مسعود زریبافان رئیس سابق بنیاد شهید پس از تشکیل نشست همگرایی اصولگرایان با محوریت حجتالاسلام سیدرضا تقوی به این جمع پیوست و معتقد است اصولگرایان باید از برگزاری چنین جلساتی که در راستای همدلی و همگرایی برگزار میشود استقبال کنند.
وی در خصوص نحوه شکلگیری نشست همگرایی اصولگرایان، میگوید: ما قبل از این نشستها، جلسهای با آقای تقوی داشتیم و نگرانیها و دغدغههای خود را در خصوص تفرقه بین نیروهای ارزشی به ایشان منتقل و بر لزوم وحدت تأکید کردیم و گفتیم اگر شما بیایید و این کار را انجام دهید ما کمک خواهیم کرد و ایشان را تشویق کردیم و مشوق این کار شدیم.
زریبافان در این گفتگو توصیهای هم به فعالان سیاسی اصولگرا کرد و خطاب به آنها گفت: اجازه دهیم دیگران در مورد ما تصمیمگیری کنند، ما میخواهیم در جهت وحدت کار کنیم اما اگر هر کس بخواهد احساس تکلیف کند دیگر وحدت حاصل نمیشود. صبر و تحمل داشته باشیم و اجازه دهیم اجماع حاصل شود، باید از «من» بگذریم تا به وحدت برسیم.
معاون سابق احمدینژاد، با اشاره به اینکه اکثر وزرای دولت سابق در جلسات همگرایی اصولگرایان شرکت میکنند، به انتقاد از مواضعی که پیرامون وزرای سابق دولت نهم و دهم مطرح میشود پرداخت و اظهار داشت: من میخواهم به شخصیتها، دستگاههای نظارتی و آنهایی که اهل قضاوت هستند بگویم اینگونه، نگاه و قضاوت نکنید. بالاخره توصیه و تدبیر این بود که دولت دهم با انسجام، عزت و اقتدار کارش را انجام دهد. خدا شاهد است بعضی مواقع دوستان در دولت بحثهای چالشی میکردند بااینحال عدهای میگویند دولتمردان سابق همه مثل هم هستند، درصورتیکه قضاوت عجولانهای انجام میدهند. من خودم غیرازآن چند نفر محدود بقیه کابینه دهم را ولایتمدار میدانم.
وی همچنین با اشاره به اینکه در اواخر دولت دهم، یک فرد نزدیک به احمدینژاد فعالیت انتخاباتی انجام میداد و او (رئیس دولت) هم حمایت میکرد، به ناگفتههایی در این زمینه اشاره کرد که خواندنی است.
زریبافان از نزدیکان احمدینژاد خواست فضا را بهگونهای فراهم کنند تا او بتواند بهدوراز فشارها خود را بازیابی کند.
بخش نخست گفتگوی زریبافان را اینجا ببینید
بخش دوم گفتگوی «نماینده» با زریبافان بدین شرح است:
نماینده: در دهه مبارک فجر قرار داریم، حضور مردم در صحنههای انقلاب را چگونه ارزیابی میکنید؟
معتقدم یکی از پایههای اصلی نظام، مردم هستند چرا که آنها میتوانند نظام را تقویت کنند و نظام را سر پا نگهدارند. اگر ما نظامی ایدهآل داشته باشیم اما مردم با آن همراه نباشند این نظام نمیتواند پیاده شود یعنی نظام ایده آل بدون حضور مردم راه بهجایی نمیبرد، پس ما چه کنیم که مردم همراه نظام باشند و نظام هم در خدمت مردم باشد؟
در این میان رهبری نقش بسیار اساسی و مهمی را بر عهده دارند، اگر اتصال مردم و رهبری و یا اتصال مردم و نظام به شکل مطلوب شکل نگیرد نظام آسیبپذیر میشود. تجربه در این ۳۵، ۳۶ سال انقلاب نشان داده هر موقع بحرانی در کشور ایجاد شده ابتدا تدابیر، رهنمودها و مدیریت رهبری بود که توانست این کشتی طوفانزده را به آرامش برساند و بعد در کنار آن، حضور مردم بود. هر موقع فتنه و اتفاقی رخ داد و یا ناهنجاری و بحرانی در کشور ایجاد شد در کنار تدابیر و مدیریت ولایت این مردم بودند که با حضور در صحنه توانستند کار را تمام کنند یعنی به نظر من این دو عامل مکمل همدیگر بوده و هستند. اگر تدبیر رهبری باشد ولی حضور مردم نباشد، حضور مردم باشد اما تدبیر رهبری نباشد با اشکال روبرو میشویم.
