
نماینده – محمد علی طائبی؛ چندی پیش مرکز پژوهشهای مجلس در تحلیلی از وضعیت فعلی رشد زیرساختهای ارتباطی کشور در مقایسه با آنچه سند چشم انداز ۱۴۰۴ ترسیم کرده است، بر فاصله زیاد ما تا افق چشم انداز تاکید کرد. فاصلهای که مقامات وزارتخانه ICT در بزنگاههای پاسخگویی، یا منکر وجود و یا منکر شدت آن میشوند و انگشت نشانه را به سمت تصمیم گیران کلان میگیرند. تا جایی که وزیر پیشین ارتباطات، یک سال پیش اعلام کرد: «من پیش از این هم بارها اعلام کرده ام که خوشبختانه از نظر زیرساختها و ظرفیت شبکه، این پتانسیل وجود دارد که بخواهیم پهنای باند اینترنت را افزایش دهیم. بنابراین اگر تصمیمگیری در سطح کلان کشور صورت بگیرد ما آمادگی انجام این عمل را خواهیم داشت.»
به این ترتیب، صحبتهای مقامات وزارت خانه از وجود موانع و مصلحتاندیشیهای مدیریتی در حوزه صدور مجوزها برای ایجاد تسهیلات و امکانات جدید در حوزه زیرساخت و لایه کاربردی شبکه جهانی اطلاعات برای کاربران خبر میدهد. موانعی که بیشتر ناظر بر شرایط خاص کشور در قبال تهدیدهای خارجی، خصوصا در عرصه جنگ نرم بوده و با بزرگنمایی تهدیدها و فراموشی فرصتها همراه شده است.
تهاجم فرهنگی و نمونه نوظهور آن یعنی جنگ نرم مهمترین چالش برون مرزی کشور است که گاهی با عنوان تغییر سبک زندگی و گاهی با نام تغییر ارزشهای اساسی جامعه از آن یاد میشود. پدیده ای که همواره رسانه به صورت عام به عنوان بستر وقوعش شناخته شده است. به صورت مشخص، در فتنه سال ۸۸ بر نقش شبکههای اجتماعی در تهییج و شایعه پراکنی تاکید میشد. از این جهت توسعه درگاههای اتصال مردم به شبکه جهانی و افزایش پهنای باند همیشه در حکم شمشیر دو دم بوده است.
اما به نظر میرسد اگر کمی بیشتر به فرصتهای موجود در افزایش پهنای باند پرداخته شود میتواند در طولانی مدت بر روی همان تصمیم گیریهای کلان تاثیر به سزایی داشته باشد. فرصتهایی که گاه منافع اقتصادی کلان کشور را تامین میکند و گاه هزینههای جاری را در بخشهای مختلف دولت و نهاد عمومی کاهش میدهد.
فرصتهای ناشی از افزایش پهنای باند اینترنت
یکی از نیازمندیهای اساسی کشور در رسیدن به افق چشمانداز ۱۴۰۴ راه اندازی دولت الکترونیک و همچنین توسعه شهرهای الکترونیک در استانهای مختلف و ایجاد یکپارچگی میان آنهاست. ایجاد شهرهای الکترونیک به صورت خلاصه به کاهش بوروکراسی، کاهش نرخ فساد اداری، افزایش بهرهوری و صرفهجویی قابل ملاحظه در وقت و انرژی شهروندان منجر خواهد شد. برای نیل به این مهم، ارتقای سطح نفوذ اینترنت و افزایش پهنای باند دو نیازمندی اساسی هستند.
از دیگر سو، افزایش ضریب نفوذ اینتزنت با پهنای باند بالا رونقبخش کسب و کارهای آنلاین خواهد بود که این روزها سهم غیر قابل انکاری از گردش مالی بازارهای دنیا را به خود اختصاص داده است. بنگاههای کوچکی که بر اساس ایدههای اینترنتی با تامین اعتبار اندک بخش خصوصی تشکیل میشوند، بازگشت سریع سرمایه و جذب نیروی انسانی متخصص به کار را در پی خواهند داشت.
