گفت و گوی اختصاصی با دکتر فواد ایزدی:

رسانه در تسخیر یک درصدی هاست؛ دیپلماسی عمومی تنها راه حل است

کارشناس مسائل بین الملل میگوید: در میان مردم آمریکا فقط ۱۰ درصد موافق حمله به سوریه هستند، باید گروه های مخالف جنگ را شناخت و برایشان برنامه ریزی کرد که این نیازمند یک عزم ملی است.

فواد ایزدی 1ایالات متحده آمریکا کشوری است که هنوز سومین صده عمرش را به پایان نرسانده اما با وجود به راه انداختن بیشترین جنگ ها در میان دیگر کشورها خود را مدعی صلح می داند. صلحی که از ابتدای تولد آمریکا تاکنون دستاوردش فقط جنگ و کشته شدن انسان های بی گناه بوده است. این ادعای صلح برای آمریکا موجب شده تا به خود اجازه دهد در امور دیگر کشورها دخالت کند. در سال ۵۸ مردم انقلابی ایران با اشغال سفارت امریکا به دخالت های آمریکا در کشورشان پایان دادند. برخوردی که باب «تحریم» را برای پاسخ، پیش روی آمریکایی ها گشود. خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی «نماینده» با دکتر فواد ایزدی درباره آمریکا و سیاست هایش در مواجهه با ایران به گفتگو نشسته است.

 

 

با توجه به اینکه در انتخابات ایران چهره متعادل تری انتخاب شده وضعیت تحریم ها کمتر خواهد شد؟

غربی ها مدعی بودند احمدی نژاد فرد تندرویی است بنابراین تحریم کردند اما حالا چهره ای انتخاب شده که متعادل تر است (البته همانطور که گفته شده باید این اعتدال تعریف بشود.) اگر دولت های غربی نسبت به فرد تندرو بد عمل کنند و نسبت به چهره متعادل هم بد عمل کنند این پیام داده خواهد شد که مشکل از طرف خود غربی هاست. پس این یک فرصت می شود که حضور آقای روحانی باید باعث تغییر سیاست هایشان نسبت به ایران شود. در افکار عمومی مردم ایران و دنیا این تصور وجود دارد که باید نحوه برخورد با ایران عوض شود.

 

با توجه به اتفاقاتی که در منطقه افتاده احتمال اینکه دولت بخواهد با امریکا وارد مذاکره شود چقدر است؟

بحث مذاکره پیچیده است. بعید است افرادی که الان در راس سیستم سیاست خارجه ایران هستند چهره ای غیرواقعی از زمین بازی موجود داشته باشند. با توجه به تجربه ای که دارند باید فهمیده باشند که بحث مذاکره به عنوان یک ابزار در سیستم عملیات روانی آمریکا به کار برده می شود. خود آمریکا هم خیلی تمایلی به مذاکره واقعی ندارد. در واقع کلمه مذاکره را هم به کار نمی برد مذاکره در انگلیسی egotiation  است یعنی چیزی را می دهم و چیزی را می گیرم. آمریکا از این کلمه استفاده نمی کند بلکه فقط می گوید می خواهیم ملاقات (meet) کنیم و حرف (talk) بزنیم. این با مذاکره کردن تفاوت دارد. مشکل ترجمه در رسانه ها وجود دارد. دولتمردان جدید می دانند که طرف مقابل به این راحتی حاضر نیست مسئله را حل کند. در واقع نمی خواهد مسئله حل شود. مثلا در بحث هسته ای مسئله کاملا قابل حل است اما نمی خواهند حل شود تا اهرمی برای فشار سیاسی و اقتصادی به ایران داشته باشند.

 

رسانه های آمریکا چقدر در پیشبرد اهداف آمریکا موثرند؟

باید دقت کرد که آمریکا بخش های مختلف و رسانه های مختلف دارد که وابسته به جناح های آمریکا هستند. یکی از اساتید دانشگاه واشنگتن، «لنس برنت» یک نظریه درباره ارتباطات سیاسی دارد که می توان او را یکی از برترین های این حوزه دانست. نظریه او به نام indexing درباره این موضوع است که در رسانه های امریکا خطوط قرمز وجود دارد مثلا اگر کسی بخواهد اسرائیل یا هولوکاست را خدشه دار کند نمی تواند.