الحمدلله در این ۳۵ سال، تدبیر رهبری (هم در زمان امام و هم در زمان حضرت آقا) هیچ نقص، ضعفی و ایرادی نداشت و همیشه بهترین تدابیر و بهترین مهندسیها برای کشور اتخاذ شد و تا الآن هم همه مردم بهعنوان کسانی که نظام و ولایتفقیه را قبول داشته و دارند در عرصه مختلف حضور پیدا کردهاند و کار فتنه، بحران و هر چه پیشآمده را یکسره کردهاند. البته مردم چه زمانی در صحنه میآیند؟
موقعی که به نظام اعتقاد داشته باشند و تدابیر، رهنمودها و ارشادات رهبری برای مردم نیز تبیین شده باشد، یعنی مردم بهطور شفاف ایدهها و تدابیر رهبری را گرفته باشند. همیشه بهترین فرهنگسازی، تدابیر و آرمانها و شعارها توسط رهبری مطرح شده اما پیگیری و تبیین تدابیر و شعارها که بر عهده نخبگان و مدیران کشور است، بعد از یک مدت همه روی زمین مانده و آن آرمانهای بلند و تدابیری که حضرت آقا مطرح کردهاند و مدنظر ایشان بوده است عملیاتی نشد و بعداً متوجه شدهایم که اشتباه کردهایم و اینجاست که همه پشت دستشان میزنند و اظهار پشیمانی میکنند و میگویند چه غفلتی کردیم، آن موقع که حضرت آقا گفتند، پایکار نیامدیم.
امروز نیز بحث و برنامه اقتصاد مقاومتی است، البته حضرت آقا اقتصاد مقاومتی را هم قبلاً گفته بودند و همواره بر آن تأکید دارند لذا این وظیفه قشر میانی است که بیاید نظرات رهبری (ولایت) را در مرحله اول برای خود تبیین کنند تا برای خودش جا بیفتد و در مرحله دوم با ادبیات مختلف برای مردم و اقشار مختلف بازگو کند، چرا؟ چونکه اقشار مختلف ولایی را چون یکی از ارکان نظام هستند باید در صحنه حفظ کرد، بنابراین باید مردم و اقشار مختلف منجمله (متدینین، بچه حزباللهیها و انقلابیون) را در صحنه نگهداشت.
این وظیفه ماهاست که سعی کنیم با مردم، اقشار مختلف و جوانان، گروههای فکری، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ارتباط برقرار کنیم تا آنها نسبت به شرایط توجیه شوند؛ بنابراین ما نباید یک لحظه غافل شویم و باید با تمام وجود، وقت و انرژی خود را صرف این کار کنیم که اقشار مختلف را بهعناوینمختلف به عرصه بیاوریم تا هر لحظه آماده سربازی برای نظام باشند. به عبارتی شیپور آماده باش را در جامعه متدینین کشور بنوازیم تا بدانند باید در عرصه باشند و بهنظام کمک کنند. در کنار این قضیه آنچه که مردم ما را ناامید میکند اختلافسلیقه، تفرقهها و جداییهایی است که در بین بزرگان سیاسی کشور و جناحهای ارزشی رخ میدهد. ما دیدیم هر وقت در هر جناحی دودستگی خیلی قوی بود مردم به طرف مقابل آن جناح اقبال کردند یعنی در شورای اول و در زمان اصلاحات، مردم متوجه شدند بین اصلاحطلبان اختلاف شدید و عمیق پیداشده، بنابراین همین مردم در شورای دوم به افراد جدید رأی دادند و بعد احساس کردند اصولگرایان وحدت بیشتری دارند و میتوانند خدمت بیشتری انجام دهند، ازاینرو مجلس هفتم و هشتم هم اصولگرا شد اما در انتخابات سال ۹۲ مردم وقتی دیدند اصولگرایان چند شقه شدند و کاندیداهای مختلف دارند به نفری که تک بود رأی دادند.
