نقدی بر عملکرد حوزه‌های علمیه پیرامون مسئلۀ زن

آنچه جامعه زنان متشرع مسلمان از آن رنج میبرند گمنام ماندن چهره‌ها و شاخصهای عالم زن است؛ متأسفانه حوزه علمیه در شناساندن عالمه هایی که قابلیت الگو شدن را دارا هستند نقش موفقی نداشته است.

زناننماینده – سبا نمکی؛ حوزه‌های علمیه از دیرباز تا کنون به عنوان اصلی‌ترین مرکز تولید و گسترش اندیشه‌های دینی، در میان خواص و عوام جوامع اسلامی مطرح بوده‌اند. این مراکز دینی به جهت نقش پررنگ و محوری خود تا آنجا نزد ملت های مسلمان دارای اعتبار و اهمیت هستند که همواره در صدر توجه مراکز غیر هم سو و حتی متعارض با ارزش های آن در سطح بین‌الملل نیز قرار گرفته‌اند.

 

یکی از وظایف مهم حوزۀ علمیه پرداختن به مسئلۀ زنان است. این مسئله با توجه به پیچیدگی‌های دنیای امروز نیازمند ارائۀ دقیق و موشکافانه و به دور از شعارزدگی است. اما متأسفانه آنچه که تاکنون در این مورد ارائه شده است نه با نیاز جامعه اسلامی هم‌خوانی دارد و نه با شتاب لحظه‌ای دنیای معاصر. با وجود تلاش های صادقانه و فردی که در پرداخت به موضوع زنان، صورت گرفته است اما همچنان خلأ‌ها و کمبودهای جدی در این زمینه مشاهده می‌گردد که حاصل غفلت چندین ساله از این سرفصل مهم است.

 

اما به نظر می‌رسد آنچه که تاکنون موجب مغفول ماندن و عدم موفقیت مطلوب حوزه در پرداختن به موضوع زن شده است در ذیل پنج عنوان قابل بررسی باشد:

 

تربیت نیرو

یکی از وظائف حوزه‌های علمیه از گذشته تا کنون هدایت، پرورش و تربیت افرادی است که قبلا در آن‌ها ایجاد رغبت و آمادگی به جهت حضور کیفی در جامعه صورت گرفته است. افرادی که باید مجموعۀ مفاهیم مورد هدف را فرا گرفته و با در اختیار گرفتن ابزار متناسب با هر مقوله، نسبت به تبیین و ترویج آن در بین جامعه اقدام نمایند. در واقع حوزۀ علمیه باید بتواند با استفاده از حداکثر ظرفیت و توانایی خود، نیروی متخصص و متعهدی را تربیت سازد که بتواند حتی زمینه‌ساز تغییر تمدنی جوامع نیز باشد. البته این تربیت نیرو میسر نمی‌شود مگر با مداقه و کنکاش بسیار در بطن دین به‌طوری که تمامی مفاهیم و ابزار لازم را دراختیار فرد قرار دهد و او را با پشتوانۀ مستحکم و مطمئن، راهی میدان نماید.

متأسفانه این بحث در میان بانوان طلبه کمتر مورد عنایت قرار گرفته است. با نگاهی به مشاهیر دینی و اساتید برجستۀ زن به‌خوبی در می‌یابیم که خود آن‌ها نیز به جهات گوناگون نسبت به پرورش مستمر و کیفی نیروهای تحت تربیتشان چندان عزمی نشان نداده‌اند؛ یا در این راه موفقیتی کسب نکرده‌اند و یا در طی مسیر به آفاتی همچون کمیت‌گرایی دچار شده‌اند. لازم به ذکر است این مسئله در میان علما و مدرسین مرد نیز وجود دارد اما بار کَمی آن به مراتب کمتر به نظر می‌رسد.

