در گفتگو با دكتر همايون، استاد دانشگاه امام صادق

استفاده حزب شیطان از اسلام داعشی برای مقابله با جهانی شدن اسلام

يكي از مهمترين اهداف و ارمان هاي انقلاب كه هم در بيانات امام خميني (ره) و همچنين رهبر معظم انقلاب وجود دارد توصيه هايي براي حفظ وحدت و تشكيل هسته هاي مقاومت جهاني و نگاه جهانی داشتن برای صدور تفکر انقلاب اسلامی است.

به گزارش «نماینده»، در این راستا (پیام امام خمینی (ره) در تشکیل بسیج) آمده است: باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامى باشند و این شدنى است، چرا که بسیج تنها منحصر به ایران اسلامى نیست، باید هسته هاى مقاومت را در تمامى جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد.

مقام معظم رهبری نیز در پیامی به کنگره عظیم حج  سال ۸۸ فرموده اند: اگر میان ملت­های مسلمان و میان فرقه‌های اسلامی و اقوام مسلمان با یکدیگر، محبت و حسن‌ظن و همدلی، جای بدگمانی و بدبینی را که خواسته‌ی دشمنان است بگیرد، بخش اعظم توطئه و تدبیر بدخواهان را خنثی خواهد کرد و نقشه‌های شوم آنان را برای سیطره‌ی روزافزون بر امت اسلامی عقیم خواهد ساخت.

از این توصیه های اکید و نیز با توجه به وضعیتی که هم اکنون در کشورهای همسایه و دوست مسلمان در کشورهای خاورمیانه با فتنه های آمریکایی غربی و ایجاد گروه های تکفیری بوجود آمده در می یابیم، توجه به این رویکرد و ایجاد تشکیلات هسته های مقاومت جهانی بیش از پیش ضرورت یافته و باید برای رسیدن به این هدف مهم گام های استوارتری برداریم. برای درک چگونگی واقعیت یافتن این مفهوم ارزشمند گفتگویی را با دکتر محمد مهدی همایون استاد دانشگاه امام صادق انجام داده ایم. مشروح گفتگو با دکتر محمد مهدی همایون، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق  بدین شرح است:

  • برای شروع گفتگو بفرمایید، الزامات و مقدمات جهانی اندیشی کدامند؟

استراتژی کلان انقلاب ما در جهت هدفی که از روز اول امام خمینی(ره) برای آن طراحی کرده اند یعنی اهدافی مانند زمینه سازی ظهور، استکبار ستیزی و … اهدافی که به همان شکل هم اکنون از طرف مقام معظم رهبری دنبال می شود مانند ایجاد و احیای تمدن نوین اسلامی. این هدف کلان طی سه مرحله محقق خواهد شد: اول تثبیت حکومت اسلامی در ایران، دوم صدور این اندیشه و الگو به جهان اسلام  و مرحله سوم ارسال این الگو به کل جهان است.

به­نظر می رسد که ما هم اکنون در مرحله دوم هستیم یعنی تا حد زیادی نظام ما در داخل کشور  تثبیت شده است و پیام این انقلاب به جهان اسلام رسیده است. ما هم اکنون در حال شکل­دهی به یک نظام به همان شکل انقلاب اسلامی خودمان در جهان اسلام هستیم و بیداری اسلامی را ساماندهی کنیم.

  • نقطه آغاز شکل دهی به جهان اسلام کجاست؟

بیداری اسلامی نقطه آغاز این ماجرا است. قاعدتا ما بایستی برای این مرحله تدارکاتی می دیدیم و این تدارک موضوع تشکیل هسته های مقاومت در سطح جهانی  بویژه در جهان اسلام است.

اگر بخواهم مثالی دراین زمینه بزنم، می توانم به طراحی ها از سوی دشمنان انجام شده است، اشاره کنم: همین گروه های تکفیری، در واقع فن بدل هسته های مقاومت است که متاسفانه در سراسر جهان و به ویژه جهان اسلام،   به اسم اسلام در حال رشد کردن هستند.

در واقع همه کسانی­که معترض به نظام جهانی موجود هستند یا حتی معتقد به اسلام هستند -ولو اسلام انحرافی- دنباله آنان می شوند.

متأسفانه این حزب شیطان توانسته است از این ظرفیت و فرصت استفاده کنند. فرصتی است که ما به طور واقعی از سوی انقلاب اسلامی ایجاد کرده بودیم. در حقیقت ما باید فرصت انقلاب اسلامی را قدر بدانیم و از آن استفاده کنیم. ما باید در گام دوم تمدن سازی، در نقطه های هدف یعنی کشورهای اسلامی، در جهت تثبیت انقلاب و رسیدن به اهداف، هسته های مقاومت را شکل دهیم، اما اکنون داعش دارد این کار می کند.

