به گزارش «نماینده» به نقل از فارس، مسئولین بسیج دانشجویی ۳۱۳ دانشگاه کشور در نشست پایانی خود بیانیهای به شرح ذیل صادر کردند. متن این بیانیه به این شرح است:
انقلاب اسلامی، بینام خمینی(ره)، در هیچ جای جهان، شناخته شده نیست، به عبارت دیگر انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره)، دو پدیده انفکاکناپذیرند و تحلیل و شناخت انقلاب اسلامی بدون آگاهی از نظرات بنیانگذار آن ممکن نخواهد بود خصوصا آنکه در مقاطع مختلف از جمله انتخابات پیش رو برخی در تلاشند تا با ارائه تفاسیر و برداشتهای انحرافی و گاه مغرضانه، زمینه را برای تهی کردن انقلاب اسلامی از محتوای حقیقی و اصیل خود فراهم نموده و تنها پوستهای بدون مغز بوجود آورند.
انقلابی که با تکیه بر اصول الهی خود خون جدیدی در رگهای حیات بشری جاری ساخته و اتفاقا همه دشمنی و خصومتی هم که با انقلاب ما انجام میگیرد، برای بقاء این اصول است، بر این اساس مطالبی را با دانشجویان و ملت عزیز و بزرگ ایران اسلامی در میان میگذاریم:
۱- نظرات حضرت امام(ره) به عنوان پایهگذار انقلاب اسلامی کاملا روشن است؛ برای مثال در باب سیاست خارجی ایشان از فراگیر شدن اسلام در سراسر جهان حمایت مینمود و صراحتاً به تشکیل هستههای حزبالله اشاره داشتند و اختلاف ما با غرب را ایدئولوژیک و بنیادین میدانستند. ایشان میفرمودند: «من باز هم میگویم همه مسئولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامیتان به خیال خام خودشان بیرون نبرند آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شوید و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور»
هنوز در قدمهای اول مبارزه جهانی علیه غرب و شرقیم. مگر بیش از این است که ما ظاهراً از جهانخواران شکست میخوریم و نابود میشویم؟ مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی میکنند؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب میکنند؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی(ص) در سراسر جهان بر چوبه دار میروند؟ مگر پیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزبالله در جهان به اسارت گرفته میشوند؟بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند، ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.
در جای دیگر ایشان پس از صدور حکم تاریخی درباره سلمان رشدی فرمودند: «آنان که هنوز بر این باورند و تحلیل میکنند که باید در سیاست و اصول دیپلماسی خود تجدیدنظر نماییم و ما خامی کردهایم و اشتباهات گذشته را نباید تکرار کنیم و معتقدند که شعارهای تند یا جنگ، سبب بدبینی غرب و شرق نسبت به ما و نهایتا انزوای کشور شده است و اگر ما واقعگرایانه عمل کنیم آنان با ما برخورد متقابل انسانی میکنند و احترام متقابل به ملتها و اسلام و مسلمین میگذارند، این استکبار و بربریت چهره واقعی خود را در دشمنی دیرینهاش با اسلام برملا سازد تا ما از سادهاندیشی به در آییم.»
با مروری گذرا به وقایع سالهای اخیر به خصوص پس از اتمام جنگ تحمیلی میتوان گفت در دو دولت سازندگی و اصلاحات تضمینهایی به غرب داده شد، اما در عوض غرب برای ما چه کرد؟ به محض رحلت حضرت امام؛ در تابستان، پائیز و زمستان ۱۳۶۸، واسطه شدیم تا گروگانهای غربی که در لبنان بودند، آزاد شدند و به اصلاح شروع به تشنجزدایی کردیم، در سال ۶۹ در بحران کویت، سیاست ما برای طرفین بسیار حائز اهمیت بود و ما سیاست بیطرفی را انتخاب کردیم و ۱ امتیاز به غرب دادیم، در مقابل غرب برای ما چه کرد؟ فشارها تشدید شد! در دوره اصلاحات که آن همه امتیازات به غرب داده شد، تا جایی که در مصاحبه مستقیم با CNN، آبراهام لینکن را شهید نامیدند و آن همه تجلیل و تعظیم از تمدن آمریکایی صورت گرفت، در آخر چه شد؟ نتیجه آن شد که دست آخر ما را جزو محورهای شرارت معرفی نمودند!
