به گزارش «نماینده» حجت الاسلام جعفر شجونی در خاطرات خود می گوید:
آنقدر آقا و بیریا و مردمی بود که یک روز ما زندانیان در محوطه زندان قصر در زمین والیبال بازی میکردیم، آیتالله طالقانی دور حیاط و اطراف باغچههای شماره چهار قدم میزدند. یکی از زندانیان توپ را محکم زد و توپ از زمین خارج شد و به طرف پای آیتالله طالقانی رفت. ایشان توپ را برداشت و برای ما آورد. از ایشان تقاضا کردیم که یک سرویس بزند. ایشان قبول فرمودند و در جایگاه سرویس یک سرویس برای ما زد! او هرگز ژست آیتاللهی یا خود زیادبینی نداشت. همیشه در همه شرایط زندگی با او امکانپذیر بود.
یک روز در طالقان به بعضی طالقانیها حمله کرد که چرا چنین و چنانید … پیرمردی گفت: «آقاجان! به ما اهانت نفرما، ۱۳ نفر از اصحاب امام زمان طالقانی هستند. ما طالقانیها خیلی مهم هستیم که ۱۳ نفر از ما یار امام زمانند».
آقا فرمودند: «این تعریف طالقانیها نیست، بلکه این مذمت آنها است که در طول قرنها، ۱۳ تا آدم حسابی هنوز از طالقان به وجود نیامده.»