کمک به گردش آزاد اطلاعات، کاهش هزینههای آموزش و تربیت عمومی، ایجاد بزرگترین بستر تبلیغی فرهنگی و … از دیگر نتایج تبعی افزایش پهنای باند اینترنت به حساب میآیند.
اما یکی از مهمترین فرصتهای مغفول مانده که سرمایهگذاری بر روی افزایش پهنای باند اینترنت برای کشور فراهم میکند، ایجاد بازار ترانزیت پهنای باند برای تامین نیازهای روزافزون منطقه است. اگرچه در حال حاضر وضعیت نسبی شهروندان برخوردار از اینترنت پهن باند در کشور چندان خوشایند نیست اما آمارها از غنای زیرساخت با ظرفیت بالای کشور خبر میدهد که میتواند نیازهای خارج از مرزها را نیز تامین کند که بی شک اقدام مهمی در کاهش وابستگی درآمد ملی به نفت نیز خواهد بود.
یکی از مهمترین روشهای کاهش قیمت پهنای باند در دنیا، ایجاد کنسرسیومهایی از تولید کنندگان محتوا بهعنوان بخش بالادستی و فراهم آورندگان پهنای باند به عنوان بخش پایین دستی است که بخشی از قیمت تمام شده پهنای باند توسط بخش بالا دستی اینترنت پرداخت میشود تا زمینه برای حضور بیشتر مشتری در بازار فراهم گردد. به این طریق، با محور قرارگرفتن محتوا به عنوان موضوع اصلی بازار، فضای مناسب و بهینهای برای طرح و پیگیری موضوعات فرهنگی اجتماعی در جامعه پدید میآید.
خوشبختانه از آنجا که زبان رسمی و علمی کشور ما، هر دو فارسی است، زمینههای بیشماری برای سرمایه گذاران در حوزه تولید خدمات آنلاین به وجود آمده است که میتوانند از عامل زبان به عنوان مزیت رقابتی خود در برابر سرویسهای خارجی بهره گرفته و سهم عمدهای از بازار را به خود اختصاص دهند.
از این رو، افزایش پهنای باند نهایتا هزینههای ارتقای فرهنگ عمومی را کاهش داده و به کاهش زمان در چرخه تولید و مصرف محصولات فرهنگی منجر خواهد شد.
موانع پیش روی افزایش پهنای باند اینترنت
مهمترین مانعی که بعد از مصلحت اندیشیهای کلان در مسیر افزایش پهنای باند اینترنت با آن رو به رو هستیم، نبود شبکه ملی اطلاعات (دیتاسنترها، ترافیک ارزان قیمت، درگاه خدمات دولت و بخش عمومی و …) و بیاعتمادی کاربران به سیاستها و تصمیمگیریهای دولت در عرصه اینترنت است. این بیاعتمادی به صورت خلاصه ناشی از تصمیمات خلقالساعه و رویکرد سلبی و بداخلاقیها در عرصه اینترنت و خدمات فضای مجازی است.
تجربه چه میگوید؟
در تنگنای ورود تکنولوژیها و محصولات آنلاین به کشور، پدیده رشد ضریب نفوذ تلفنهای همراه هوشمند به عنوان یک تکنولوژی ارزان قیمت که صرفا با هزینههای خورد مردم رشد مییابد، بار افزایش دسترسیهای مردم به شبکه جهانی را یک تنه به دوش میکشد.
اگرچه اپراتورهای تلفن همراه در کشور هنوز هیچ خدمت خاصی را به کاربران عرضه نمیکنند اما بازار کوچک کسب و کارهای آنلاین با مشتری بالقوه و پرشماری مواجه شده است. از این رو میتوان امیدوار بود این موضوع منجر به رشد و استحکام تولید محتوای دیجیتال در اینترنت و نهایتا ارتقای سطح کیفی خدمات بومی شود و زمینه برای کاهش نگرانیها از توسعه در زمینه پهنای باند و ضریب نفوذ اینترنت در کشور فراهم شود.