 

ارائه الگو

در تمامی مکاتب و نظام‌های فکری که امروزه به طیف گسترده‌ای از مخاطبین عرضه می‌گردد، ارائۀ الگو به‌عنوان یک اصل مهم تلقی می‌شود؛ به‌ویژه آنکه آن مکتب یا نظام فکری داعیۀ کاربردی و واقعی بودن نیز داشته باشد. در واقع می‌توان گفت ارائۀ الگو از اصلی‌ترین وظائف یک نظام فکری است. در همین راستا حوزه‌های علمیه باید پس از تشریح و تبیین ویژگی‌ها و مختصات زن و مرد مسلمان نسبت به ارائۀ الگوی عینیِ هرکدام از آن‌ها اقدام می‌کردند.

لازم به ذکر است وجودهای نازنین معصومین علیهم‌السلام، سبب سلب این وظیفه از حوزه نمی‌گردد چرا که مسائل و اقتضائات زمان‌های گوناگون، رفتارها و سبک زندگی متفاوت و خاصی را می‌طلبد. به‌طور مثال در جامعۀ زمان حضرت زهرا(س) بسیاری از امور امروزه محلی از اعراب نداشته و در نتیجه تدبیری برای رفع آن نیزصورت نگرفته است.

 

باید توجه داشت که این امر در حالی است که اندیشه‌های متعارض و متفاوت با اسلام، با هر ابزار ممکن نسبت به ارائه الگوهای مد نظر خود کوشیده‌اند. این کوشش تا آنجا بی‌دریغ و مجدانه است که مفاهیم مورد نظر آن‌ها همواره به سرعت و با اصرار زیاد در میان جامعۀ مسلمین در حال تکرار است. در این میان ابزارهای گوناگونی مانند افراد آموزش دیده، رسانه و تبلیغات، هر کدام به سهم خود گوشه‌ای از کار را در دست گرفته و مشغول به کسب موفقیت هستند. تنها مقولۀ رسانه خود در این باب، هجمه‌ای گسترده و حساب‌‌شده در بر دارد که ذکر مصادیق آن در این زمان نمی‌گنجد.

 

کمبود دیگری که جامعۀ زنان متشرع مسلمان از آن رنج می‌برند گم‌نام ماندن چهره‌ها و شاخص‌های عالم زن است. متأسفانه حوزۀ علمیه در شناساندن عالمه هایی که قابلیت الگو شدن را دارا هستند نقش موفقی نداشته است. شناساندن چهره‌های برتر زن در زمینۀ دین، معمولا به پرداخت‌های همایشی و یک‌روزه منتهی می‌شود. افراد جامعه اگر بخواهند در هر زمینه کسب اطلاعات دینی داشته باشند به‌خوبی یا با کمی پژوهش در می‌یابند که در هر زمینه باید به چه عالمی رجوع کنند. و این در حالی است که زنان عالمه حتی در خصوص موارد مرتبط و خاص زنان نیز از کمترین شانس انتخاب و شناخته شدن بهره‌مند نیستند.

 

عدم موضوعیت مسئلۀ زن در حوزه

مورد دیگری که به نظر پررنگ‌تر  از مسائل قبلی و یا شاید به نوعی ریشه و دلیل آن باشد، عدم موضوعیت داشتن مسئلۀ زن در حوزه به‌عنوان یک سرفصل است. در واقع در حوزه‌های علمیه تاکنون نسبت به مسئلۀ زن و پاسخگویی به اقتضائات وی، اهتمام ویژه‌ای صورت نگرفته است. البته تلاش‌هایی در این مورد به ثمر نشسته که آن‌ها هم نتیجۀ اقدام فردی و شخصی بوده است.

به عبارت بهتر آنچه تا کنون در موضوع زن، به‌عنوان اقدام و پرداخت ویژه مطرح و موجود است حاصل علاقۀ فردی اشخاص نسبت به حوزه‌ای از حوزه‌های مرتبط بوده است. نمونۀ بارز این اقدامات، استاد شهید مرتضی مطهری است که خود بر اساس دغدغۀ شخصی نسبت به رفع شبهات مسئلۀ زن در اسلام تلاش می‌کند و مجموعه مباحث نظام حقوقی زن در اسلام نتیجه و عصارۀ این تلاش مقدس است. یا در همین راستا می‌توان به بیانات حضرت آیت‌الله جوادی آملی در باب زن اشاره کرد که کتاب زن در آیینۀ جلال و جمال، گزارشی از همان مباحث طرح شده است. پس به‌خوبی نتیجه می‌گیریم که در صورت تمایل و احساس نیاز نهاد حوزه، استعداد و توانایی کافی جهت پرداخت به مسائل وجود دارد.