لذا کار دیگری که ما باید در شرایط فعلی انجام دهیم نزدیکی شخصیتها با یکدیگر است. بعضی وقتها یک فرد کوچک میتواند باعث نزدیک شدن دو شخصیت بزرگ به هم شود مثلاً بیاید دو بزرگوار را همزمان در یک جا دعوت کند و از آنها خواهش کند بیایید با هم یک چای بخورند و با هم صحبت و وفاق کنند و بدینوسیله آنها را به هم نزدیک کند. ما میتوانیم اینگونه نقشها را بازی کنیم.
البته انسانها دارای سلایق مختلف هستند، با هم اختلاف دارند و بحث میکنند ما نمیگوییم اصلاً با هم بحث نکنند ولی میتوان روی نقاط مشترک به یکدیگر نزدیک شد و از این نقاط اشتراک برای وحدت و نزدیک شدن استفاده کرد.
ما باید سه کار را همزمان با همدیگر پیش ببریم ۱- بهعنوان سربازان ولایت سعی کنیم فرمایشات رهبری را بفهمیم و برای خود تبیین و سپس آن را به قشر میانی و بدنه جامعه منتقل کنیم. ۲- با این کار و با کارهای تشکیلاتی، متدینین، نیروهای حزباللهی و مردم را دعوت به حضور در صحنه کنیم و آنها را در حال آمادهباش نگهداریم. ۳- نزدیک کردن شخصیتهای سیاسی و بزرگان کشور است.
متأسفانه بداخلاقیهایی در گذشته رخ داد که نباید اتفاق میافتاد، البته به نظر من در هیچ دعوایی یک نفر بهتنهایی مقصر نیست، وقتی دعوا میشود دو طرف مقصرند ممکن است یکی کمتر و دیگری نقش بیشتری داشته باشد. بالاخره باید افراد را به هم نزدیک کرد، چراکه با این نزدیک شدن وفاق حاصل میشود تا انشاءالله بتوانیم به آن اهدافی که مورد رضایت خدا، خشنودی امام زمان و خشنودی رهبر معظم انقلاب که امام کنونی ما هستند، دستیابیم. من معتقدم کارهای صادقانه و خالصانه به دل مردم مینشیند مردم دنبال خلوص و صداقت مسئولان هستند. به نظر من اگر کسی در این عرصه (مسئولیت) آمد باید برای مردم و نظام خدمت خالصانه و مخلصانه انجام بدهد تا انشاءالله موجب خشنودی خداوند شود.
** از نشست همگرایی اصولگرایان استقبال میکنیم
نماینده: آقای زریبافان، بخش دوم گفتگو در مورد وحدت و همگرایی اصولگرایان است. همانطور که در جریان هستید پس از انتخابات ریاست جمهوری و با موافقت مرحوم آیتالله مهدویکنی نشست همگرایی اصولگرایان با محوریت حجتالاسلام تقوی برگزار شد در پنجمین نشست اصولگرایان نیز آیتالله علمالهدی سخنرانی کرد، ارزیابی جنابعالی از این جلسات چیست؟ و آیا در این نشستها که بهصورت دو هفتگی تشکیل میشود شرکت میکنید؟
من معتقدم به هر کسی که در جهت وحدت نظر، وفاق، یکدستی و نزدیک شدن نیروهای ارزشی فعالیت میکند باید کمک کرد، حتی معتقدم این نشستها هم میتواند از سوی اصلاحطلبان ارزشی که از افکار انحرافی برخی از اصلاحطلبان جدا، ولایت مدار، دلسوز نظام و انقلابی هستند نیز شکل بگیرد، چه برسد به اصولگرایان. ما باید وفاق، همگرایی و نزدیک شدن اصولگرایان را به فال نیک بگیریم و در این زمینه هم کمک کنیم. امروز آقای تقوی با تمام وجود این کار را انجام میدهد، تاکنون عده زیادی همراه شده و عده کمی همراه نشدند، لذا من معتقدم باید به این وفاق و همگرایی کمک کرد؛ و تلاش کرد تا وفاق مشمول هم جریانات اصولگرایی و ارزشگرایی بشود.
نماینده: شما در جلسات آقای تقوی شرکت میکنید؟
بله شرکت میکنم.
