به گزارش «نماینده» موضوع اطاعت از از فرمان ولی و فرمانده شاید در میان دیدگاه های فکری و مکاتب مختلف قرائت های گوناگونی داشته باشد. اما رعایت و انجام دستور فرمانده در هر میدانی از جمله میدان نبرد به سبک جوانان ایرانی در دفاع مقدس شاید نظیری در تاریخ نداشته باشد.
دکتر محمد جعفر غفرانی از کارشناسان خانواده و مهارت های زندگی در یکی از جلسات خود به یادآوری یک نمونه از این قبیل اطاعت ها در دفاع مقدس پرداخته است:
«شنیدید که برای جزیره فاو باید از اروند رد می شدند. اروند هم سرد بود، هم شتابش زیاد بود، هم عرضش زیاد بود، گل آلود بود و خیلی سخت بود. این جوانها و نوجوانها شب باید می رفتند پشت دیدبانی های عراقیها کمین می کردند، در یک ساعتی در سحر حمله رو شروع می کردند. یک نفر از اینها نقل میکند که یک پسر بچه جوان و نوجوانی با من بود ما دو تایی مامور شده بودیم پشت یک جایی کمین کنیم تا سر ساعت برسه که گشتی ها جاشون عوض میشه ما در اون لحظه حمله کنیم.
ایشون سکسه اش گرفت. شروع کرد سکسکه کردن. گفتم بابا صدای ما را بشنون الان عملیات لو میره خودت را کنترل کن. پسره گفت دست خودم که نیست آب انقدر سرد بود و سکسکه ام گرفت. این سکسکه داشت لو می داد دیگه. میگه بهش گفتم که اخوی! برادر! جان صدها نفر الان در خطره خودت را کنترل کن. تو اون تاریکی سحر و نصفه شب میگه من اینو به این گفتم و بعد دیدم دیگه صداش در نیومد با خودم گفتم پس می تونستی خودت را کنترل کنی و نمی کردی؟ بعد میگه هوا که روشن شد لحظه حمله که شروع شد گفتم اخوی پاشو یالا بریم.
تو آب بودیم دیگه زیر آب بودیم غواص بودیم. فقط سرهامون را لحظاتی می آوردیم بیرون. میگفت دیدم این گرفته خودش را خفه کرده! برای اینکه عملیات لو نره دستور را اجرا کرده. فرمانده اش گفته آقا خودتو کنترل کن این هم آنقدر جلوی دهانش را گرفته تا خفه شده. در حالی که اونجا می تونست هزار جور بازی در بیاره عصبانی بشه بد اخلاقی کنه بگه آقا دست من که نیست عمدی هم که نیست؛ که عمدی هم نبوده.
فرشته ها یعنی چنین نازنین هایی که وقتی بهشون دستوری داده میشه بلافاصله عمل میکنند.









