موانع رشد و توسعه علمی ایران

اگر علم چنان که باید توسعه یابد ، دستیابی به عدالت و آزادی، مدیریت شایسته و شایسته­ سالاری و تحقق حقوق انسانی و اجتماعی به عنوان اهداف اصلی میسر میشود؛ چون امروز و آینده کشور را «علم» رقم میزند.

نماینده – هادی مصدق؛ منظور از توسعه علمی، توسعه همه جانبه علمی، آموزشی، پژوهشی، فناوری و ترویج فرهنگ آنهاست. اگر علم چنان که باید توسعه یابد، دستیابی به عدالت و آزادی، مدیریت شایسته و شایسته سالاری و حقوق انسانی و اجتماعی به عنوان اهداف اصلی میسر می شود؛ چون امروز و آینده کشور را «علم» رقم می زند.

 

تردیدی نیست که توسعه علمی را باید پدیده ای نظیر یک جنبش اجتماعی در نظر گرفت. علم و فناوری حتی در زمانی که به جامعه ای منتقل می شود در محیط مبتنی بر عقلانیت فرهنگی و اجتماعی رشد می یابد. در غیر این صورت، به عنوان پدیده ای بیرونی در ساختار معرفتی و فرهنگی جامعه بومی جذب نمی شود و قدرت نوزایی، باز تولید، انباشت و تغییر علمی را از دست می دهد.

 

 

نهاد علمی که محصول توسعه علمی است، کارکرد پنهان یک جنبش اجتماعی است، بدین سبب باید در نظر گرفت که توسعه علمی بدون توسعه عقلانیت اجتماعی و یا انجام اصلاحات اجتماعی ناممکن است.

 

دوران شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی و حرکت های توسعه ای در زمینه علم و فناوری در جهان امروز مؤید این واقعیت است که باید برای تحرک توسعه علمی موانع درونی و بیرونی آن را شناخت و در روند رفع آن، گامهای عملی برداشت. از اینرو در مقاله حاضر به بررسی مهمترین موانع و مسائل علمی کشور پرداخته شده است.

 

موانع و مسائل علمی کشور

بر اساس طبقه بندی کلی می توان موانع و مسائل توسعه علمی کشور را در چهار گروه اصلی بر شمرد:

 

 

 

الف) موانع فکری و فرهنگی

بسیاری از محققان برجسته ما، اتفاق نظر دارند که مشکلات و موانع اصلی پیشرفت علمی ایران، موانع فرهنگی هستند. مشکل اصلی کشور کمبود بودجه تحقیقاتی، تعداد اساتید، آزمایشگاه‌ها و ارقامی مشابه آن نیست. این ارقام که گاه با دقت و همت از منابعی بین المللی، مانند بانک جهانی و یونسکو و امثال آن تهیه می‌شوند، تنها عوامل کمّی را در بر می‌گیرند و غیر از آن نیز نمی‌توان انتظار داشت. اما بررسی و جستجوی علل عقب ماندگی، تنها در عوامل کمّی، با تردید کم، خطائی بزرگ است و ما را کاملاً به بیراهه و گمراهی می‌کشاند. و این روشی است که گاه آگاهانه برای گمراهی یا تغییر مسیر کشورهای در حال توسعه انجام می‌گیرد. عوامل کمّی وقتی می‌توانند (آن هم تا حدی) مفید باشند که همه زمینه‌ها و عوامل کیفی (فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و …) به طور کامل مورد توجه قرار گرفته باشند. برخی مشکلات ریشه ای فرهنگی بدین گونه می باشند:

 

۱- ضعف اعتماد به نفس و خودباوری، تقلید و خودباختگی و حیرت­زدگی در برابر تحولات جدید فرهنگ غربی، که به نوعی علم زدگی نیز تعریف می شود.

