«نماینده»؛ محمود فرشیدی/ رهبر فرزانه انقلاب که همواره توطئههای دشمن را در مراحل ابتدایی، شناسایی میکنند و نسبت به آنها هشدار میدهند، پس از ماجرای جنجالی “برجام” مکررا نسبت به برنامه نفوذ آمریکا، در قالب فعالیتهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی اعلام خطر و آمادهباش میفرمایند و از مردم و مسئولان میخواهند برنامه نفوذ دشمن را هوشیارانه شناسایی و خنثی نمایند.
اگر مراحل پیچیدهتر شدن استیلای نظام سلطه جهانی بر کشورها را در تاریخ، مورد بررسی قرار دهیم، درمییابیم که در ابتدا کشورهای استعمارگر با لشکرکشی و سلطه نظامی، زمام امور کشورهای ضعیف را در اختیار میگرفتند و ثروت آنها را چپاول میکردند، اما پس از رشد آگاهی ملتها و شکلگیری مقاومتهای ملی علیه حضور بیگانگان در کشورشان، استعمارگران به شیوه پیچیدهتری متوسل شدند یعنی استخدام مزدورانی از کشورهای ضعیف و سپردن حکومت به آنها تا گوش به فرمان سلطهگران، امور مملکت را اداره و منافع دشمنان را تامین نمایند، مزدورانی که رسما و علنا به دلبستگی خویش به دشمن اعتراف و بدان افتخار میکردند.
در مرحله پیچیدهتر کنونی، نظام سلطه جهانی اهداف سلطهجویانه خود را از طریق نفوذ در دولتمردان خودباخته و به دست عوامل همفکر خود در کشورهای دیگر پیگیری میکند و به این نتیجه رسیده است که بهترین مزدور، مزدوری است که خود هم نداند مزدور است و بی آنکه جیره و مواجبی طلب کند، به دلیل خودباختگی و وابستگی فکری، برنامههای دشمن را در کشور خود به اجرا درمیآورد. به عنوان نمونه، توصیه این سرسپردگان فکری در شرایط کنونی کشور ما آن است که مهمتر از “برجام”، برقراری رابطه با آمریکاست که باید طی چهار مرحله گشایش دفاتر حفاظت از منافع آمریکا در ایران، آغاز مذاکرات منطقهای بین ایران و آمریکا، برقراری تلفن قرمز و در نهایت با آغاز رابطه دوجانبه، این نیت شوم عملیاتی شود.
تامل در این نکات، نشان میدهد که هوشیاری ملت و تشخیص عوامل خودی و غیرخودی، پیشنیاز خنثیسازی توطئه نفوذ دشمن است و لذا در این مقال تلاش میکنیم به برخی مشخصات افرادی اشاره کنیم که به طور کلی موضعگیریهایشان خواسته یا ناخواسته زمینهساز نفوذ دشمن میشود:
۱- آنچه رویهم رفته از موضعگیریهای اینگونه افراد استنباط میشود، پذیرش حاکمیت و حکمیت آمریکا به عنوان کدخدای دهکده جهانی و طبعا پذیرفتن ایرانیان به عنوان شهروندان درجه ۲ جهان، است که پیامد آن تلاش برای اثبات صداقت خود نزد دشمن و قبول تعامل آمریکا و ایران، البته از جنس تعامل گرگ و میش است.
۲- تمسخر ارزشهای اسلام و انقلاب یا عدم حساسیت روی احیا و ترویج آنها نظیر امر به معروف و نهی از منکر یا حجاب و در مقابل دفاع از مروجان بیبند و باری.
۳- تحقیر نیروهای انقلابی تحت عنوان افراطی یا بیسواد و مشابه آنها همچنان که کفار، طرفداران پیامبران را با عناوینی نظیر “اراذلنا بادی الرای” یعنی اقشار پست و کوتهفکر و نظایر آن استهزا میکردند و در مقابل تحقیر نیروهای انقلابی، نشست و برخاست و زد و بند و همپیمانی پشت پرده با اشراف و “خواص” دستاندرکار فتنه!