هسته های مقاومت، زمینه ای است که ما بتوانیم جنس واقعی و اصیل مان را ارائه کنیم.   اما به یک کار جدی هدفمند آگاهانه نیاز داریم. ما تقریبا از اول انقلاب اسلامی  موضوع ساماندهی این جریان را در سطح نخبگان داشته ایم.

  • اقدامات ملموس ما برای شکل دهی به هسته های مقاومت چه بوده است؟

 یک مثال بزنم. ما همیشه برای دهه فجر اندیشمندان جهان اسلام و موثرین و انقلابیون جهان اسلام را دعوت می کردیم تا به ایران بیایند. این اتفاق در مناسبت های مختلف و همایش های مختلف تکرار می شود. ولی بنظرم می رسد که ما بیش از این نتوانسته ایم در ارتباط با طبقات واقعی تر مردم، جلو برویم و از بین آنها، عضو گیری کرده و آنها را ساماندهی کنیم و در داخل سازمان و نظامی توانمند، رده های تشکیلاتی درست کنیم.

فکر می کنم اکنون مقطعی است که انقلاب اسلامی بایستی بتواند شعار و پیامش را مستقیما به گوش مردم جهان به­خصوص کشورهای اسلامی برساند.

از ابتدای انقلاب، خود حکومت ها نمی گذاشتند که با دولت ها و نظامها به صورت مستقیم طرف شویم. اما بعضی جاها مثل سوریه، لبنان، عراق، یمن و … دولت ها مستقیم با ما طرف شدند، امکان بسیار مهمی برای انتقال پیام به وجود آمد.

سطح دوم، نخبه ها هستند که چه در سطح دانشگاهی و چه رسانه ای و در همه سطوح دیگر. البته تجربه اندکی از ارتباط مستقیم با مردم داریم. این آفتی است که در شرایط حساس کنونی باید به آن توجه جدی کرد.

  • آیا الگوی حکومتی مناسبی برای ارائه به کشورهای جهان آماده کرده ایم؟

موضوع اصلی، تشکیل نظام سیاسی به عنوان جمهوری اسلامی است  که از لحاظ تئوریک، ایده و عمل این اتفاق افتاده است. تشکیل این نظام ابزار مهمی برای رسیدن به هدف است. در اطراف می بینیم همپیمانان ما در منطقه، در تشکیل حکومت چنین الگویی را نداشته اند و اگر هم داشته اند موفق به رسیدن به این حدی که ما الان در آن هستیم نشده اند.

عراق تقریبا این الگو را دارد. حزب الله لبنان هیچگاه نخواسته اند وارد این الگو شود و حزب الله یمن دارد از لبنان پیروی می کند و به سمت الگوی عراق حرکت می کند. به نظر بنده، تشکیل شدن این حکومت، مهمترین ابزار برای صدور جهانی اندیشه است.

در کنار این حقیقت بایستی توجه مان به این باشد که پیام انقلاب ما، پیام دخالت دادن جدی مردم در همین حکومت است نه از باب یک تعارف و مصلحت بلکه از باب حقیقت. یعنی اینکه این انقلاب بواسطه مردم شکل گرفته است و باید بردوش مردم جلو برود. ما در اداره فرهنگی کشورمان هنوز به الگویی نرسیده ایم که با جریانات کشور و انقلاب به تعامل برسد. یعنی مردم برای حضور در عرصه سیاسی می دانند که ابزار ورود به تصمیم گیری، انتخابات، حضور در راهپیمایی ها و… است. اما در حوزه فرهنگ تقریبا هیچ ابزاری برای حضور مردم فراهم نکرده ایم. طبیعی است وقتی هنوز در داخل کشور این الگو شکل نگرفته است، حضور در عرصه های بین المللی فراهم نمی شود و مشخص نیست که سهم دولت و مردم برای این حضور چقدر است.  مسلما دولت ابزارهایی مانند دیپلماسی و وزارت امور خارجه و رایزنی های فرهنگی را دارد. اما اگر بخواهیم راهبردهای کلی را در فضای بین المللی پیش ببریم، تنها با حضور مردم در صحنه است که محقق خواهد شد.