 

۲- گسستگی از معارف و فرهنگ ملی و دینی؛

 

۳- تفسیر دینی غلط از رشته­های معرفت دینی (فریضه دانستن بخشی از علوم مانند علوم دینی و عدم تعمیم آن به تمامی حوزه­های علم) ؛

 

۴- گسستگی نسبت به فرهنگ و مفاخر ملی و اسلامی و عوامل و شرایطی که موجب نهضت علمی دوره فرهنگ و تمدن اسلامی شد ( استفاده ابزاری از دین و علم، دنیا گریزی و صوفی گری، جزم اندیشی و تعصب کور، خرد ستیزی و نمادگرایی به جای مفهوم­گرایی علمی و دینی، دولتی شدن مراکز علمی و دینی و غیره)؛

 

۵- فقدان فرهنگ علمی و فنی در جامعه و عدم دسترسی همگان به اطلاعات و منابع علمی؛

 

۶- ضعف روحیه و اخلاق جست و جوگری، پرسشگری و طرح مسئله در فرهنگ عمومی (فقدان فرهنگ تحقیق)؛

 

۷- ضعف در گفتمان علمی کشور، اعم از بحث، نقد و تبیین نگرشها و یافته­های علمی، نظری و فنی در جامعه؛

 

۸- بی­توجهی به ارزش زمان و اغتنام فرصتها در متن فرهنگ عمومی

 

۹- محصور بودن افراد در قالب های  فکری خاص

 

۱۰- رفتار احساسی  افراد با مباحث علمی

 

۱۱- غلبه مصرف­گرایی در علم و فناوری متأثر از فرهنگ مصرف­گرایی در ساختار فرهنگ عمومی کشور؛

 

۱۲- شیوع کاسب­کاری و سودجویی در آموزش و تحقیق و استفاده ابزاری از علم (مدرک­گرایی)؛

 

۱۳- نظام ارزش گذاری مبتنی بر ثروت، قدرت به جای علم و دانش واقعی

 

 

ب) موانع سیاسی و اجتماعی

برخی موانع توسعه علمی کشور، موانع سیاسی و اجتماعی است که از جمله مهمترین ها می توان به موارد زیر اشاره داشت:

 

۱- ضعف ساختارهای سیاسی عقلانی مبتنی بر خرد جمعی برای مواجهه با مسائل کشور؛

 

۲-ضعف فرهنگ کار و خلاقیت جمعی و زاینده

 

۳- ضعف امنیت و منزلت اجتماعی، شغلی و اقتصادی برای افراد دانشگر که با رویکرد غیر سیاسی به مسائل پرداخت می کنند

 

۴- عدم نیازمندی ساختاری سیاستمداران برای رجوع واقعی به متخصصان

 

۵- نگاه های منفی و امنیتی به فعالیتهای سیاسی و صنفی دانشجویان

 

 

ج) موانع اقتصادی و سخت افزاری

این موانع در سه بخش بیان می شود:

 

الف) بیمار بودن ساختار اقتصادی کشور و وابسته بودن آن به صادرات نفت خام، که موارد زیر را در پی داشته است:

 

۱- نارسایی نظام صادرات و واردات (واردات ماشین و کالاهای مصرفی به جای تولید بومی و جذب دانش فنی و در نهایت توسعه سخت افزاری صرف)؛

 

۲- عدم بهره­وری کافی در بخشهای تولید و خدمات، که متأثر از ضعف رقابت، کیفیت، آموزش و تحقیق و ضعف نیروی تخصصی می باشد.

 

 

ب) عدم سرمایه­گذاری مناسب در علوم، تحقیقات و فناوری که شامل موارد زیر می شود:

 

۱- فرسودگی و کهنگی امکانات و تجهیزات علمی و پژوهشی؛

 

۲- خریدهای تکراری و بدون توجیه علمی ابزار و وسایل؛

 

۳- از کار افتادگی تجهیزات و ناتوانی از نگهداری و به کارگیری آنها با بهره­وری کافی؛

 

۴- ضعف مشارکت عمومی در تأمین منابع مالی (وقف، هدایا، بنیادهای حمایت از علم و تحقیق و …)

 

 

ج)کاهش تمایل به تولید اطلاعات و دانش دست اول و افزایش روند واردات فکری و بسته‌های اطلاعاتی و بی‌توجهی به دانش بومی و تحقیقات عمیق محلی که دو علت می توان برای آن نام برد:

 

۱- گسستگی حلقه دانشگاه و صنعت؛

 

۲- ناکارآمدی نظامهای موجود تحقیقاتی در دانشگاهها و مراکز اجرایی

 

 

د) موانع ساختاری و مدیریتی

این موانع در دو بخش دسته بندی می شود:

 

الف) متناسب نبودن نظام برنامه­ریزی توسعه با شرایط علمی، فرهنگی و اجتماعی، که شامل موارد زیر است:

 

۱- کهنگی و ناکارآمدی نظام اداری کشور در بخشهای مختلف علمی و اجرایی؛

 

۲- ضعف سیاستهای هماهنگ که تداوم و استمرار در برنامه­های توسعه را ایجاد می کند؛

 

۳- کمیت گرایی در فرایند توسعه،

 

۴- وابستگی تام و تمام منابع مالی به دولت و عدم تنوع در آنها؛

 

۵- نارسایی و کارآمد نبودن نظام آموزشی و تربیتی کشور (ضعف در جذب و رشد خلاقیتها، عدم رشد تفکر علمی و …)؛

 

۶- نارسایی نظام اطلاع رسانی و عدم دسترسی به منابع علمی روز آمد؛

 

۷- وجود موانع و تنگناهای قانونی و مقرراتی(مالیاتهای سنگین برای محققان، دیوان سالاری پیچیده  به دلیل عدم اعتماد به محققان و …)

 

۸- عدم وجود روند مناسب بین مراکز دانشگاهی و تحقیقاتی با سازمان‌ها و مراکز اجرایی

 

۹-  فقدان به کارگیری ارزیابی به عنوان یک ابزار یاری دهنده به فرایند مدیریت نظام آموزشی

 

۱۰- اشتباه دانشگاه ها در برتری دادن امر آموزش بر پرورش دانشجویان

 

ب) ضعف در نگاه ملی دولت مردان، برای توسعه علمی و فناوری، که شامل موارد زیر است:

 

۱- ضعف در مطالعه و شناخت مزیتهای نسبی کشور؛

 

۲- ضعف در سرمایه­گذاری لازم و متناسب با مزیتهای نسبی در منابع انسانی کشور؛

 

۳- عدم تأمین مادی و معیشتی کافی محققان و استادان و دانشجویان و کارکنان؛

 

۴- ناباوری در سطوح مختلف برنامه­ریزی اقتصادی نسبت به سرمایه­گذاری در علم و خود اتکایی در فناوری؛

 

۵- ضعف اعتقاد به سرمایه­ای و نه هزینه­ای بودن تحقیق در بینش مدیران نظام برنامه­ریزی و دستگاههای اجرایی؛

 

۶- وجود موانع اداری و دیوان سالاری در امر تحقیق؛

 

۷- ناهماهنگی و عدم انسجام سیاستهای علمی و پژوهشی به علت تعداد مراجع سیاستگذاری، تصمیم­گیری و اجرایی.

 

۸- تضاد بین نظام آموزش کلاسیک و نظام آموزش مبتنی بر پژوهش در دانشگاهها

 

۹- ضعف وجود اجتماعات پژوهشی فعال در کشور

 

۱۰- غلبه نگاه کمی بر کیفی در توسعه علمی کشور

 

۱۱- ضعف در نظام شایسته سالاری برای مدیریت علمی کشور

 

۱۲- عدم هدف مندی تحقیقات دانشجویی و اتلاف این سرمایه بزرگ

 

در این نوشتار سعی شد که نگاهی تیتر وار به برخی از مهمترین مشکلات و موانع رشد علمی کشور داشته باشیم، بی شک بیان و پرداختن صرف به آنها نمی تواند راهگشای گشور باشد، لیکن امید است که با عزم ملی و تلاش مسئولان و سیاستمدارن، بتوانیم بر این مشکلات فائق آمده و گامهای پیشرفت و توسعه را با سرعت برداریم.

 

 

منابع

معین، مصطفی. موانع توسعه علمی ایران. دایره المعارف آموزش عالی.

چالشهای آموزش عالی در ایران هزاره سوم، دایرۀ المعارف آموزش عالی.

ذاکر اصفهانی، غلام رضا. مهاجرت نخبگان.دایرۀ المعارف آموزش عالی

کاظمی،پروین.(۱۳۸۰). دانشگاه و چالشهایش،گفتگو با دانشگاهیان.نشر آریا.

صادق زاده، علیرضا؛ احمدی فر، مهرداد(۱۳۷۸). آسیب شناسی مدیریت نظام آموزشی کشور و تاثیر آن بر وضعیت موجود نظام آموزشی کشور. ماهنامه مهندسی فرهنگی شورای عالی انقلاب  فرهنگی سال دوم، شماره ۱۵و۱۶.