مجلس ایران؛ این روزها، بازار احساس تکلیف داغ است. البته همینجا و بیرون از پرانتز عرض کنم که همین که آقایان به احساس تکلیف بسنده کرده و احساس خطر نمیکنند، جای شکر بسیار دارد. در این نوشتار سعی میشود که با آخرین متدهای علمی، به بررسی دلایل بروز احساس تکلیف در خورده و اندی کاندیدای بالفعل و بالقوه و بالتکلیف، بپردازد:
- دوستان ناباب منهای ذغال بد: این دلیل به علت عدم توجه به نصایح پدر و مادر از جمله: زیاد با این نگرد!، این سگ و گربه هه کی بودن اومده بودن دم در؟، تو کوچه چه غلطی میکردی؟، یه بار دیگه با پسر فخرالدوله اینا بگردی قلم پاتو خورد میکنم! و … ناشی می شود. توضیح آنکه اگر به این نصایح دلسوزانه والدین گرامی توجه می شد، شاید تعداد نامزدهای ریاست جمهوری به نصف کاهش می یافت. برای مثال یک نفر از کاندیداها عرضه داشته است که: دوستان اصرار کردند که من بیایم و اخلاقا خوب نبود که این درخواست دوستان را رد کنم.
پیام اخلاقی: والدین بر دوستان فرزندانشان نظارت بیشتری کنند.
- اصرار توده های مردم: در ابتدای امر، افرادی که به دلیل اصرار توده های مردم احساس تکلیف کرده اند، نخست باید پاسخگو باشند که چه ارتباطی با مفهوم کمونیستی "توده" دارند و از ساعت 3 تا 4 عصر روز 25 ژانویه، کجا بوده اند؟ دوم آنکه باید توضیح دهند منظورشان از توده چیست؟ برای مثال، افراد حاضر در ایستگاه های مترو هم توده حساب میشوند! صِرف اینکه آنها سوار مترو شده اند و با توده های مردم برخورد کرده اند و یا توده های مردم به آنها برخورد کرده یا حتی سلام کرده اند، دلیل بر این نمیشود که سایر توده های مردم، توده وار در جهت خواسته های توده ای شان، به سمت نامزدهای توده ای نرفته باشند! ایشان همچنین هر زمان که توانستند جمله ی قبلی این پاراگراف را توضیح دهند، میتوانند کاندیدا شوند، از نظر من که مشکلی ندارد؛ نظر شما چیه دخترم؟
- اصرار مسئولان: به قول فامیل دور، من دیگه حرفی ندارم.
- خدایی انتخابات ریاست جمهوری بدون من لطفی داره؟: عبارت خدایی انتخابات ریاست جمهوری بدون من لطفی داره؟ یک استفهام انکاری نیست؛ یک دلیل است! باور کنید… قربون ذهن تون برم که سریع مصداق مورد نظر رو شناسایی کردید؛ بریم بعدی.
- نسل جوان: بارها در اخبار شنیده و دیده ایم که برای مثال می گویند: در این انفجار 30 نفر کشته شدند که 5 نفر از آنان، زنان و کودکان بوده اند. سوال اساسی اینجاست که آیا 25 نفر مابقی، جزء عوامل صحنه بوده اند یا مثلا داشته اند از آنجا رد می شدند و دنده شان نرم، میخواستند رد نشوند؟ از این ظلم تاریخی به مردها که بگذریم، این دوستان احساس تکلیف کرده در این دسته باید توضیح دهند که برنامه شان برای باقی قشرها چیست؟ مثلا میانسالان که دیگر بزرگ شده اند و خودشان بلدند گلیم خود را از آب بیرون بکشند، کهن سالان هم که دیگر زشت است و سر پیری و معرکه گیری؟ بچه ها هم که بروند بازی خودشان را بکنند، فقط مواظب باشند توپ شان به درب همسایه ها نخورد!
- من من، تو تو، کشیدم، کی رو؟: در این دسته افرادی حاضر هستند که از اینکه در تیم دیگری کشیده نشده اند، ناراحت شده و رفته اند با بچه های کوچه بالایی ریختن رو هم یه تیم زدن به اسم ما چند تا ستاره.
- فقط من خوبم؛ به بابات هم میگم: در این دسته افرادی دیده می شوند که در مدرسه، اصطلاحا به آنها دیرجوش گفته میشده یا عباراتی نظیر "نچسب". این ها دقیقا نمی دانند که چه می خواهند؛ فقط می دانند که چه نمی خواهند… خوب البته این دسته باز یک قدم برداشته اند؛ منتها باید دقت کنند که در جوب نیفتند!
- خدایی اش دیگه به همه نباید الکی گیر بدیم … یه سری هم خوب کاری کرده اند که دارند کاندیدا می شوند؛ تمت.









