به گزارش نماینده، گرم نگه داشتن تنور تفرقه و ایجاد دوقطبی های ساختگی، روشی شناخته شده و قدیمی برای جلب توجه و تأثیرگذاری بر افکار عمومی است. این روش بیشتر در بسترهای زمانی مختلف و با اهداف متفاوت عملیاتی می شود. گاه توسط طرف سومی برای ایجاد شکاف در دو سوی یک جبهه سیاسی یا اجتماعی و باهدف از هم پاشیدن جبهه هدف طراحی و اجرا می شود، مانند تبلیغ اختلاف در اردوگاه اصولگرایان توسط بعضی از رسانه های مدعی اصلاح طلبی و یا عمل متقابل بعضی از منتسبین به جبهه اصولگرایی نسبت به اردوگاه اصلاح طلبان. این نوع از اقدام سیاسی اگرچه عملی غیراخلاقی است، اما جامعه هدف آن اردوگاه رقیب سیاسی داخلی است و تبعات ملی آن در سطح دوم اهمیت قرار می گیرد و نتیجه موفقیت آن به تغییر ترکیب مجلس و دولت یا دیگر نهادهای منبعث از رأی مستقیم مردم می انجامد.
نوع دیگری از ایجاد دودستگی و تفرقه، نه یک جناح سیاسی، که تمامیت یک نظام سیاسی و اجتماعی را هدف قرار می دهد و بدیهی است که چنین اقدامی در صورت موفقیت می تواند سرنوشت ملتی را دگرگون کرده و به ایجاد اختلال در جامعه یا فروپاشی نظم اجتماعی و سیاسی بینجامد. این روش بیشتر توسط کشورهای بیگانه حمایت می شود و البته ظرفیت های داخلی هم به بهترین شکل ممکن مورداستفاده قرار می گیرد. این اقدام در طول عمر نظام جمهوری اسلامی توسط دشمنان شناخته شده ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی از طریق ایجاد رسانه های فارسی زبان متعدد و هم پوشانی دنباله های داخلی ادامه یافته است. علاوه بر طراحی و برنامه ریزی بیرونی، اختلاف ها و چنددستگی های معمولی داخلی هم می تواند برای سوءاستفاده بدخواهان و هدایت اتفاقات به سمت وسوی دلخواه آنان تا تبدیل یک اختلاف نظر معمولی به بحران داخلی ایجاد بستر کند.
نوع دیگری از دودستگی زمانی اتفاق می افتد که یک سوی تحولات داخلی، نان و نوای خود را در تشدید تنش های سیاسی ساختگی و ایجاد فضای غبارآلود و مبهم می بیند، لذا ایجاد دوقطبی های سیاسی ساختگی در دستور کار قرار می گیرد. در این روش هم، انتشار اطلاعات آمیخته از دروغ و درست، بزرگ نمایی اتفاقات کوچک یا برجسته سازی بخشی از واقعیت و نادیده گرفتن بخش دیگر آن، شایعه پراکنی و هر آنچه به هدف کمک کند، جامه عمل می پوشد. برای نمونه ای از چنین سیاستی می توان به عملکرد بخشی از رسانه ها و فعالان سیاسی کشور اشاره کرد که از هر ابزاری استفاده می کنند تا دوقطبی «روحانی – احمدی نژاد» را در کشور دامن زده و زنده نگه دارند. متأسفانه اطلاعات غیررسمی اما موثقی وجود دارد که از حضور بعضی از نزدیکان به دستگاه ها در جلسات طراحی و هماهنگی این سناریو حکایت می کند و چنین استدلال می شود که اگر بتوانیم دوقطبی اصولگرایی و اصلاح طلبی را تا سطح دوقطبی «احمدی نژاد – روحانی» تنزل دهیم، از یک سو طیف های مختلف اصلاح طلبی و دولت را در یک جبهه قرار داده ایم و از دیگر سو، کلیت جبهه اصولگرایی را در احمدی نژاد خلاصه کرده و تیر خلاص می زنیم.
بر اساس این سیاست، هریک از رسانه هایی که از اتاق فکر یادشده دستور می گیرند، مأموریت دارند به هر بهانه ای که شده در طول هفته دست کم یک بار به برجسته سازی تیتر و تصویر سوژه ای که حالا از آن اسیدی برای سوختن چهره همه جریان مقابل ساخته اند اقدام کنند.
استفاده از روش بالا، باوجود همه ویژگی های غیراخلاقی و نامناسب آن، تا زمانی که در رویارویی و رقابت داخلی طیف های مختلف سیاسی خلاصه شود، به رغم تأثیر نامطلوبی که بر فضای سیاسی و اجتماعی کشور می گذارد و به بی اعتمادی به هر دو جریان سیاسی می انجامد، شاید قابل تحمل باشد، اما هنگامی که شاهد سوءاستفاده آشکار جبهه رسانه ای دشمن از این فضای غیراخلاقی برای دامن زدن به چنددستگی و سلب اعتماد عمومی هستیم، چشم انداز این اقدام به ضرر همه و ازجمله گروه ها و جناح های مختلف سیاسی خواهد بود، چراکه در صورت ورود دشمن برای فتنه انگیزی و مدیریت این فضا، جایی برای استفاده هیچ کدام از کسانی که اعتقاد و التزامی به حفظ نظام و کشور دارند نخواهد بود.
علیرضا قربانی/پارس









