به گزارش «نماینده» «جاستین ترودو»، رهبر حزب لیبرال کانادا، با وعده «تغییر» توانست حزب حاکم محافظهکار را در انتخابات نوزدهم اکتبر شکست دهد و بر حدود یک دهه قدرت او در این کشور پایان بخشد. یکی از مهمترین وعدههای انتخاباتی ترودو در زمینه سیاست خارجی، بهبود روابط با کشورهایی همچون ایران بود که در دوران زمامداری هارپر، رو به تیرگی رفته بود.
روز هفتم سپتامبر ۲۰۱۲م. ، «جان بیرد»، وزیر امور خارجه وقت کانادا در کنفرانس خبری در روسیه، به گونه نامنتظرهای اعلام کرد روابط دیپلماتیک با ایران قطع خواهد شد. دولت محافظهکار کانادا علت قطع روابط دیپلماتیک خود با ایران را خودداری این کشور از حفاظت کارکنان سفارت کانادا در تهران، حمایت ایران از دولت سوریه و موضعگیری ضد اسرائیلی و برخی مسائل دیگر اعلام کرد. سال گذشته تلویزیون دولتی کانادا (سی. بی. سی) نتایج به دست آمده از یک تحقیق در درون دولت این کشور درباره امنیت کارکنان سفارت کانادا در تهران را منتشر کرد. نتیجه این تحقیق، درست عکس مسائلی بود که دولت تحت ریاست هارپر درباره امنیت کارکنان سفارت کانادا در تهران مطرح ساخته بود و آشکارا چنین نتیجهگیری شده بود که کارکنان سفارت کانادا در تهران با هیچ خطر ملموسی روبهرو نبودهاند.
«دین رولندز»، رئیس دانشکده مسائل بینالمللی «نورمن پیترسون» در دانشگاه «کارلتون» کانادا، بر این باور است که قطع روابط دیپلماتیک با تهران درمجموع به نفع «اوتاوا» نبوده است. وی در مصاحبه با «المانیتور» گفت: «به عقیده من، بستن سفارتخانه بهجز در مواقع بسیار خطیر، درواقع اعتراف به شکست دیپلماتیک است.»
در خلال ۵۰ سالی که کانادا و ایران با یکدیگر روابط سیاسی داشتهاند، این دو کشور بارها سفرای خود را از پایتختهای یکدیگر فراخوانده و در مواقعی نیز از پذیرفتن سفیر منصوبشده یکدیگر، خودداری کردهاند. با وجود چنین مسائلی، تا سال ۲۰۱۲م. ، دو کشور هرگز روابط خود را با یکدیگر قطع نکرده بودند.
تهران و اوتاوا حتی پس از ماجرای نجات ۶ نفر از دیپلماتهای آمریکایی توسط کارکنان سفارت کانادا در تهران در پی تسخیر سفارت آمریکا در سال ۱۹۸۰م. ، روابط خود را قطع نکردند. تصمیم کانادا به قطع روابط با ایران زمانی اتخاذ شد که روابط تهران با واشنگتن به شدت تیره شده بود و این احتمال وجود داشت که بین دو کشور درگیری نظامی رخ دهد.
دین رولندز گفت: «به اعتقاد من، زمان قطع روابط با تهران که هارپر دستور آن را صادر کرد، غیر مسئولانه بود چون بستن سفارتخانه ممکن است باعث سوءتفاهم و سوءبرداشت بین دو کشور شود.» وی گفت: «بسته شدن سفارت باعث میشود که نتوان درباره مسائل مورد اختلاف روشنگری کرد و از انگیزهها باخبر شد. افزون بر این، بستن سفارت واکنشی بسیار شدید محسوب میشود که ممکن است پیامدهای جدّی داشته باشد.»
