هفته نامه «نماینده»/«اکبر رنجبرزاده» نمایندۀ مردم اسدآباد همدان است که در مجلس هشتم نیز وکالت مردم همان حوزۀ انتخابیه را برعهده داشت. در نخستین روزهای تشکیل مجلس دهم رأی ۱۴۰ نمایندۀ مجلس مشخص کرد که رنجبرزاده باید پس از آن به عنوان دبیر در جایگاه هیئترئیسۀ مجلس بنشیند. این عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان براساس تخصص و تحصیلات دانشگاهیاش در کمیسیون بهداشت و درمان مجلس عضویت دارد. این عضو هیئترئیسۀ مجلس دعوت خبرنگار هفتهنامۀ «نماینده» برای مصاحبه را با روی باز پذیرفت و علیرغم پر بودن برنامههایش، ساعتی را بعد از جلسۀ علنی مجلس به بازدید از دفتر هفتهنامه اختصاص داد. مشروح این گفتوگو که در خصوص برخی مسائل روز مجلس است، در ادامه میآید:
*شما در مجلس هشتم حضور داشتید و لابد مجلس نهم را نیز رصد میکردید. نوع تعامل این دولت با مجلس را با نوع تعامل دولتهای قبل و مجالس گذشته مقایسه میکنید؟
رابطه و تعامل مجلس و دولت بستگی به تعریف ما از هر کدام دارد. اگر منظورمان از رابطه، احترام و رعایت عزت و شأن مجلس باشد ممکن است بتوانیم بگوییم همۀ دولتها این را رعایت کردهاند.
*به نظرتان دولت فعلی در مقایسه با دولتهای قبل چگونه عمل کرده است؟
احساس میکنم چابکی دولت قبل بیشتر بود. نمایندهها وقتی وارد مجلس میشوند تلاش میکنند آثاری از خودشان نشان دهند و ارتباطاتی با دستگاههای اجرایی برقرار کنند تا بتوانند مشکلات و مسائل حوزۀ انتخابیه را به نهادهای اجرایی منتقل کنند. امروز رغبت کمتری برای شنیدن مشکلات مردم وجود دارد؛ عمل کردن را نمیتوان زیاد مقایسه کرد، اما برای شنیدن در گذشته، رغبت بیشتر بود. این اراده قبلاً مستحکمتر و جدّیتر بود اما امروز احساس میکنم این اراده کمتر وجود دارد.
*در پیگیری مطالبات مردم از دولت یازدهم به مشکلی هم برخوردید؟
حقیقتاً من در ارتباطات شخصی که با مسئولین اجرایی داشتم به مشکلی برنخوردم، البته چون جایگاه فعلی من هیئترئیسه است نمیشود رفتار نسبت به من را به همۀ سطوح نمایندگان عزیز بسط بدهیم. من معتقدم حتی اگر بضاعت اقتصادی و موقعیت کشورمان اجازۀ حلوفصل مشکلات را نمیدهد، ارتباط با نمایندگان، شنیدن مشکلاتشان و حتی حضور در میدانهای عمل بخشی از وظایف مسئولان است و دولت باید وزرا را مکلف به ارتباطگیری بیشتر با نمایندگان کند تا مردم احساس کنند مسئولان گرچه با دستهای خالی به مناطق میروند، اما مسائل و مشکلات را دلسوزانه پیگیری میکنند. این شاخصه الان کمرنگتر از گذشته است، امیدواریم بهتر شود.
*معمولاً در مسائل درمانی، اولویت را باید به پیشگیری و بهداشت داد. این مسئله چقدر در لایحۀ برنامۀ ششم توسعه دیده شده است؟
یکی از موادی که در لایحۀ برنامۀ ششم در این خصوص گنجانده شده و کمیسیون بهداشت نیز بر آن تأکید کرد، همین موضوع ـ تقدم بهداشت بر درمان ـ است. دولت باید برای اقدامات پیشگیرانه برنامهریزی داشته باشد و هزینه کند تا نهایتاً مجبور نباشد چند برابر هزینه درمان بپردازد. این یک اصل است که در قانون برنامه به آن اشاره و توجه شده است.
*به هزینههای درمانی اشاره کردید. راهکار کاهش هزینههای درمان و پرداخت کمتر از جیب مردم چیست؟
با پیشرفتهایی که در عرصۀ جهانی در راستای غنی شدن ملتها به توانمندیهای علمی در عرصۀ سلامت به وجود آمده است؛ بهصورت اتوماتیک باید شاهد کاهش هزینههای درمان باشیم. تأمین منابع پایدار، مدیریت منابع و مشخص کردن سقف پرداختی بیمار موضوعاتی است که باید به آن اهمیت داده شود. کاهش پرداختی از جیب مردم بهجز با مدیریت منابع و نظارت مستمر و جدّی محقق نمیشود.

