محورهای مهم مصاحبه کرباسچی با تسنیم

کرباسچی پاسخگوی عذرخواهی سران فتنه نشد

کرباسچی گفت: اگر ما به برخی مسئولین امنیتی اشکال داریم که چرا فضای امنیتی درست می‌کنید و بگیر و ببند راه می‌اندازید، خود بنده هم نباید یک حرفهایی بزنم که تثبیت و کمک به تداوم این فضای امنیتی و خروج از حالت اعتدال باشد.

به گزارش «نماینده» گفتگوی غلامحسین کرباسچی با تسنیم حاوی نکات متعددی درباره مسائل سال ۱۳۸۸ و سابقه کاری کرباسچی و نیز وضعیت وی در دولت روحانی است که بخش های مهم آن در ادامه می آید:

کرباسچیاز سه سال قبل ما با کمک چند نفر از دوستان که امتیازاتی گرفته بودند و می‌توانستیم با کمک آنها این فعالیت را شروع کنیم، کار را جمع و جور کردیم که در ابتدا فقط «مهرنامه» بود و بعد هم بخش هنری و فرهنگی آن جدا شد و تحت عنوان «تجربه» منتشر شد و بعد هم حدود یک سال و نیم بعد در قالب هفته‌نامه «آسمان» که در یکی دو مقطع هم حوادثی برای آن رخ داد و به مدت ۲ الی ۳ ماه تعطیل شد. ما تلاش کردیم که این جمع پراکنده و دچار مشکل نشوند و نقش بنده هم در همین حد است.

بعد از انقلاب یک ضرورت‌هایی ایجاب کرد، بنده یاد دارم که مرحوم امام رضوان الله تعالی علیه با اصرار به بنده فرمودند که استاندار اصفهان شوم و بنده ۲ الی ۳ بار حرف ایشان را با بی‌ادبی رد کردم، زیرا اصلا در این وادی نبودم و کار من نبود و من اصلا آدم اجرایی نبودم. تعلق خاطر ما از اول انقلاب این بود که در صدا و سیما به بحث‌های مذهبی و اسلامی بپردازیم.

ما اولین افرادی بودیم که در صدا و سیما یک گروه مذهبی و ایدئولوژیکی راه انداخته بودیم و من مدیر و مؤسس این گروه شدم و در شبکه ۲ بحث‌های آموزشی و اعتقادی را ارائه کردیم. همین آقای قرائتی که فکر می‌کنم هنوز هم در تلویزیون است گاهی وقت‌ها هم ما را می‌بیند و اذعان می‌کند که من اولین برنامه آقای قرائتی را به تلوزیون بردم. در آن زمان یک مقاومت‌هایی وجود داشت و بنده از مدافعین اصلی برنامه‌های آقای قرائتی بودم.
از اینکه بنده ببینم یک کار مطبوعاتی تاثیرگذار است و می‌تواند برای مردم جاذبه داشته باشد و می‌تواند خوانده شود، آدم می‌تواند هر روزنامه را باز کند و سریع ببندد ولی اگر روزنامه‌ای را باز کردید و بعد آن را خواندید نشان می‌دهد که آن روزنامه یک کار تاثیرگذار کرده است، لذا بنده در همه این مدت به دنبال این بخش فرهنگ و هنر بودم.

اگر افرادی به دنبال تغییر جامعه و اصلاح وضعیت جامعه هستند باید به عنوان اولین کار به دنبال کار فرهنگی بروند و همین است که خوشبختانه بخشی از نیرو‌های نظامی و امنیتی انقلاب که قاعدتاً نباید به غیر از بخش‌های امنیتی و نظامی وارد شوند، وارد می‌شوند و سرمایه‌گذاری «وقتی» و «مالی» می‌کنند، نشانه اهمیت امر فرهنگ است.

بنده زیاد علاقه‌مند به کار اجرایی نیستم و در آن مواردی که در کار اجرایی بودم به اجبار به این پست‌‌ها تن دادم. بنده در یک دوره هشت ساله در زمان امام استاندار اصفهان بودم که با تأکید و دستور امام خمینی (ره) به آنجا رفتم، من نه لابی کردم و نه دنبال پست بودم و نه فردی برای من لابی کرد.

در آن زمان در اصفهان بین سیاسیون و آقای طاهری اختلافی بود و نظر امام خمینی (ره) هم این بود که آقای طاهری در آنجا با جریانات اجرایی همراه باشند و به بنده چنین ماموریتی دادند و ۲ الی ۳ بار هم بنده آمدم استعفا بدهم ولی امام خدا رحمتشان کند تا زمانی که بودند نگذاشتند بنده کنار بکشم.

در مورد تهران و شهرداری هم همین طور بود، باز گفتند که وظیفه است و می‌خواهیم تهران چنین و چنان شود و ما آمدیم کارهایی را انجام دادیم، لذا الان هم از نظر ذائقه شخصی به هیچ وجه علاقه‌مند به ورود به کارهای اجرایی نیستم ولی در جایی از بنده کمکی خواسته شده دریغ نکردم، الان هم احساس نمی‌کنم که اولویت و ضرورت آنچنانی وجود داشته باشد.

الحمد الله آقای روحانی با سبک و سیاقی که دارند نیروهای بسیاری حاضر هستند با ایشان کار کنند. نیروهای بسیار قوی، بسیار بهتر از امسال بنده جذب هم شده‌اند و آقای روحانی نیز فعال هستند و هم تمام نیروها را می شناسند و تنگ نظری هم ندارند که بخواهند از یک عده استفاده کنند و یک عده دیگر را کنار بگذارند و از گروه‌ها و سلیقه ها و آدم‌های مختلف استفاده می‌کنند.