  • آیا در تاریخ مصداقی وجود دارد که با حضور مردم اندیشه اسلامی صادر شده باشد؟

ما در دوران تمدن اسلامی، به وسیله بازرگانان، مبلغان و مردم توانستیم در شرق دور، در مالزی و اندونزی اسلام را تبلیغ کنیم. در شرق آفریقا نیز به همین صورت است. مردم در آنجا حضور یافتند و به واسطه حضور مردم حکومت اسلامی تشکیل شد. در شرایط فعلی ما باید از لاک خودمان بیرون بیاییم.

از دوره صفویه به این سمت با تقابل مان با دولت عثمانی و متاسفانه در ماجراهایی که به عنوان دعوای شیعه و سنی حاصل شده، از جهان اسلام مقداری فاصله گرفته ایم. تمام جهان اسلامی که ما امروزه می شناسیم و موثر هستند ذیل حکومت عثمانی بودند و ما در جنگ با انها بودیم. به همین دلیل ما با جهان اسلام و با زبان عربی و فرهنگ عربی و اسلامی خیلی آشنا نیستیم و خیلی تمایلی به ورود به این این مسائل نداریم.

هم اکنون انقلاب اسلامی درصدد حرکت در مسیر وحدت جهان اسلام است تا بتواند این غبار تاریخی را بزداید تا انشالله گفتمان انقلاب بتواند صادر شود.

  • آیا در آیات، روایات و متون اسلامی و سیره معصومین توصیه ای به جهانی اندیشی شده است؟

حتما همین طور بوده است. اگر ما به قرآن کریم مراجعه کنیم به عنوان متنی که حاکم بر همه فعالیت های ماست مثلا در آیه “انی رسول الله الیکم” کاملا موضوع جهانی بودن را می بینیم. همچنین در نحوه رفتار و سلوک پیامبر نیز این جهانی اندیشی را می بینیم. ماجرای نامه هایی که در جنگ خندق بود و به فتح شام و روم و ایران را بشارت داد نشان از جهانی اندیشی در صدر اسلام دارد. همچنین شما  گسترش تمدن اسلامی را بواسطه مسلمانان در صدر اسلام می بینید.

وقتی تمدن اسلامی به عنوان یک موجودیت واحد شکل گرفت، می بینید که چگونه مرزها فروریخت، همه در داخل این سرزمین ها یکسان زندگی می کردند و یکجور به تمدن اسلامی نگاه می کردند. به طور مثال یک نفر از هند به سمت کشورهای غربی می رفت و در آنجا به مقامات و مناصب می رسید. مهاجرت ها در آن دوران خیلی زیاد بود. شکی در این نیست  که دین اسلام، دین جهانی است.

  • در تاریخ معاصر از جهانی اندیشی علما چه مصادیقی دیده می شود؟

شروع این جریان را بایستی از سید جمال الدین اسدآبادی بدانیم با نقاط افتراق و اشتراکی که با انقلاب اسلامی دارد. سید جمال الدین بیشتر اعتقاد داشته که از طریق دولتها باید جهانی سازی اسلام انجام شود آنزمانی که انقلاب اسلامی وجود نداشته است. شاید هم اقتضای آن زمان این­گونه بوده و بیشتر از این نمی شد جلو رفت.   اما انقلاب اسلامی ما مردم محور است هم در سطح جامعه و هم جهان.

بعد از آن ماجرای قیام عراقیها و جنگ با انگلیسیها رخ داده است. موضوع فقط منحصر به یک کشور عراق نیست. یا زمانی که مشروطه در کشور ما اتفاق افتاد، یکی از جدی ترین پایگاه های آن حوزه علمیه نجف بوده است.

خوشبختانه این جنبه بین المللی بودن بعد از پیروزی انقلاب اسلامی رعایت شده است. اما نکته مهم تاریخ علمای شیعه این است که متاسفانه تعامل با اهل سنت جدی نبوده است مگر در مواردی مانند سید جمال و مواردی که منبعث و ملهم از حرکت سیدجمال الدین است.

این مثال هایی را هم که بیان کردیم مثال های شیعی بود که در دوره های اخیر رخ داده بود که بعد از همه این افت و خیزها به انقلاب اسلامی ایران و این ایده وحدت جهان اسلام رسیده ایم.

  • موانع جهانی اندیشی کدامند؟

مهمترین مانع در این راه فهم و اداره این جریان است. ما هنوز این ماجرا را خوب فهم نکرده ایم بخاطر همین اراده جدی ای هم باری این منظور در ما پیدا نشده است.

بعد از اینکه این اراده ایجاد شود و موضوع ساختار هم مهم می شود. در این صورت باید سازمانی برای این منظور دیده شود. تامین برنامه، استراتژی و همچنین تربیت نیروی انسانی از وظایف این سازمان است. ارزیابی، مدیریت و هدایت یک بسته کامل است که باید در این سازمان دیده شود. ما چون هنوز وارد این مرحله نشده ایم، صحبت از موانع زود است.

