نماینده – در ادبیات عرب برخی قواعد هستند که آنقدر استثنا دارند که آموزندگان مبتدی هر از گاهی گیج می شوند که خدایا اصل بر این قاعده است، یا بر آن استثناهایی که همیشه استاد از آن سخن می گوید؛ ولی هر چه که باشد این استثناها نیز قاعده پذیرند و باید بر اساس قاعده دچار استثنا شد. اما به نظر می رسد دنیای سیاست برای برخی آقایان حکم همان ادبیات عرب را دارد که با یک قاعده کلی هزاران استثنا را درست کرده اند و این استثناها نیز از هیچ قاعده ای تبعیت نمی کنند جز هوای نفس این حضرات !
آن چه که زمینه ساز این نوشتار شد سخنانی است که به نقل از هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و پدرخوانده دولت کنونی در سایت رسمی خودش و در جمع گروهی از مردم کرمان منتشر شده و در آن وی مدعی شده است که اگر "حق الناس بودن رای مردم" تبدیل به فرهنگ سیاسی شود، دیگر به هیچ انتخاباتی خدشهای وارد نخواهد بود و در مقدمات هیچ انتخاباتی، مردم تبلیغات دروغ نمیشنوند.
طبیعی است که رای مردم حق الناس است و کسی را بر این شبهه ای نیست؛ همواره این گونه بوده است و از اولین روز پیروزی انقلاب نیز، نظام اسلامی بر روی رای تک تک مردم ایران بنا شده و ساختارها شکل گرفته اند. چه زمانی که بر اساس قانون اساسی این کشور بنی صدر رئیس جمهور شد و چه زمانی که هاشمی از سوی مردم به این سمت انتخاب گردید و چه دوره ای که خاتمی عهده دار این سمت شد و چه دوره ای که احمدی نژاد و در رقابت با هاشمی با رای مردم پیشی گرفت و چه در سال ۸۸ و در نهایت در سال ۹۲ ! در همه این دوره ها رای مردم حق الناس بوده و ملاک گردش نخبگان…
ولی سخن اینجا است که چرا برای هاشمی این قاعده کلی همواره استثنا پذیر است و ملاک استثنا نیز میل و اراده نفسانی ایشان ؟!
آیا در سال ۸۸ این مردم نبودند که با رای خود نحوه اداره کشور در ۴ سال بعد را مشخص ساختند؟ آیا ۲۴ میلیون رای مردم در آن دوره حق الناس نبود که عده ای می خواستند آن را به کناری زده و خود بر اریکه قدرت تکیه زنند؟
دلیل این همه فشار به رهبر معظم انقلاب از سوی برخی نخبگان سیاسی برای عبور از رای مردم چه بود که آقا در خطبه های تاریخی نمازجمعه ۲۹ خرداد ۸۸ به صراحت تاکید کردند : این تصور هم غلط است که بعضى خیال کنند با حرکات خیابانى، یک اهرم فشارى علیه نظام درست می کنند و مسئولین نظام را مجبور می کنند، وادار می کنند تا به عنوان مصلحت، زیر بار تحمیلات آنها بروند. نه، این هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غیر قانونى، زیر فشار، خود این، شروع دیکتاتورى است. این اشتباه محاسبه است؛ این محاسبهى غلطى است. عواقبى هم اگر پیدا کند، عواقبش مستقیماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد.
حال فرماندهان پشت صحنه به روی صحنه آمده اند و یکی از آن سخن می گوید که ما از حقمان گذشتیم ! و دیگری می گوید …
تاریخ بزرگترین معلم انسان ها است و اگر مرور کنیم آنچه در ۳۳ سال گذشته بر این ملت گذشته است متوجه خواهیم شد که مدعیان همواره از نردبان آرای مردم به مناصب گوناگون رسیده اند ولی هرگز نخواسته اند از این نردبان به زیر آیند !
هاشمی در بخش دیگری از سخنان خود به نکته بدیع دیگری نیز اشاره می کنند . وی با یادآوری ماجرای یک پیامبر دروغین که نزد حضرت موسی اظهار ندامت کرده بود می گوید : غصب تفکرات و ایجاد انحراف در عقاید مردم بدترین گناه است و خداوند از حق خود میگذرد ، امّا از حقالناس نمیگذرد ، زیرا اظهار پشیمانی در درگاه خداوند برای ضایع کردن حق مردم، به خصوص حقوق فکری و دینی سودی ندارد، مگر اینکه همه کسانی را که با سخنان خویش فریب داده، به راه حقیقت برگرداند.
حال سوال این که آقای هاشمی !
آیا انتشار صدها کتاب ضاله بدون ممیزی که تاکید و خواسته دوستان شما است بدون نظارت نهادهای فرهنگی نظام اسلامی مصداق این سخن نیست ؟ آیا منحرف ساختن مردم ذیل عناوینی چون آزادی بیان شامل قاعده ای که از آن سخن گفتید می شود یا این قاعده نیز همواره با استثناهای آن اجرا می شود ؟!
و در نهایت آن چه می توان به هاشمی گفت این است که حضرت آیت الله ! استثناهای حاکم بر زندگی سیاسی خود را قاعده پذیر کنید تا مردم بتوانند رای خود را که حق الناس است با شما منطبق کنند تا خدای نکرده دچار گرفتاری های سال ۸۸ نشویم !









