نماینده/ امیرابراهیم رسولی مشاورسیاسی رئیس مجلس: در فضای تحولات پیچیده منطقهای و بینالمللی، نحوه مواجهه کشورها با ابزارهای قدرت همواره محل بحثهای راهبردی بوده است؛ مسألهای که گاهی با سادهسازیهای سیاسی به شکل یک دوقطبی کاذب بازنمایی میشود. در همین راستا، محمدباقر قالیباف اخیراً درباره نسبت جنگ و مذاکره گفته است: «دوگانه جنگ یا مذاکره واقعی نیست؛ بلکه هم باید جنگید و هم مذاکره کرد. باید معقول و مقتدرانه جنگید و در زمان مناسب، با اقتدار و عقلانیت مذاکره کرد.» این سخن، صرفاً یک تحلیل شخصی درباره سیاست خارجی نیست؛ بلکه با منطق پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته دولت همجهت است. رهبری در آن پیام، پس از تأکید بر حفظ انسجام اجتماعی، صریحاً از «دوگانهسازیهای موهوم از قبیل جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی، سازش یا جنگطلبی» سخن گفتند و هشدار دادند که چنین دوگانههایی میتواند به جامعه و منافع ملی آسیب بزند. اهمیت این موضع در آن است که دو ابزار متفاوت را مقابل یکدیگر قرار نمیدهد؛ گویی کشوری که از خود دفاع میکند، دیگر نمیتواند مذاکره کند و کشوری که مذاکره میکند، باید از قدرت دفاعی خود دست بردارد.
درحالیکه در دنیای واقعی سیاست خارجی، دفاع و دیپلماسی دو ابزار مکمل برای دستیابی به یک هدف واحد هستند: حفظ استقلال، جلوگیری از تحمیل و تأمین منافع ملی. دفاع مقتدرانه، قدرت چانهزنی کشور را حفظ میکند و مانع آن میشود که آمریکا، رژیم صهیونیستی یا هر دشمن دیگری تصور کند میتواند خواستههای خود را با تهدید و فشار بر ایران تحمیل کند. اما دفاع نباید به معنای جنگ نامحدود و بیهدف باشد. جنگ هنگامی معقول است که هدف سیاسی روشن داشته باشد و بتواند کشور را به امنیت و موقعیت بهتر نزدیک کند. در سوی دیگر، مذاکره از موضع قدرت هرگز نشانه ضعف نیست. دیپلماسی باید قدرت ایجاد شده در میدان را به نتیجه سیاسی، امنیتی و اقتصادی ملموس تبدیل کند. البته مذاکره مقتدرانه با اعتماد سادهانگارانه به آمریکا تفاوت بنیادین دارد. توافق قابلقبول باید متقابل، مرحلهای، قابلراستیآزمایی و برخوردار از ضمانت اجرا باشد و آثار واقعی آن در امنیت و زندگی مردم دیده شود.
از این منظر، حمایت از مذاکره به معنای پذیرش هر توافقی نیست؛ همانگونه که مخالفت با توافق ضعیف نباید به مخالفت با اصل دیپلماسی تعبیر شود. مسأله اصلی، انتخاب میان جنگ و مذاکره نیست؛ بلکه مسأله، تشخیص دقیق زمان، هدف و کیفیت استفاده از هر دو ابزار است. سخن قالیباف را میتوان صورتبندی سیاسی و اجرایی همان منطقی دانست که رهبری بر آن تأکید کردهاند: نفی دوقطبیهای موهوم، حفظ انسجام و بهکارگیری همه ظرفیتهای کشور در یک مسیر واحد. فرمول اصلی این رویکرد روشن است: اقتدار در دفاع، عقلانیت در مذاکره و انسجام در داخل. نه جنگ بیهدف راهحل است و نه مذاکره بیپشتوانه. ایران باید آنقدر مقتدر باشد که چیزی بر آن تحمیل نشود و آنقدر عاقلانه عمل کند که بتواند قدرت خود را به امنیت پایدار و منفعت ملموس برای مردم تبدیل کند.

نه جنگ بیهدف راهحل است نه مذاکره بیپشتوانه
نماینده/ امیرابراهیم رسولی مشاورسیاسی رئیس مجلس: در فضای تحولات پیچیده منطقهای و بینالمللی، نحوه مواجهه کشورها با ابزارهای قدرت همواره محل بحثهای راهبردی بوده است؛ مسألهای که گاهی با سادهسازیهای سیاسی به شکل یک دوقطبی کاذب بازنمایی میشود. در همین راستا، محمدباقر قالیباف اخیراً درباره نسبت جنگ و مذاکره گفته است: «دوگانه جنگ یا مذاکره…