بنده قبل از انتخابات به آقای روحانی عرض کردم که ما هر کمکی از دستمان بر بیاید در خدمتتان هستیم ولی من ترجیح دادم که مزاحمتی برای آقای روحانی پیدا نکنم و با رفتن ما در کادر ایشان نیرویی صرف شود و یا یک برادر و یا خواهری در مجلس به هر دلیلی که مارا نمی پسندد بخواهد وقت و نیروی آقای روحانی را بگیرد.

بنده در آن زمان هم به آقای کروبی عرض کردم که من معاون اول بشو نیستم و از آقای کروبی هم خواستم که این کار را نکند ولی آقای کروبی در آن زمان یک شرایطی داشت و فکر می‌کرد که ما می توانیم در ستاد کاری انجام دهیم.

(در خصوص شایعه رای دادن من به موسوی) به نظر من این یک دروغی بود برای اینکه بگویند آقای کروبی چرا اینقدر رأی کمی آورده است. همان زمان این دروغ را جعل کردند وگرنه بنده و آقای عبدی و چند نفر دیگر از بچه‌های دفتر تحکیم به آنجا (دانشگاه امیرکبیر) رفتیم و رأی دادیم و رأی بنده هم به آقای کروبی بود. اصلا این چه کار احمقانه‌ای است که به بنده نسبت می‌دهند، یعنی یک فردی همه توان و نیروی خود را بگذارد و تا روز رأی‌گیری برای یک نفر تبلیغ کند و روز رأی‌گیری به فرد دیگری رأی بدهد؟ البته این نیست که من با آقای موسوی مشکل داشته باشم ولی آقای کروبی از چندین ماه قبل‌تر از آقای موسوی کاندیدا شدند و شاید اگر آقای موسوی زودتر می‌آمدند آقای کروبی هم کاندیدا نمی‌شدند.

 

بنده معتقد هستم آقای موسوی و آقای کروبی نیز به دنبال این نبودند که امنیت را بهم بزنند و شرایطی برای کشور به وجود بیاورند که نظام به هم بخورد و حالا اگر فردی می آید به این دو نفر چنین نسبتی می دهد باید خود او بیاید و این را ثابت کند. اما اینکه بنده سکوت کردم؟ خیر.

همین آقای طالب زاده بعد از انتخابات آمد ۲ الی ۳ ساعت از بنده فیلم گرفت و می‌خواست در تلوزیون پخش کند و بعداً هیچ بخشی از آن را پخش نکرد.

اگر ما به برخی مسئولین امنیتی اشکال داریم که چرا فضای امنیتی درست می‌کنید و بگیر و ببند راه می‌اندازید، خود بنده هم نباید یک حرف‌هایی بزنم که تثبیت و کمک به تداوم این فضای امنیتی و خروج از حالت اعتدال باشد.

یک زمانی است که شما به صورت مطلق می‌گویید که تقلب شده است و مردم رأی داده‌اند و کسی رأی آنها را نخوانده است؛ بنده بر روی این قضاوتی ندارم زیرا اصلاً مورد بحث ما نیست و آن هم در جلسه شورای نگهبان بحث شد و خود بنده هم در آن جلسه بودم و بالاخره به آن جو اقناعی که باید توسط دوستان شورای نگهبان می‌رسید، نرسید. بله در همان جلسه آقای آخوندی بود، بنده بودم، آقای دانش جعفری بودند وآقای محتشمی‌پور حضور داشتند.

بنده از آقای خاتمی هیچ ناراحتی شخصی ندارم و ممکن است ما در آقای خاتمی و هاشمی و کروبی و بقیه علمایی که هستند انتقادی کنیم و یا اشکالی داشته باشیم ولی آقای خاتمی سید جلیل القدر و ریش سفید هستند و بر سر ما جای دارند و ما اصلا کسی نیستیم که مقابل آقای خاتمی و بقیه علمای دیگر قرار بگیریم. بله! حالا ممکن است یک اشکالی از آقای خاتمی بگیریم.

اگر بر روی آقای کروبی در سال ۸۴ و یا در سال۸۸ اجماع صورت می‌گرفت شاید شرایط مملکت فرق می‌کرد. آقای هاشمی در سال ۸۴ گفت اگر همه بر روی یک نفر متفق شویم بنده نمی‌آیم، اگر در سال ۸۴ همه اصلاح‌طلبان می‌آمدند، آقای کروبی آمده بود و تمام زندگی خود را برای اصلاح‌طلب‌ها گذاشته بود و اگر این‌ها می‌آمدند و جمع می‌شدند و این ائتلاف و وحدتی که الان کردند را در آن زمان می‌کردند ما دچار این همه خسارت و حادثه نمی‌شدیم.

اگر در شورای شهر بودم بنده آقای قالیباف را انتخاب نمی‌کردم، زیرا اولاً  آقای قالیباف هشت سال شهردار بودند و به نظر بنده بیشتر از این خیلی نباید باشد و فرد دیگری باید شهردار شود و خوب نیست که پست‌ها موروثی شود. بعلاوه اینکه من به روش اداره و کار آقای قالیباف هم صددرصد معتقد نیستم، بعضی از کارهای وی خوب بوده ولی کارهای خطا هم کم نداشتند.