در سیاست خارجی امام فرمایشات شفافی داشتهاند و این دولتهاهستند که باید پاسخگو باشند که در مقابل این استراتژیها چه تصمیماتی اتخاذ نمودند و چقدر بدانها جامعه عمل پوشاندند؟ بعضی دائما سعی کردند که این سخنان بایکوت شود و فراموش شود. در دورههایی مسئولان دولت به دنبال حرفهای سیاستمداران و سیاستسازان بینالمللی میدویدند و در مقابل معترضین و مستهزئین شرمنده اظهارات و جایگاه خود بودند. در بسیاری از موضوعات ما شاهد یک عقبگرد نسبت به ایدهآلهای ترسیمی حضرت امام(ره) بودیم. این عقبگرد، همان موقع که امام(ره) در قید حیات بودند، علائم آن مشخص بود، لکن به خاطر نفوذ قوی ایشان و شرایط آن موقع، حضرات جرأت بیان آن را به طور واضح نداشتند. اما پس از جنگ و رحلت امام این روند چرخش از مواضع امام شدت گرفت.
در باب حمایت از ملتهای مستضعف جهان، حضرت امام(ره) بارها بیان میکردند که: «ملت آزاده ایران هم اکنون از ملتهای مستضعف جهان در مقابل آنان که منطقشان توپ و تانک و شعارشان سرنیزه است، کاملا پشتیبانی مینماید. ما از تمام نهضتهای آزادیبخش در سراسر جهان که در راه خدا و حق و حقیقت و آزادی مبارزه میکنند، پشتیبانی میکنیم.” ایشان از ابتدای شکلگیری نهضت، خطر «غده سرطانی صهیونیسم» را گوشزد نموده و میفرمودند: “من نزدیک به بیست سال است که خطر صهیونیسم بینالملل را گوشزد نمودهام… این زالوهای جهانخوار با فنون مختلف برای شکست مستضعفان جهان قیام و اقدام نمودهاند. ملت ما و ملل آزاد باید در مقابل این دسیسههای خطرناک، با شجاعت و آگاهی ایستادگی کند.»
ایشان رسالت جهانی انقلاب اسلامی را در این باره چنین ترسیم نمودهاند: «ما در صدد خشکاندن ریشههای فاسد صهیونیسم، سرمایهداری و کمونیسم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفتهایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایی را که بر این سه پایه استوار گردیدهاند، نابود کنیم.» اکنون نیز بار دیگر اعلام میداریم که راهبردهای اساسی نظام منجمله: بحث پرونده هستهای، حمایت از جنبشهای آزادیبخش، اتخاذ مواضع عزتمندانه به جای دیپلماسی عذرخواهانه، اجرای صحیح سیاستهای مربوط به اصل ۴۴ و … همگی جزو مسائل خدشهناپذیر و غیرقابل بازگشت است و به راستی در امتداد خط نورانی سیاست عزتمدارانه بینیانگذار نظام جمهوری اسلامی است.
۲- این روزها بخشی از شکستخوردگان در انتخابات نهم ریاست جمهوری، که خود را اصلاحطلبی «پیشرو» میخواندند و سالهای سال بر طبل ترویج «لیبرالیسم فرهنگی»، «پلورالیسم سیاسی» و «لیبرالیسم اقتصادی» میکوفتند، به ناگاه مشاطهگری گفتمان خود را بر پایه پر رنگ نمودن گزارههای مرتبط با امور «دینی» و «حمایت از اقشار آسیبپذیر» آغاز نمودند و اینچنین است، جریانی که از سال ۶۷ با «قبض و بسط» تئوریهای معرفتی در حلقه موسوم به کیان، هرگونه «مرجعیت دینی» را در جامعه مردود میخواند، امروز به بهانه دفاع از «مرجعیت دینی» بیانیه صادر مینماید و آنجائی که «منافع سیاسی» خود را در سنگر گرفتن پشت مواضع دین مییابد و «مرجعیت»را دستاویزی برای هجمه به دولت فعلی قرار میدهد.
از طرف دیگر کسانی که دم از اخلاق و رعایت انصاف در برخوردها میزنند، در طول ۴ سال گذشته دولت خدمتگزار را مورد هجمه سنگین قرار داده به گونهای که بارها از طرف رهبری بصیر مورد تذکر واقع شدهاند و در این روزهای اخیر نیز موج سنگین اکاذیب، شایعه و تخریب و توهین را علیه دولت مکتبی، همگان شاهد بودند و جای شگفتی است که وقتی به پارهای از واقعیات اشاره میگردد دم از انصاف و اخلاقمداری میزنند به گونهای که نه تنها برای آگاهان اجتماعی این تنفض کاملا شفاف است بدنه جامعه نیز این امر را به وضوح درک مینمایند.