  • چرا موضوع جهانی شدن هنوز در جامعه فراگیر نشده است و برخی صرفا نگاه به دورن دارند؟

متأسفانه این موضوع با اهمیتی که دارد همچنان در سطح جامعه مغفول مانده است. در این برهه زمانی از تاریخ انقلاب، جهانی اندیشی باید به صورت جدی در دستور کار ما قرار گیرد.

این یک آسیب است که ما هنوز به این موضوع نپرداخته و به آن اهمیتی نمی دهیم. از اول انقلاب اسلامی در یکی از نگاه هایی که در درون انقلاب وجود داشته، نگاه خزیدن به داخل مرزهاست و این اندیشه برای جهانی سازی در بین ما وجود نداشته است.

  • جهانی اندیشی چه نسبتی با بالا رفتن ضریب امنیت ملی در برخواهد داشت؟

وقتی ما افق مان را جهانی می بینیم در آن زمان است که ما به امنیت، آرامش، رشد، حقیقت و هرآنچه مفهوم دیگر که در این مسیر است، می رسیم که حجم متناوبی از این اهداف محقق شده باشد، ماخیلی ساده هم اکنون متوجه می شویم که امنیت عراق، امنیت ماست.

خب این را باید در طرح کلان هم ببینیم، موضوع ما یک مورد جهانی است.   در این صورت پیشبرد امر تمدن  اسلامی در همه جهان به اهدافمان می رسیم. من در یک نگاه کلان می گویم، تمدن از بخشهایی به نام علم، فرهنگ و اقتصاد تشکیل می شود و همچنین بخش دیگری به نام حاکمیت اخلاق و دین دارد.

ما وقتی تمدن سازی می کنیم و دستاوردهای تمدنی جایگزین باورها و دستاوردهای قدیمی در جامعه می شود، جامعه در همه بخش های مختلفی که نام بردیم رشد و پیشرفت می کند. این یکی از چرایی ها و دلایل مهم است که ما هر چه زودتر باید به نگاه “جهانی داشتن” توجه کنیم.

  • آیا در غرب هم اندیشه جهانی سازی به این مفهومی که ما دنبال آن هستیم وجود دارد؟ غرب با چه ابزارهایی به دنبال این مفهوم است؟

تصور ما از تقابل با غرب اینست که آنها نیز مانند ما فکر یک تمدن جهانی را برای خود دارند. خب وقتی اینگونه بیندیشیم تقابل ما با آنها خیلی عجی. ب نیست همین حق را به آنها می دهیم که این اقداماتی را که انجام می دهیم را رعایت کنند و متاسفانه خدایی نکرده اینگونه هم بیندیشیم که بخواهیم از انها الگویی هم بگیریم.

نگاه من این نیست، یک تمدن در آینده جهان وجود دارد که تمدن مهدوی است و تنها یک دین جهانی وجود دارد. کسی در این بین اشتباه نکرده است و حزبی به نام حزب شیطان وجود دارد که می خواهد با گسترش این تفکر و تمدن در جهان  مقابله کند.  در ضمن نقطه نهایی آنها را نباید تشکیل یک تمدن برای خودشان بدانیم.

 در این راه  جریان مقابل تمدن اسلامی از هر روش دیگری برای از بین بردن و به مخاطره انداختن اهداف تمدن جهانی اسلامی  استفاده می کنند. از ادیان که یک دوره ای از یهودیت استفاده کردند و بعد از مسیحیت استفاده کردند و هم اکنون از اسلام سواستفاده می کنند، از مبانی عمیق فلسفی مانند لیبرال دموکراسی بطور مثال بهره می جویند.

بطور مثال همین تفکر “صهیونیست مسیحی”، که من آن را حزب شیطان می دانم، چنبره زده است روی یهودیت و صهیونیست مسیحی را ساخته است. بر اسلام چنبره زده و ماجرای داعش و امثالهم و این گروه های تکفیری را به راه انداخته است.

چنین جریانی را نمی توانیم به کشور حقیری مانند اسرائیل ربط دهیم، امریکا شیطان بزرگ است و آنچه را که را شیطان بزرگ و حزب آن می دانیم در آمریکاست. شعبه خاورمیانه ای شیطان بزرگ، اسرائیل است و طبیعتا آنها برای پیشبرد اهدافشان به هر دستاویزی چنگ می زنند. از نظم سرمایه داری گرفته تا استفاده از رسانه های قدرتمندی که در دست دارند.

با تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.