** از تقوی خواستیم همگرایی اصولگرایان را بر عهده گیرد
نماینده: چه کسی شما را برای شرکت در این جلسات دعوت کرد؟
خود آقای تقوی، ما قبل از این نشستها، جلسهای با آقای تقوی داشتیم و نگرانیها و دغدغههای خود را در خصوص تفرقه بین نیروهای ارزشی به ایشان منتقل و بر لزوم وحدت تأکید کردیم و گفتیم اگر شما بیایید و این کار را انجام دهید ما کمک خواهیم کرد و ایشان را تشویق کردیم و مشوق این کار شدیم. ایشان هم با تمام وجود آمد و ما را از همان جلسه اول دعوت کرد و ما نیز در این جلسات بهصورت فعال شرکت کردیم.
بهطورکلی هر کسی اصولگرایان و نیروهای ارزشی را جمع کند ما میرویم و به او کمک میکنیم و از او تشکر میکنیم و هر حزبی به دنبال این کار (وحدت و همگرایی) باشد ما هم حمایت میکنیم. شاید ما در چند زمینه با همدیگر اختلاف داشته باشیم اما چه دلیلی دارد سر این اختلافات با هم بحث و دعوا کنیم. بلکه باید روی مشترکات تأکید و گامهای مشترک برداریم. لذا هر کسی در جهت همگرایی گامی بردارد ما بهعنوان یک سرباز کوچکتر مشارکت میکنیم.
** احمدینژاد باید در فضای آسوده و خلوت خود را بازیابی کند/ مخالف فعالیتهای تبلیغاتی دولت بودم
این فرد برای خود تبلیغات میکرد و احمدینژاد هم به او کمک میکرد. قضیه را پرسیدم، گفتم چه کنیم؟ گفتند: اشکال ندارد شما کار خودتان را انجام دهید؛ این گفته برای من بسیار مهم بود. کسیکه دنیا و آخرت ما دست اوست میگوید اشکال ندارد.نماینده: چه تعداد از وزرای آقای احمدینژاد در جلسات همگرایی شرکت میکنند؟
قاطبه اعضای کابینه دولت نهم و دهم شرکت میکنند. به نظر من در دولت دهم غیر از چند نفری که مسئلهدار بودند بقیه ولایتمدار هستند و من در این زمینه هیچ تردیدی ندارم. خواص توجه کنند و اینگونه سخن نگویند که چون شما در دولت دهم حضور داشتید و در کنار فلان آقا بودید آنها را قبول دارید! توصیه و دستور بود که بمانیم و خدمت کنیم. حتی خود بنده سؤال کردم که «امکان دارد در سفری و یا در جلسهای شرکت کنیم که آن شخص بخواهد بهرهبرداری تبلیغاتی کند» که البته این اتفاق در سفرهای آخر دولت رخ داد و این فرد برای خود تبلیغاتی میکرد و آقای احمدینژاد به او کمک میکرد بنده این قضیه را پرسیدم و گفتم چه کنیم؟ این فرد دارد تبلیغات میکند، گفتند: اشکال ندارد شما کار خودتان را انجام دهید و این گفته برای من بسیار مهم بود چون کسی که تمام دنیا و آخرت ما دست او است میگوید اشکال ندارد، شما بروید و کار خودتان را انجام دهید.
من میخواهم به شخصیتها، دستگاههای نظارتی و آنهایی که اهل قضاوت هست بگویم: اینگونه نگاه و قضاوت نکنید، بالاخره توصیه و تدبیر بود که دولت دهم باید با انسجام، عزت و اقتدار کارش را انجام داده و به پایان برساند. خدا شاهد است بعضی مواقع دوستان در دولت بحثهای چالشی میکردند بااینحال عدهای میگویند دولتمردان سابق همه مثل هم هستند، درصورتیکه قضاوت عجولانهای انجام میدهند. من خودم غیراز آن چند نفر محدود بقیه کابینه دهم را ولایتمدار میدانم.
الآن هم توصیه میکنم خواص فضا را بهگونهای مدیریت کنند تا آقای احمدینژاد بتواند در فضای آسوده خود را بازیابی کند. وقتی سر آقای احمدینژاد شلوغ میشود فرصت بازیابی پیدا نمیکند، باید مقداری دور وی خلوت شود تا فرصت تفکر، بازیابی و بازسازی را پیدا کند و من بهعنوان فردی که بیشترین شناخت را از آقای احمدینژاد و این آقایان دارم، چرا که ۳۵ سال با هم کار، معاشرت و زندگی کردیم، میگویم باید دور آقای احمدینژاد را خلوت کنیم تا فرصت فکر کردن پیدا کند و در افکاری که در ایشان رسوخ کرده تجدیدنظر کند و نگوییم ما اثرگذاری بیشتر داریم و پس باید بمانیم، این نظر اشتباه و غلط است.