در پی اعلام نتایج انتخابات پارلمانی ۱۹ اکتبر کانادا، وزارت امور خارجه ایران از پیروزی حزب لیبرال در انتخابات استقبال و ابراز امیدواری کرد که این رویداد به پایان یافتن سیاستهای افراطی دولت کانادا ضد جمهوری اسلامی ایران منجر شود. «علی لاریجانی»، رئیس مجلس ایران نیز در سخنانی که رسانههای این کشور منتشر کردند، گفت: «تهران باید با کانادا برای برطرف شدن شماری از سوءتفاهمها گفتوگو کند.» اما با وجود وعده ترودو برای از سرگیری روابط با کشورهایی همچون ایران، برخی از کارشناسان بر این باورند که از سرگیری روابط سیاسی بین تهران و اوتاوا دست کم در مقطع کنونی برای هیچ یک از دو کشور در اولویت قرار ندارد.
«جیمز دیواین»، استاد علوم سیاسی روابط بینالملل در دانشگاه «مونت الیسون» در مصاحبه با «المانیتور» گفت: «ایران نیازی به بهبود روابط خود با کانادا ندارد و کانادا نیز ایران را شریک تجاری مهم و کشوری برای سرمایهگذاری به شمار نمیآورد. تهران در گذشته از کانادا به عنوان کانالی برای بهبود روابط با غرب استفاده میکرد. به هر حال از زمان امضای توافق هستهای در چهاردهم ژوئیه به این طرف، روابط میان ایران و کشورهای اروپایی به میزان چشمگیری بهبود یافته است.»
«عدنان طباطبایی» از تحلیلگران ایرانی مقیم برلین، در مصاحبه با «المانیتور» گفت: «به عقیده من امروز کانادا برای ایران دیگر آن اهمیت سابق را ندارد و هیچ یک از این دو کشور برای روابط خود با طرف مقابل چندان اهمیتی قائل نیستند. درواقع پل ارتباطی میان این دو کشور، ایرانیان مقیم کانادا هستند که با رفتوآمد به کشورشان، تهران و اوتاوا را به یکدیگر پیوند میدهند.»
«پیوتر داتکیوایتز»، رئیس دانشکده «زمامداری و مدیریت دولتی» میگوید: «چهار مسئله مهم وجود دارد که در بهبود روابط ایران و کانادا نقشی مؤثر دارند.» این استاد دانشگاه که در اواخر ماه اکتبر با آقای علی لاریجانی در شهر سوچی روسیه ملاقات کرده است، در مصاحبه با «المانیتور» گفت: «نخستین گامی که دولت ترودو باید برای بهبود روابط اوتاوا با تهران بردارد، کنار گذاشتن سیاستهای زیانبار گذشته دولت پیشین و همسو شدن با کشورهای اروپایی و آمریکا برای آغاز مرحله تازهای از روابط با ایران است.» داتکیوایتز نیز همانند بسیاری از کارشناسان دیگر که پیشازاین هشدار دادهاند، گفت: «به اعتقاد من، بهبود روابط و عادی شدن مناسبات کانادا با ایران به شکیبایی، تساهل فراوان و زمانی طولانی نیاز دارد.» وی گفت: «به هر حال باید توجه داشت که شمار قابل توجه ایرانیانی که در کانادا زندگی میکنند، میتواند نقش مهمی در روند بهبود مناسبات دو کشور ایفا کند؛ چون جامعه ایرانی مقیم کانادا میتواند با دولت کانادا برای اتخاذ تدابیر ملموس، شفاف و سریع برای بهبود روابط با تهران رایزنی کند.»
گرچه باید منتظر ماند و دید که دولت لیبرال کانادا چگونه میخواهد نفوذ از دسترفته کشورش در صحنه بینالمللی را بازیابد و روابط با کشورهایی همچون ایران را که در پی امضای توافق هستهای پذیرای انبوهی از هیئتهای تجاری و سیاسی بوده است، ترمیم کند، اما باید دانست که این ایران است که اکنون از موقعیت برتر برای تصمیمگیری درباره زمان از سرگیری روابط سیاسی خود با کانادا، برخوردار است.
میثم بیزار – المانیتور









