیه به عنوان نائب معصوم بارها و بارها در سخنرانی های عیان و نهان مسئولان و …را از آن بیم داد تخطی نکردند؟
آیا سران و اصحاب فتنه از حکم فقیه جامع الشرایطی که عهده دار اداره کشور از سوی معصوم است تخطی نکرده اند؟
شاید گفته شود که حضرات به ولایت فقیه اعتقادی ندارند که این عذر بدتر از گناه بوده و نفاق نیز خود شعبه ای از شرک است . سران فتنه با قبول قانون اساسی که رکن رکین آن ولایت فقیه است به عرصه انتخابات وارد شده بودند و حال چگونه می توانند بگویند ما ولایت فقیه را قبول نداریم ؟!
در این زمینه گفتنی ها بسیار است که به عنوان نمونه به یکی از این موارد اشاره و به سخن خود پایان می دهیم.
امام خمینی در سال ۱۳۵۸ زمانی که هواداران یکی از مراجع وقت به خیابان ها ریخته و با سوء استفاده از حمایت های این مرجع علیه نظام اسلامی شوریدند سخنی گفتند که این سخن باید نصب العین همه باشد : قیام بر ضد حکومت اسلام، خلاف ضروری اسلام است. خلاف اسلام است بالضروره. حکومت الآن حکومت اسلامی است. قیام کردن برخلاف حکومت اسلامی، جزایش جزای بزرگی است…قیام بر ضدِ حکومت اسلامی در حکم کفر است. بالاتر از همه معاصی است.
حال سوال از ما و پاسخ از شما : آیا سران فتنه مردم را به آشوب و قیام علیه نظام اسلامی دعوت نکردند؟!