** در انتخابات مجلس باید دیگران برای ما تصمیم بگیرند، از «من» بگذریم تا به وحدت برسیم
نماینده: آیا برنامهای برای انتخابات مجلس دارید؟
من معتقدم، بحث انتخابات مجلس زود است و هر کس زود وارد این عرصه شود تخریب میشود و خودش باعث تخریب خودش میشود همچنین معتقدم هر کس گفت: من هستم ما باید بگوییم نیستی، هر کس آمد گفت من هستم احساس تکلیف کذایی کرده است و این «من» همان گفته حضرت امام (ره) است که فرمودند: «این من شیطان است.» به همین جهت ما باید اجازه دهیم شرایط عادی جلو برود و فضا دوقطبی و یا انتخاباتی نشود.
و اجازه دهیم دیگران در مورد ما تصمیمگیری کنند، ما میخواهیم در جهت وحدت کار کنیم اما اگر هر کس بخواهد احساس تکلیف کند دیگر وحدت حاصل نمیشود. صبر و تحمل داشته باشیم و اجازه دهیم اجماع حاصل شود. من معتقدم هر کسی آمد و خود را مطرح کرد باید به او نمره منفی داد و به هر کس خود را مطرح نکرد نمره مثبت داد. خدا شاهد است ما در شورای دوم بسیاری از افراد را با خواهش و تمنا وارد فهرست کردیم، نمیخواستند بیایند میگفتند از ما بهتر هم هست، اما ما آنها را با خواهش در لیست قرار دادیم و دیدید چه نتایج شگرف و اثرات ارزشمندی داشت. در انتخابات مجلس هم باید اینگونه عمل کرد، باید دوستان اجازه دهند اصولگرایان به اجماع برسند، البته از آن طرف هم هر کسی حق دارد برای خود تصمیم بگیرد، ما نمیتوانیم کسی را وادار به کاری کنیم اما توصیه من این است که هیچکس فضا را انتخاباتی نکند، فرصت زیاد است فضا باید آرام باشد تا بعد ببینیم اصولگرایان در مرکز (تهران) و جاهای دیگر (شهرستانها) به چه تفاهمی میرسند و بر اساس آن جلو برویم تا انشاءالله بتوانیم در آینده، مجلس اصولگرا و ولایتمدار داشته باشیم.
نماینده: آقای زریبافان شما در سال ۹۱ بهعنوان مسئول ستاد و با سازوکار آبادگران وارد شورای شهر تهران شدید و پس از پیروزی شما، مجلس هفتم و دولت نهم شکل گرفت، مجلس و دولتی که کاندیداهای آن با همان سازوکار وارد عرصه رقابت شده بودند، آیا همان سازوکار میتواند در انتخابات آینده مجلس تأثیرگذار باشد؟
به نظر من اسم مهم نیست. بلکه سازوکار مهم است سازوکار آبادگران که هم نیروهای ارزشی و اصولگرا تحت عنوان آن جمع شوند، مهم است و اگر کار مخلصانه، صادقانه و در جهت خدمت و رضای خدا کار باشد، اثرگذاری پیدا میکند. به نظر من امتیاز آبادگران ناشی از همان ویژگیهای ارزشی و اعتقادی و همگرائی بود. نام آبادگران که یک اسم ساده و جدید بود، دیدید همین اسم به علت سازوکاری که با خود در همگرائی اصولگرایان داشت چقدر اثر کرد، چرا؟ به دلیل اینکه در آن دوره عدهای خالصانه و مخلصانه پایکار خدمت به نظام و مردم آمدند و این علت موفقیت ما بود. پس اسم خیلی مهم نیست بلکه سازوکار صحیح و عمل خالصانه و مخلصانه برای نظام و مردم، فکرکردن و دور هم جمع شدن و کار کردن مهم است و رمز موفقیت آبادگران در آن بود.









