مجلس ایران؛ در روزهای اخیر فعالیت هایی برای نامزدی دکتر علی لاریجانی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در میان برخی رسانه ها و سیاسیون دیده شده است. مثلا یکی از هفته نامه های وابسته به جریان خاصی از اصولگرایان در رپرتاژی تبلیغاتی سعی کرد القا کند حضور علی لاریجانی، تغییرات زیادی را در ائتلاف ها و آرایش کاندیداها ایجاد می کند.
در نگاه اول می توان اذعان کرد که در انتخابات 1392 هیچ شکلی از اجماع را نمی توان برای رئیس قوه مقننه متصور شد. نه اجماع در میان رای دهندگان و نه اجماع تاثیر گذاری در میان طیف های فعال در عرصه انتخابات بر روی ایشان قابل ارزیابی نیست.
آقای لاریجانی در انتخابات 1384 با وجود آنکه از امکانات، حمایت و قدرت بالایی برخوردار بودند، در هیچ کدام از سه بخش شهرهای کوچک، شهرهای متوسط و شهرهای بزرگ نتوانستند از میان هفت نامزد، رتبه بالاتر از ششم را کسب کنند.
عدم مقبولیت
پر واضح است که در شرایط حضور سایر چهره های موثرتر اصولگرا در عرصه انتخابات ریاست جمهوری ایشان مقبولیت چندانی در میان توده های مردمی ندارند. رای ایشان در دور اول انتخابات سال 1384 به دو میلیون نفر هم نرسید و حتی در انتخابات دو دوره گذشته مجلس نیز به دلیل عدم اجماع در میان گروه های دخیل در امر انتخابات و ائتلافات، ایشان راهی بهتر از نامزد شدن از شهر قم را پیدا نکردند.
در همین مسیر، آرای ایشان در مجلس نهم با کاهش حدود 13 درصدی نسبت به انتخابات دوره هشتم مجلس مواجه شد. یعنی مقبولیت ایشان در میان مردم قم در یک دوره چهار ساله به میزان 13 درصد از واجدین شرایط کاسته شد. ریاست ایشان بر مجلس نیز در قالب لابی های بسیار گسترده در سطح طیف ها و فراکسیون های مجلس تعریف شد که با تمام این تلاش ها شکننده بودن موفقیت ایشان در رسیدن به کرسی ریاست، در مخالفت های جدی پیدا و پنهان سایر فراکسیون ها با ریاست ایشان علنی شد.
علاوه بر این طی دو دوره ای که ایشان بر کرسی ریاست مجلس تکیه داشتند در مقاطع مختلف شاهد خطاهای کوچک و بزرگی بودیم که به طور مستقیم به ضعف مدیریت ایشان مربوط می شد. خطاهایی که قطعا از دید مردم پوشیده نبوده است و در موارد متعدد، تذکرات رهبری عزیز را به طرق مختلف باعث شده است. چه بسا یکی از دلایل کاهش آرای آقای لاریجانی در قم نیز ناظر به همین ضعف ها و تذکرات بوده است.
شکست آقای رئیس
آنچه که مسلم است با فرض ضعیف حضور ایشان در جمع نامزدین انتخابات نیز تغییر محسوسی در آرایش شکل گرفته به وجود نخواهد آمد. زیرا آقای لاریجانی سبد رای چشمگیری ندارد و تنها در صورت ائتلاف با برخی از چهره های موثرتر می تواند وزن رای خویش را بالاتر ببرد. ائتلافی که با توجه به سایر اصولگرایان حاضر در میدان بسیار بعید به نظر می رسد.
از طرف دیگر رئیس قوه مقننه یقینا به این مسئله نیز توجه خواهد داشت که حضور ایشان در جمع نامزدها به عنوان ریاست یکی از قوای سه گانه از حساسیت بالایی برخوردار خواهد بود. زیرا در صورت تکرار تقسیم بندی آرای ماخوذه شبیه آنچه که در سال 1384 رخ داد، برای آقای لاریجانی بسیار سنگین تمام خواهد شد.
شکست قاطع ایشان در انتخابات سال 1384 پس از یک دوره 10 ساله ریاست بر سازمان صدا و سیما بود در حالی که حضور احتمالی ایشان در انتخابات 1392 با یک شکست بسیار محتمل دیگر رو به رو خواهد بود اما این بار این شکست به نام رئیس مجلس نهم ثبت خواهد شد. مسلما این یک نتیجه و یک آزمایش پسندیده و مطلوب برای این چهره سیاسی محسوب نمی شود.
از طرف دیگر و در صورتی که لاریجانی با در نظر گرفتن شرایط بالا به این نتیجه برسد که حضور در انتخابات به نفع او تمام نمی شود احتمال کلید خوردن پروژه دیگری رقم می خورد. رئیس مجلس می تواند با نگاه داشتن قوه ی قانون گذار و با حمایت غیر علنی از یک کاندیدا و نیز ارسال فرستاده هایی از تیم خود – همان قشر سیاست زده و لابی باز مجلس – به سمت کاندیدای مورد نظر، سهمیه هایی در دولت بعد داشته باشد.
به نظر می رسد هوش سیاسی آقای رئیس و تحرکاتی که این روزها از برخی نزدیکان او و مدیران مجلسی مشاهده می شود احتمال آخر را تقویت نموده است.









