طنز/ اندر شباهت‌های مترو با انتخابات شوراها

قديم‌ترها فقط در تاكسي حرف‌هاي سياسي زده مي‌شد، ولي امروزه روز با پيشرفت تكنولوژي‌هاي حمل و نقل عمومي پاي مترو و BRT هم به كارزار باز شده و آنجا هم بحث‌هاي داغ سياسي به راه افتاده است.

مجلس ایران – مهدی حسینی؛ این روزها هرجا شروع به صحبت می‌کنی و قفل از دهان برمی‌داری، ناخودآگاه بعد از چند دقیقه بحث انتخابات پیش کشیده می‌شود. قدیم‌ترها فقط در تاکسی حرف‌های سیاسی زده می‌شد، ولی امروزه روز با پیشرفت تکنولوژی‌های حمل و نقل عمومی پای مترو و BRT هم به کارزار باز شده و آنجا هم بحث‌های داغ سیاسی (البته از نوع MP3، به دلیل جابجایی مداوم افراد و فشردگی زایدالوصف جمعیت) به راه افتاده است.

من نیز بی‌مناسبت ندیدم که از این قافله عقب نیافتم و وارد مباحث انتخاباتی شوم. در همین راستا در اولین گام به بیان «شباهت‌های متروی تهران با انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا» خواهم پرداخت:

1. مشارکت عمومی: همه می‌دانند و بر همگان واضح و مبرهن است که برگزاری انتخابات بدون حضور و مشارکت عموم مردم همیشه در صحنه معنا و مفهومی ندارد؛ اما تنها برای آنهایی که این اواخر سوار متروی تهران شده‌اند، این حقیقت مکشوف شده که سوار مترو شدن نیز نیاز به مشارکت عمومی دارد. می‌پرسید چرا؟ کافی است یک بار، فقط یک بار در ساعات ابتدای صبح یا حدود 5 بعد از ظهر به ایستگاه‌های مترو مراجعه کنید. آن وقت شاهد خواهید بود که که مردم چگونه با بیان جملاتی مثل «آقا یه کم برو جلوتر ما هم سوار بشیم»، «داداش اون وسط خالیه‌ها!»، «باور کن این چهارمین قطاره که میاد و نتونستم سوارش بشم» و… خواهان مشارکت عموم مسافران جهت سوار شدن تعداد بیشتری از مردم به مترو هستند.

2. رقابت: برای حضور در شوراها و پوشیدن خرقه‌ی نمایندگی، افراد زیادی ثبت نام می‌کنند. همین امسال هم برای مثال خیلی‌ها برای کسب 31 کرسی شورای شهر تهران وارد گود رقابت شده‌اند. در سایر شهرها و روستاها نیز وضع به همین منوال است. از این میان تنها عده‌ی قلیلی وارد شورا می‌شوند و مابقی می‌مانند تا بخت خود را در جاهای دیگر بیازمایند. در مورد مترو نیز دقیقاً به همین نحو است. یعنی گاهی اوقات می‌بینی جمعیتی بالغ بر 400 تا 500 نفر در ایستگاه منتظر مانده‌اند تا سوار قطار شوند. از این میان تنها چند نفر موفق به عبور از درب‌های کشویی مترو شده و به داخل مترو راه می‌یانبد و بقیه راهی ندارند جز صبوری تا آمدن قطار بعدی. جالب آنکه همان‌گونه که ورود به شورا با دعواهای انتخاباتی و نزاع گفتمانی همراه است، داخل متروشدن نیز گاهی تا سرحد درگیری فیزیکی پیش می‌رود.

3. ورودی سخت: در مترو مهم‌ترین کار آن است که بتوانی به هر لطایف‌الحیلی شده خود را به داخل برسانی. اما پس از ورود اگر کمی دقت کنی و دستت را به میله‌ای بچسبانی و یا اگر در گوشه‌ای خلوت جایی برای خود بیابی، دیگر تا خودت نخواهی کسی نمی‌تواند بیرونت کند. در انتخابات شورا هم ماجرا دقیقاً به همین گونه است؛ یعنی کافی است با تبلیغ درست و با کمی خوش شانسی موفق به ورود به شورا شوی. آن وقت اگر کمی دقت کنی می‌توانی الی‌الابد در شورا ماندگار باشی. حکایت بر صندلی نشستگان مترو نیز داستان آقایانی است که از بس در شورا مانده‌اند، که خودشان هم دیگر باور نمی‌کنند بشود بیرونشان کرد.

4. سهم ویژه‌ی بانوان: قبل‌ترها واگن اول و آخر مترو متعلق به بانوان بود و آقایان اجازه‌ی نزدیک‌شدن به آن را نداشتند. چند وقتی است که از هر طرف نیم واگن! دیگر نیز به ایشان اختصاص داده شده است. در ضمن اگر خدای ناکرده یکی از جماعت ذکور در مخیله‌ی خود نزدیک‌شدن به این بخش را بپروراند، نه تنها مأموران مترو دمار از روزگار مخیله‌ی او در می‌آورند بلکه همان بانوان محترمه ضمن تقبیح این عمل شنیع او را به سزای اعمال ننگینش خواهند رساند. (اخیراً شنیدم که این اتفاق در متروی بیگانگان هم مرسوم شده و آقانمایانی که قصد شکستن حریم واگن خانم‌ها را داشته باشند، علاوه بر کتک‌خوردن از خانم‌ها باید «بشین پاشو» هم بروند!) در عین حال همین خانم‌ها چون زورشان خیلی زیاد است، در صورت تمایل می‌توانند به واگن آقایان وارد بشوند. در شورا هم ظاهراً روال همین‌گونه است و گروه‌های مختلف از الآن تعداد مشخصی از کرسی‌ها را برای بانوان رزرو کرده‌اند. بماند که اگر خانم‌ها قدری از زورشان استفاده کنند، بر اساس اصل شایسته‌سالاری! می‌توانند تعداد بیشتری از خود را روانه شورا کنند.