راستگوی خائن یا دروغگویان خائن؟

راستگو و هر عضو دیگری که با لیست دوم خرداد به شورای شهر راه یافته اجازه اندیشیدن و تصمیم گرفتن ندارد؛ آنها حتی اگر به غلط بودن یک تصمیم یقین حاصل کنند باز باید به آن رای مثبت بدهند و این یعنی فاجعه.

شورای شهربه گزارش «نماینده» اتفاقی که در جریان انتخاب شهردار تهران در دومین جلسه رسمی شورای شهر چهارم صورت گرفت، حائز نکات بسیار مهم و اساسی است.

 

خانم الهه راستگو که عضو حزب دوم خردادی کار است در جریان رای گیری به منظور انتخاب شهردار تهران در مرحله اول، انتخابی میان قالیباف و هاشمی انجام نداد و در مرحله دوم رای خود را به نام قالیباف ثبت نمود. همین حادثه کافی بود که موج تکفیر کردن ها از باندهای مختلف دوم خردادی علیه آزادی عمل این عضو شورا راه اندازی شود.

 

مسجد جامعی رئیس شورا در موضعی تاسف آور اقدام راستگو را «خیانت» توصیف نمود و مسئولین مختلف حزب کار نیز برنامه حذف و اخراج راستگو از این حزب را در دستور کار خویش قرار دادند.

 

جای نگرانی و تاسف دارد که نگرش دوم خرداد به مفهوم حزب به گونه ای ترسیم شده است که اعضای آن باید با چشم و گوش بسته به هر آنچه که آنها می گویند و می خواهند بلی بگویند. تعریف این افراد از حزب و اعضای آن در واقع مجموعه ای از ربات هاست که توسط سیاست های حزب باید برنامه ریزی شوند و طبق آن برنامه رفتار کنند!

 

با شرایط و جوی که در این زمینه در فضای سیاسی کشور ایجاد شده است برخی از این افراد که حزب را به مثابه یک پدیده جامع و مانع تفسیر می نمایند مدعی شده اند که اقدام راستگو تنها در شرایطی قابل قبول بود که به عنوان یک نامزد مستقل وارد شورا می شد. این دسته می گویند چون راستگو تحت حمایت جریان دوم خرداد وارد شورای شهر شده می بایست به تمام خواسته های این جریان نیز پایبند باشد!

 

بر اساس این تفکر راستگو و هر عضو دیگری که با لیست دوم خردادی ها به شورا راه یافته اند اجازه اندیشیدن و تصمیم گرفتن ندارند. آنها حتی اگر به غلط بودن یک تصمیم جریان دوم خرداد نیز یقین حاصل کنند باز باید به آن تصمیم رای مثبت دهند و این یعنی فاجعه.

 

به نظر می رسد موضع گلایه آمیزی که دکتر روحانی نسبت به بحث احزاب چندی پیش اعلام کرد به این دست از مسائل نیز ناظر باشد. مسائلی که در آنها دغدغه و اولویت مردم ملاک نیست بلکه آنچه که حزب می گوید ملاک است و آن چیزی جز قدرت و اراده معطوف به آن نیست. این فضا تا جایی ممکن است پیش برود که اگر به عنوان یک عضو به تمامی خواسته های حزب متبوع خویش هر چند به غلط بودن آنها نیز یقین داشته باشی، عمل نکنی؛ در آن صورت مورد توهین و تهدید و تحقیر قرار خواهی گرفت. به خیانت متهم می شوی و در جلسه ای که مشغول ایراد نطق خود هستی، جلسه توسط مدعیان حمایت از دموکراسی و آزادی بیان تحریم می شود!