نرمش قهرمانانه و ضرورت شستن چشم‌ها

نماینده: ۱. طرح موضوع «نرمش قهرمانانه» پس از انتخابات خرداد ۹۲ از سوی رهبر فرزانه انقلاب، تفسیرهای گوناگونی را در پی داشته که موثر بر رفتار جدید مذاکره کنندگان ایرانی و طرفهای ۵+۱ بوده است.اما در این مقال آنچه بدان پرداخته خواهد شد، خطاهای ذهنی از درک صحیح این مفهوم است؛ که ضرورت شستن چشم‌ها…

نماینده: ۱. طرح موضوع «نرمش قهرمانانه» پس از انتخابات خرداد ۹۲ از سوی رهبر فرزانه انقلاب، تفسیرهای گوناگونی را در پی داشته که موثر بر رفتار جدید مذاکره کنندگان ایرانی و طرفهای ۵+۱ بوده است.

اما در این مقال آنچه بدان پرداخته خواهد شد، خطاهای ذهنی از درک صحیح این مفهوم است؛ که ضرورت شستن چشم‌ها و نگاهی نو را طلب می‌نماید.

۲. سرآغاز و کلیدواژه خطای ادراکی طرف‌های۵+۱ (بخوانید امریکا) در این نکته است که «تحریم‌ها، ایران را پای میز مذاکره کشانده است» و همین سرآغاز غلط (که البته بلوفی بیش نیست) دیوار مذاکرات را تا ثریا کج خواهد نمود.

با نگاهی صحیح به اوضاع اقتصادی غرب، کاهش ضریب امنیت رژیم صهیونیستی، باخت امریکا در جنگ‌های نیابتی منطقه‌ای در دهه‌ی اخیر، شکست راهبردی غرب در افغانستان، عراق، سوریه و… و نهایتاً این اعتراف هنری کیسینجر که «میلیاردها دلار در افغانستان، عراق، سوریه و… هزینه نمودیم اما درنتیجه منطقه را دودستی تقدیم جمهوری اسلامی ایران کردیم»؛ نشان می‌دهد که آنچه غرب – و نه ایران– را پای میز مذاکره آورده نه تحریم‌های وحشیانه‌ی یانکی‌ها، بَل گسترش نفوذ و اقتدار منطقه‌ای ایران می‌باشد؛ که البته – بر خلاف تصور برخی متخصصان امنیت ملی که رابطه‌ای میان برد موشک/ اقتدار و نیز سانتریفیوژ / آرمان، نمی‌بینند- سهم دیپلماسی پنهان جمهوری اسلامی در این مهم، به اذعان دوست و دشمن، بیش از دیپلماسی رسمی بوده است.

با این مقدمه می‌توان دریافت که اولاً) قدرت نظام اسلامی طرف‌های غربی را پای میز مذاکره کشانده و معادله کاملاً معکوس آن چیزی است که ادعا می‌کنند؛ و ثانیاً) طرح موضوع «نرمش قهرمانانه» نه یک راهبرد کلان که یک روش (تاکتیک) زمانمند است؛ چراکه در توضیح آن، حضرت آقا مثال کشتی‌گیری را مطرح نمودند که با اداره کشتی، زمان می‌خرد و در فرصتی مناسب با اجرای تکنیک‌های فنی حریف را به زانو درآورده و بُرد را نصیب خود می‌گرداند.

با این تفسیر، مشخص می‌شود، این انتخاب از سوی معظم له، نه از سر ضعف که از سر حکمت است و عدم درک صحیح این نکته، عمده‌ترین خطای ذهنی- راهبردی طرف غربی است.

۳. خطای ذهنی– راهبردی طرف داخلی از درک مفهوم نرمش قهرمانانه اما از تفسیر ناصواب آن‌ها از بلوف بزرگ طرف غربی الهام می‌گیرد؛ به اعتقاد برخی، راه‌حل مشکلات داخلی، نگاه به خارج و حل مسئله تحریم‌ها به هر قیمتی است؛ که این یعنی پذیرش شاه‌بیت ادراکی غربی‌ها یا همان چه که بارها تکرار نموده‌اند «تحریم‌ها ایران را پای میز مذاکره آورده است».

با این حساب به نظر می‌رسد، طرف ایرانی با دیدن برخی مشکلات کشور، طرح موضوع «نرمش قهرمانانه» و نیز همزمانی آن با تشکیل دولت یازدهم و افزایش فشارها و تحریم‌های خارجی، دچار خطای ادراکی شده و به‌نوعی در میدان ذهن، باخت را پذیرفته و کلیدواژه اصلی طرف غربی– دروغ بزرگ آن‌ها– را بیش‌ازحد باور نموده است.

درصورتی‌که رهبری معظم با طرح این روش، از یک‌سو در پی خرید زمان جهت تبیین و تکمیل حلقه‌های اقتصاد مقاومتی در داخل و نیز استفاده‌ی همزمان از فرصت‌های دیپلماتیک پیش رو بوده‌اند و از سویی دیگر در پس این مذاکرات همگان را اقناع به این حقایق خواهند نمود که «طرف غربی– و خاصّتاً آمریکا- غیرقابل‌اعتماد است» و همچنین «ما بالاخره باید روی پای خود بایستیم»؛ که به‌یقین این‌ها خط بطلان بر نگرش‌های «بچه پولدارانه ملی» و «کدخدامحورانه بین‌المللی» خواهند بود.

۴. با توجه به آنچه گذشت، می‌توان دریافت که اگر واقعاً قرار است مذاکرات به نتیجه برسد، اولاً) طرف غربی–آمریکایی، می‌بایست مستقل از گروه‌های فشاری نظیر تندروهای کنگره، صهیونیست‌ها، مرتجعین عرب، ضدانقلاب و منافقین غرب نشین و… عمل نموده و «تصمیم سخت» بگیرد؛ و ثانیاً) طرف ایرانی تحت تأثیر فضاسازی روانی غربی‌ها دچار خطای ادراکی نشده و بداند از یکسو حل مشکلات فقط درگرو لغو تحریم‌ها نیست؛ که پیش‌ازاین تحریم‌ها نیز بسیاری از این مشکلات، موجود بوده‌اند؛ و از سویی دیگر تحریم‌ها زمانی لغو خواهند شد که از طرف غربی‌ها بی‌اثر تلقی شوند و برای نیل این هدف ضروری است، اقتصاد داخلی از تکانه‌های خارجی مستقل گردد؛ که در این راستا تنها نسخه‌ی شفابخش «اقتصاد مقاومتی» است و بس؛ نه لبخندهای پی‌درپی به شیاطین!

۵. باری گذر زمان نشان خواهد داد، نرمش قهرمانانه تنها تاکتیکی موقتی برای مدیریت زمان بوده که اجرای فن و پیروزی نهایی را درپی خواهد داشت؛ یا به‌عبارت‌دیگر «آسمان، پس از باران آفتابی است»؛ ان‌شاءالله.