 

توجه به مشکلات و مسائل زنان جامعه

همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد ارائه الگو از جمله ضرورت‌های جامعۀ امروز است؛ حوزۀ علمیه باید از متن دین، الگوسازی متناسب با اقتضائات زمان داشته باشد. از جمله خلأهای مهم امروزه ناهماهنگی تبلیغ نسبت به جمعیت زنان است. چنانچه‌ مشاهده می‌شود همه ساله تعدادی از طلاب به‌عنوان مبلغ به سراسر کشور فرستاده می‌شوند که وظیفۀ تبلیغ و رفع شبهه در امور دینی را دارند؛ اما با توجه به جمعیت زنان کشور تعداد مبلغ خانم بسیار کمتر از مبلغین مرد است. این در حالی است که زنان جامعۀ ایران به‌ویژه اگر کمی از شهرهای بزرگ فاصله بگیریم حتی در امور احکام دین و بایدها و نبایدهای شرعی دچار مشکل و فقر اطلاعات هستند. حال این سوال مطرح می‌شود که آیا زنان روستاهای ایران که از حیا و حجب بخصوصی هم برخوردارند می‌توانند دغدغه‌ها و سوالات شرعی خاص زنان را از مبلغ مرد منطقۀ خود بپرسند؟!

 

البته این مورد نیز نباید به دور از اهمیت باشد که این تبلیغ‌ها هماره باید با کیفیت متناسب و متکاملی به زنان ارائه شود.

 

عدم ورود تخصصی حوزه در مجامع علمی

اما آخرین موردی که می‌توان بدان پرداخت عدم ورود حوزه به مجامع علمی موازی با خود – به‌ویژه دانشگاه – در رشته‌های گوناگون است. این ورود قطعا باید با هدف شناسایی شبهات هر زمینه و ارائۀ پاسخ متقن دینی به آن باشد. البته منظور از رفع شبهه، تنها پاسخ حُکمی و باید و نبایدی نیست، بلکه به توجه به مسئولیت فقاهتی حوزۀ علمیه، باید متخصصین حوزه در هر یک از رشته‌های تخصصی وارد شده و پس از شناسایی سوالات، انحراف‌ها، شباهت‌ها و تعارض‌های آن با دین -در مسئلۀ زنان- به ارائۀ پاسخ و راهکار متناسب با آن رشته و مختصاتش بپردازد. وظیفۀ کسب اطلاع از سوالات مطرح در هر رشته و پژوهش در آن به عهده حوزه، این اصلی‌ترین نهاد تولید علم دینی و بومی است. اما این امر نه تنها در میان جریان اصلی حوزه‌های علمیه مغفول مانده است بلکه در مورد رشته‌هایی که مستقیما به موضوع زنان ارتباط دارد نیز جایگاهی میان متخصصین حوزه نداشته‌است. رشتۀ مطالعات زنان که امروزه با متونی صددرصد غربی و سکولار در دانشگاه‌های ما ارائه می‌شود قطعا دارای مابه‌ازای بومی و اسلامی ویژه‌ای است که تاکنون توجهی به آن صورت نگرفته است.

 

در پایان باید تصریح کنیم که اشکالات برشمرده ابدا به معنای نفی تلاش‌های صورت‌گرفته در این رابطه نیست. اهمیت مسئلۀ زنان و جایگاه ویژۀ حوزه‌های علمیه موجب می‌شود تا سطح انتظار از آن‌ها با حساسیت و دقت نظر بیشتری همراه باشد. امید که این امر مهم در آینده‌ای نزدیک آنچنان که شایسته است و در راستای منویات رهبری حکیم و عزیز انقلاب، با روند سعودی رو به رشدی مواجه باشد.