*در رأیگیریهایی که تاکنون از مجلس دهم دیدهایم تناقضات سیاسی وجود دارد. چطور میشود که از یک مجلس هم پزشکیان اصلاحطلب رأی بگیرد، هم کدخدایی به شورای نگهبان برود؟
ما ۲ رودخانه از مسیرهای جدا و اندیشه و افکار سیاسی متفاوت بودیم که در مجموعهای به نام مجلس به هم پیوستهایم. ممکن است به لحاظ چگالی و مولکول شباهت زیادی به هم نداشته باشیم، اما هر دو گروه اشتراکاتی داریم. تصور میکنم بازیهای سیاسی که در گذشته به روند توسعۀ کشور آسیب میزد در مجلس دهم کمتر دیده میشود. افراد از موقعیتهای سیاسی عقبنشینی میکنند، اما وقتی احساس کنند یک رأیگیری در مجلس منجر به تقویت نظام میشود، آن را بر جریان سیاسی خودشان اولویت میدهند و به نظر من راه صحیح نیز همین است.
مردم متوجه قضایایی شدهاند که در گذشته کمتر به آن توجه میکردند. مدتها قبل مباحثی در کشور پیرامون ولایت مطلقه فقیه و جایگاه رهبری نظام مطرح میشد که در گذشتههای دور مورد مناقشه بود، اما الان دیگر اصلاحطلبان خیلی تند و داغ هم این را پذیرفتهاند که اگر این جایگاه نبود، ایران هم نبود یا تبدیل به کشورهایی همچون عراق، افغانستان و سوریه میشدیم. آنچه مهم است و رهبری انقلاب نیز بارها تأکید کردند، مسئلۀ سستی اراده برای حفظ دستاوردهاست که خوشبختانه تمامی جریانهای سیاسی اصل آن را پذیرفتهاند، اما برخی اوقات درجۀ حفظ آن در یک جریان کمتر یا بیشتر میشود. اینجاست که بحث انقلابی و غیرانقلابی مطرح میگردد. به نظر من آیندۀ انقلاب، جوانانی را میطلبد که به کشور نگاه انقلابی داشته باشند و نسبت به مواضع کشور و نظام از منظر اسلام و امام بنگرند و در این زمینه نه غفلت کنند و نه کوتاه بیایند. پیگیری و مطالبۀ مواضع انقلاب، پیش برندۀ نظام ماست و هر چه در مطالبۀ این مواضع سستی یا مصلحتاندیشی کنیم به همان میزان عقب رانده میشویم.
*اخیراً عدهای از نمایندهها فراکسیون اعتدال را راهاندازی کردهاند که تعداد زیادی از آنها قابل انتساب به جریانهای سیاسی شناخته شده در کشور هستند. تحلیل شما از تشکیل این فراکسیون چیست؟
مواقعی هست که برای رسیدن به یک هدف لازم است بخشی از خواستههای شخصی و تمایلات درونیمان را از دست بدهیم. این را بیشتر زیبندۀ نمایندهها میدانم که گاهاً همنوا و همسو با جریانی شوند که منجر به تقویت فکر و گروه میشود، هر چند در این مسیر چیزی عاید شخص خودشان نشود. ما اگر به خودمان بیندیشیم ممکن است به انجام هر کاری فکر کنیم، تشکیلات راه بیندازیم؛ اما اگر مقصدمان اتحاد و انسجام و قدرت یک جریان سیاسی باشد ما هم باید خودمان را عضوی از آن مجموعه بدانیم، هر چند سهممان از آن جریان کم باشد. چهرههای مستقلی هستند که ممکن است از خیلی اصولگرایان یا اصلاحطلبان تفکر مستحکمتری هم داشته باشند، آنها باید بدانند که اگر در انتخابات در لیستهای انتخاباتیشان گنجانده نشدند دلیلی بر عدم انتسابشان به آن جریان نیست.
*نظرتان در مورد تعداد محدودی که از فراکسیون ولایت به «اعتدال» رفتهاند، چیست؟
وقتی فراکسیونی اصولگرا به نام ولایت تشکیل میشود، دیگر اصولگرا و مستقل مقطع انتخابات نباید ادامه پیدا کند. همه باید تبدیل به یک مجموعۀ غالب با یک اندیشۀ متحد و منسجم برای رسیدن به جریان خدمتگذاری شوند. حزبها و گروهها برای مسابقه دادن تشکیل میشوند. یک دست صدا ندارد! اگر تفکیک شویم نمیتوانیم کار کنیم و زمین میخوریم؛ اینکه دنبال حرکتهای ریزتر و کوچکتر هستیم، معنایش این است که در اصول قواعد دموکراسی ماندهایم. در مجموع تکهتکه کردن و کوچک کردن فراکسیون ولایت را به مصلحت جریان انقلابی نمیدانم.