 

سوالی که این نظریه پرداز می پرسد این است که چه کسی این خط قرمز را مشخص کرده است؟ خودش به این سوال این گونه پاسخ می دهد که نخبگان دو حزب جمهوری خواه و لیبرال دموکرات. اینها هستند که این خطوط قرمز را مشخص می کنند. بعد مثالی که می آورد این است که پیش از شروع جنگ عراق اتفاق نظر میان نخبگان سیاسی آمریکا برای جنگ بود. کمتر رسانه ای دیده می شد که بخواهد اصل جنگ را زیر سوال ببرد. بحث جنگ در رسانه ها زیاد بود ولی در نحوه و چگونگی ورود به جنگ بحث می شد و اصلا در مورد اصل حضور در جنگ بحث نمی شد. البته این موضوع تغییر کرد و زمانی که نخبگان حزب دموکرات متوجه شدند تحلیل دولت بوش نسبت به عراق غلط بوده شروع به انتقاد کردند.

 

رسانه ها در آمریکا خصوصی و متعلق به یک درصدی هاست که ثروتمندترین قشر جامعه هستند. چون خصوصی هستند باید آگهی بگیرند تبلیغاتشان هم مربوط به همین قشر ثروتمند است. نتیجه این می شود که رسانه اهرمی است در دست یک درصدی هایی که بخش قابل توجهی از آنها هم صهیونیست هستند و این اهرم را گاهی برای فشار به سیاستمداران استفاده می کنند. مصاحبه اوباما را هفته گذشته با تی وی اس نگاه کنید می بینید خبرنگار این شبکه دعوایی که با اوباما می کند این است که چرا شما زودتر حمله نکردید؟ چون جناح صهیونیست یک درصدی علاقمند به جنگ است و اهرم رسانه در دست اوست و اگر سیاستمداری بخواهد تعلل کند رسانه سراغ آن سیاستمدار می آید و سیاستمدار را مجبور می کند. همین الان بخشی از رسانه های امریکا که علاقمند به جنگ سوریه هستند به اوباما اجازه نمی دهند که جنگ نکند. اگر وارد جنگ نشود آبرویش را می برند. گاهی اوقات که دو حزب آمریکا با یک درصدی ها اختلاف پیدا می کنند رسانه جانب یک درصدی ها را می گیرد چرا که منافعش توسط این گروه تامین می شود.

 

آیا امکان دارد ایران بتواند این لابی های صهیونیستی یک درصدی را بی اثر کند؟

حتما با ظهور این لابی ها بی اثر خواهد شد اما پیش از آن باید شناخت درست از این گروه به دست آورد و بعد با توجه شناختی که به دست آمده برایشان پروژه های مرتبط تعریف کنیم. دیپلماسی عمومی یعنی کارهایی که یک کشور برای اثر گذاری روی مردم کشورهای دیگر انجام می دهد. در میان مردم امریکا هم طبق نظرسنجی فقط ۱۰ درصد موافق حمله به سوریه هستند. باید دقت کرد که در این تظاهرات ضد جنگ در امریکا چه کسانی هستند و برایشان برنامه ریزی کرد که این نیازمند یک عزم ملی برای شناخت این گروه هاست.

 

نظام بین الملل نمی تواند جلوی این زورگویی کشورهای مدعی دموکراسی را بگیرد؟

چیزی به عنوان نظام بین الملل وجود ندارد. تعدادی کشور وجود دارد مثل آمریکا و انگلیس که مدعی هستند نظام بین الملل هستند. درحالی که چند کشور محدود بیشتر نیستند. یک گروه کشورهای دیگر هستند که استقلال بیشتری در حوزه سیاست خارجی دارند. مثلا در همین بحث حمله به سوریه چند کشور در اتحادیه عرب هستند که با جنگ مخالفت کردند مثل الجزایر، تونس و لیبی. اکثر کشورهای دیگر با توجه به روابط تجاری که با آمریکا دارند و خوفی که نسبت به استقلال از آمریکا دارند خیلی کاری از اینها ساخته نیست. در دنیا چیزی به نام جامعه بین الملل وجود ندارد و قانون جنگل برقرار است. هرکشوری که قدرت بیشتری دارد کارهایی که می خواهد انجام می دهد. بحثی مطرح است که ساختار سازمان ملل باید عوض شود. این پنج عضو دائم باید عوض شوند. یا شورای امنیت برداشته شود یا اعضای جدیدتری به آن اضافه شود که تعادلی در سیاست های بین المللی به وجود بیاید که فعلا این اتفاق پیش بینی نمی شود.