به گزارش «نماینده»، خاویر سولانا که در حال حاضر برای حضور در مراسم تحلیف دکتر روحانی در تهران به سر می برد طی گفتگویی به سوالات شرق پاسخ داده است. سولانا در بخشی از گفتگو که به موضوع تشدید تحریم های آمریکا علیه ایران بر خلاف برخی نرمش های شکل گرفته در اروپا، نتوانست پاسخ قانع کننده ای بدهد و با توجیه دیپلماتیک بودن این شرایط از پرداختن به این موضوع گذشت.
مهمترین قسمت های صحبت های سولانا در ادامه می آید:
قطعا باید بگویم که امسال سال مهمی خواهد بود. از مدتها پیش ما مشغول مذاکره هستیم. تقریبا 11سالی هست که مشغول گفتوگو هستیم اما به نظرم سال پیشرو از آنها، پیچیدهتر خواهد بود. فرآیند انتخابات در ایران این روند را پیچیدهتر کرده است. انتخاب روحانی دوره جدیدی خواهد بود. هر دو طرف باید مزایای این شرایط جدید را دریابند و من باور دارم که امکان یک توافق و راهحل دیپلماتیک وجود دارد. راهحل دیپلماتیک به معنای دستیابی به آنچه ایران میخواهد و آنچه گروه مذاکرهکننده بهدنبال آن است؛ فکر میکنم از این جنبه تیم جدید مذاکره و خود رییسجمهور برای رسیدن به چنین توافقی بسیار مهم است. همانطور که میدانید من دیگر مسوولیت و قدرت مستقیمی در پرونده هستهای ندارم، اما بهطورجدی درخواست میکنم که این فرصت را جدی بگیرید. ما زمانی طولانی در اختیار نخواهیم داشت. نه 1+5 وقت زیادی دارد و نه ایران. بنابراین بهترین گزینه این است که هر دو طرف موضوع را جدی بگیرند.
شخصا باید بگویم که از این انتخابات درسهای زیادی آموختم. مباحث انتخابات ایران را هر روز دنبال میکردم. از پیگیری متن مناظرههای تلویزیونی گرفته تا دیگر اخبار. واقعا میدیدم که چگونه بحثها آزادانه در یکی از مناظرهها چرخش داشت. این برای ما بسیار مهم بود. نتیجه این انتخابات از این جهت درخور اهمیت است که مردم در یک فرآیند دموکراتیک آنچه را خواستند، برگزیدند. ما سالها با «حسن روحانی» روابط مذاکراتی داشتیم. در سالهای 2002 و 2003 و موقعیتهای متعدد دیگر با ایشان مباحثه، برخورد و مذاکره داشتیم؛ به همین خاطر با توجه به شناختی که از دکتر روحانی دارم، او را سیاستمداری با بصیرت و روشن میدانم. روحانی، انسانی است که میتوان با او به توافق رسید. البته او برای دفاع از موضع ایران هم انسان توانمندی است و در عین حال میداند که مذاکره فرآیندی است که در آن باید در نهایت منافع هر دو طرف در نظر گرفته شود. روحانی فرد باهوشی است و فکر میکنم که توانایی انجام این مهم را داشته باشد.
بگذارید بسیار روشن در این مورد حرف بزنم. درست است که امروز در آمریکا «اوباما» را داریم و در اروپا نخستوزیرهایی که احتمالا شما هم آنها را میشناسید، اما نباید از گفتن این نکته غافل شوم که امروز فاصله اروپا و آمریکا بسیار ناچیز است. شاید بعضی از سیاستمداران اروپایی امروز در این مورد نسبت به دولت آمریکا مواضع مناسبتری گرفته باشند. اما تلاش برای تفکیک و تقسیم مواضع اروپاییها و آمریکاییها بر سر پرونده هستهای و به طور کلی مذاکرهکنندگان جهانی را درست نمیدانم. آنها در این مورد در کنار هم هستند، حتی باید گفت که چینیها و روسها هم در 1+5 در یک جبهه قرار دارند. به نظرم نباید چنین خوانشی از مواضع متفاوت اروپاییها و آمریکاییها ارایه داد. به هر حال برای اینکه به توافقی برسیم باید همه با هم مذاکره کنند، شما با ما، با آمریکاییها و در کل اگر توافقی صورت بگیرد، این توافق، یک توافق اروپایی، آمریکایی، روسی و چینی است و صرفا محدود به یک قدرت و کشور خاص نمیشود.
شما میدانید که نظام سیاسی در آمریکا جدا ساختار پیچیدهای دارد. سنا یکصد عضو دارد و فلان گرایش در آن غلبه دارد، در مجلس نمایندگان تعداد متفاوتی هستند و گرایش سیاسی متفاوتی پیش میرود. اما مسایل دیپلماتیک دشواریها و پیچیدگیهای خاص خود را دارد. مهم این است که مسایل دیپلماتیک درجهان دیپلماتیک با رویههای دیپلماتیک دنبال شود. به هر حال ما بهدنبال جهان چندقطبی با چندجانبهگرایی هستیم. برای این وضعیت، موقعیت جدید اقتصادی آن هم چندقطبی، یا چند جانبهگرایی سیاسی جستوجو میشود.
دقیقا به خاطر دارم که آن روزها مذاکرات ما در چه شرایطی قرار داشت. بحث پروتکل، پایبندی ایران به مقررات و همه اینها مطرح بود. اما با تغییر مسوولان در ایران روند مذاکرات سخت و سختتر شد. امیدوارم که از فرصت به وجودآمده استفاده کنیم. حسن روحانی در ایران، از سویی و باراک اوباما بهعنوان رییسجمهوری آمریکا از سوی دیگر و نیز ارادهای که برای تغییر وضعیت کنونی وجود دارد، همگی باید مغتنم شمرده شوند. این در واقع توصیه من به همه طرفهای مذاکرهکننده است.
دکترروحانی مرد توانایی است، ذهن روشنی دارد و سیاستمدار قابل اعتمادی است، بدون شک میتوان به او اعتماد کرد.