اما آنچه که در این جریان در حال وقوع است، پدیدهای منحصر به فرد نیست و در طول تاریخ همواره در برابر «حقیقت»، «پوستینی وارونه از حقیقت» عرضه شده، تا منافع «مستکبرین» و «مترفین» از حقایق دین اصلی که از سوی پیامبران تبلیغ میشود،آسیب و صدمه نبیند. همواره در برابر پیامآوران «حقیقت»، نیرنگبازان و تزویرکارانی قرار داشتند که به ظاهر، ابزاری همانند ابزار پیامبران به دست میگرفتند و تودهها را میفریفتند. اگر پیامبران کتاب حقایقو من شور عدالت در دست داشتند، اینان کتاب ناراستهای حقنما را به دست میگرفتند و بدینسان از هر الگوی حق، گونهای از باطل با ظاهری فریبا میساختند و بر سر راه مستضعفان مینهادند و در نتیجه همراه و همگام با «مترفین» و «مسرفین»، جاده صافکن «مستکبرین» بودند.
قرآن کریم در آیه ۷۸ سوره آل عمران چهره اینان را اینگونه ترسیم مینماید: «گروهی از آنها هستند که زبانهای خویش به خواندن کتاب میگشایند، که آنرا از کتاب پندارند. ولی از کتاب نیست و گویند این از جانب خداست ولی از جانب خدا نیست، به خدا دروغ میبندند و خودشان میدانند.» علاوه بر جریانهای از این دست که در اعصار گذشته میتوان آدرس داد، از جریاناتی نظیر «فرقانیها»، «منافقین»، «حزب خلق مسلمان» و «امتیها»در دوران معاصر نیز میتوان به عنوان شاخصهای «پوستین وارونه» بر پیکر حقیقت یاد کرد و تاکید نمود که مبادا کسانی با سنگر گرفتن در پشت مرجعیت و سوء استفاده از نام آنان، مانع شناخت و بررسی درست و بیطرفانه گردند و مسامحه به همراه آورند. باید این سخن مولی امیرالمؤمنین علی(ع) را همواره در نظر داشت که «ان دینالله لا یعرف بالرجال بل بآیه الحق، فاعرف الحق تعرف اهله- دین خدا با معیار شخصیتها شناخته نمیشود بلکه با شناخت آیههای حق شناخته میشود پس حق را بشناس آنگاه اهل حق را خواهی شناخت.»
۳- متاسفانه در این شرایط نیز شاهد آنیم که یکی از بزرگترین بنگاههای اقتصادی کشور که به نام فعالیت علمی و به نام مجموعهای خصوصی، در گیر باتلاقی از مفاسد اقتصادی است، تمام تلاش خود را صرف مقابله با جریان انقلاب اسلامی نموده و فضای علمی را مصروف بازیهای سیاسی آلوده، مدیران و سیاستگزاران خود نموده است و جای بسی اندوه است که این گشادهدستیهای ملوکانه از کیسه مردمی زجر کشیده است و مورد اعتراف متنفعین از آن است. باید این مزوران صد چهره بدانند که جنبش دانشجویی مسلمان از این حرکتهای مذبوحانه آگاه است و در فرصتی مناسب پاسخی در خور به ایشان خواهد داد و تا برپایی عدالت اسلامی و قطع ید مفسدین اقتصادی از پای نخواهد نشست.
۴- عدالت،کرامت انسان، حفظ ارزشها، حفظ استقلال، سعی برای ایجاد برادری و برابری، اخلاق، ایستادگی در مقابل نفوذ دشمن، اینها اجزاء ساخت حقیقی و باطنی و درونی نظام جمهوری اسلامی است. استقلال به این نیست که انسان شعار استقلال بدهد یا حتی مثلا در زمینههای اقتصادی هم به یک رشد بالایی دست پیدا کند، استقلال این است که یک ملت به هویت خود و به عزت خود معتقد و برای او اهمیت قائل باشد و مسئولان نیز تنها به پسوند اسلامی دلخوش نباشند و بدانند که دانشجویان نیز کسانی را برای خدمت، انتخاب خواهند کرد که به ماهیت و هویت حقیقی نظام توجه داشته باشند.