۴- ذلت در برخورد با دشمن و استکبار و افتخار از برقراری ارتباط و دیدار و گفتگو با سردمداران آمریکا
۵- ناباوری به توانمندیهای نظام اسلامی و زیر سئوال بردن دستاوردهای آن ازجمله در قالب مزاح و شوخی
۶- انکار یا کوچکانگاری ضرورت دستیابی کشور به پیشرفتهترین علوم و فناوریها ازجمله حق فناوری هستهای به شیوههای گوناگون ازجمله تضادنمایی دستیابی به فناوری هستهای با رفع مشکلات معیشتی. یکی از اسلاف صاحبان اینگونه تفکر در زمان پیدایش صنعت راهآهن سروده بود:
در فرنگ از بیخری محتاج راهآهناند – ما که خر داریم ما را با خط آهن چه کار!؟
ریشه این ناباوری هم عدم اعتقاد به توانمندیهای ایرانی و در مقابل اعتماد به دشمن است که معتقدند در حد ضرورت، کدخدا نیاز ما را تامین خواهد کرد!
۷- دفاع از نیروهای غیرخودی و روشنفکرنمایانی که همواره علیه ملت خویش و همصدا با دشمنان کشور، موضعگیری میکنند، اعم از هنرمندان و نویسندگان و روزنامهنگاران خودفروخته و خودباخته
۸- مخالفت با حمایت ایران از جبهه مقاومت و مظلومان و مستضعفان جهان ازجمله مخالفت با پشتیبانی ایران از عراق، سوریه، یمن و بحرین
۹- زیر سئوال بردن انتخابات در مرحله قبل از انتخابات به منظور اعاده حیثیت و بازیافت اعتبار از دست رفته خود و تحریک مردم جهت جلب آرای آنان به سود خود. البته بعد از برگزاری انتخابات هم، اینگونه افراد همانند کودکانی که وقتی میبازند، قهر میکنند و میخواهند بازی را به هم بزنند، تلاش میکنند نتیجه مدتها کوشش دستاندرکاران برگزاری انتخابات و حضور حماسهآفرین مردم را مورد تشکیک قرار دهند و برآیند حقالناس چهل میلیونی را به جرم آنکه تامینکننده اهداف سیاسی آنان نیست، زیر پا بگذارند و مردم را دلسرد نمایند.
این در حالی است که برخی از چنین افرادی، بارها از طریق همین نظام انتخاباتی کشور انتخاب شدهاند و چهبسا بر عالیترین مسندها هم تکیه زدهاند و توجه ندارند که با این شبههافکنیها، مشروعیت و مقبولیت گذشته خویش را زیر سئوال میبرند.
۱۰- تضعیف نهادهای حیاتی نظام اسلامی که بزرگترین سد و مانع در برابر نفوذ آمریکا به ارکان حکومتی کشور است، نظیر تضعیف جایگاه نهاد رهبری به بهانههای گوناگون ازجمله پیشنهاد شورای رهبری، تضعیف شورای نگهبان و تلاش برای کوتاه کردن دست قدرتمند آن و مسئولیت آن را در حد یک چشم ناظر تنزل دادن و اختیارات اجرایی آن را سلب کردن، یا تلاش برای خلع ید از مجلس شورای اسلامی در سرنوشتسازترین مسائل کشور نظیر برجام.
البته تجربه تاریخ ۳۶ساله ثابت کرده است که مردم ایران با پیروی از هشدارهای مقام معظم رهبری از دستاوردهای انقلاب خویش و میراث امام خمینی(ره) و شهدا تا پای جان دفاع خواهند کرد و کسانی که بخواهند زمینه نفوذ فرهنگی دشمن را به طرق مختلف و ازجمله با توطئه افزایش تعامل در سطح مدنی فراهم سازند تا انقلاب اسلامی را استحاله نمایند، حتی اگر در عالیترین مسندهای قدرت هم باشند، مورد تنفر مردم قرار خواهند گرفت و ساقط خواهند شد.









