تحقق نرمش قهرمانانه به قرائت علی مطهری

آیا تاکید رسانه ها و مقامات مطرح آمریکایی پس از سفر روحانی بر این مسئله که فشار تحریمها سرانجام موجب کوتاه آمدن ایران و تن دادن به گفتگوی دو طرفه با مقامات آمریکایی شد و به همین دلیل باید تحریم و فشار علیه ایران را بیش از پیش افزایش دهیم به معنای تغییر رفتار است؟

علی مطهری و آرمانبه گزارش «نماینده» واکنش ها همچنان نسبت به سفر روحانی و تعاملات صورت گرفته در این سفر ادامه دارد. علی مطهری نیز نسبت به این موضوع اظهار نظر کرده که در روزنامه آرمان نیز منتشر شده است. مطهری تلاش کرده به این نکته اشاره کند که ایران باید در قبال تغییر رفتار آمریکا از خود نرمش نشان دهد.

 

 

البته این ادعا به خودی خود محل اشکال نیست اما باید از علی مطهری پرسید که منظور شما از تغییر رفتار آمریکا چیست؟ آیا اینکه بلافاصله پس از آنکه روحانی به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شد و هنوز کابینه خود را به مجلس معرفی نکرده بود؛ از طرف آمریکا، خود و کابینه اش به نقض حقوق بشر محکوم شدند نشانه تغییر رفتار آمریکاست؟

 

آیا اینکه حدود یک هفته پیش از سفر روحانی به نیویورک شخص رئیس جمهور آمریکا در مصاحبه با شبکه NBC تهران را به طور رسمی تهدید به حمله نظامی می کند نامش تغییر رفتار است؟

 

آیا تاکید بر خواسته های ظالمانه توسط دولتمردان آمریکایی که در حین حضور هیئت ایرانی در آمریکا صورت گرفت و مجددا بر خواسته های غیر اصولی از جمله بازرسی خارج از ضوابط از فردو، امضای پروتکل الحاقی و تعلیق ادامه غنی سازی تاکید شد به معنای تغییر رفتار است؟

 

آیا تاکید رسانه ها و مقامات مطرح آمریکایی پس از سفر روحانی بر این مسئله که فشار تحریم ها سرانجام موجب کوتاه آمدن ایران و تن دادن به گفتگوی دو طرفه با مقامات آمریکایی شد و به همین دلیل باید تحریم و فشار علیه ایران را بیش از پیش افزایش دهیم به معنای تغییر رفتار است؟

 

این سوال ها و بسیاری از سوالات دیگر را باید از علی مطهری پرسید تا بیشتر با تفکرات خام و ساده برخی از مدعیان سیاست ورزی آشنا شد. موضع گیری های علی مطهری در بسیاری از رویدادهای سیاسی کشور کمترین تناسبی با رویکرد اصولگرایی نداشته است و مشخص نیست روزنامه آرمان بر اساس کدام چهارچوب منطقی در ابتدای انتشار نظر علی مطهری پیرامون سفر نیویورک از وی تحت عنوان نماینده «اصولگرای» مجلس یاد کرده است!

 

البته شاید این انتظار بالایی باشد که بتوان روزی را متصور شد که برخی از عناصر بی ارتباط با حوزه دیپلماسی و سیاست خارجی بتوانند این حقیفت را درک کنند که تعادل میان امتیاز دادن و امتیاز گرفتن بدیهی ترین و اولین پیش نیاز هر گفتگو و مذاکره ای محسوب می شود. روزی که این افراد توانایی درک امتیازهایی که به حریف می دهند را داشته باشند بی شک آن روز مفهوم نرمش قهرمانانه تحقق خواهد یافت.