شناسهٔ خبر: 129085 - سرویس مجلس

در نامه سرگشاده نماینده سابق مجلس به وزیر کشور مطرح شد؛

توصیه به رحمانی فضلی برای عمل به وعده اش درباره آرامش روانی و سلامت مردم

مجتبی رحماندوست// مجتبی رحماندوست، نماینده سابق تهران که طی سوالی در مجلس نهم از وزیر کشور خواستار رسیدگی به وضعیت موتورسیکلت سواران در سطح شهرها شده بود به دلیل بدتر شدن اوضاع اقدام به انتشار نامه ای سرگشاده کرد.

به گزارش «نماینده» مجتبی رحماندوست، نماینده سابق مجلس با  گلایه از وزیر کشور در خصوص کم کاری شدید در رفع عوامل آزاردهنده جسمی و روحی در مراکز تردد شهری نامه ای را بصورت سرگشاده منتشر نمود.

رحماندوست در مجلس نهم سوالی را از وزیر کشور درباره‌ی عدم برخورد قاطع پلیس با تخلفات موتورسواران و سلب آرامش روانی و سلامت مردم توسط آنان در سطح شهرهای کشور مطرح کرده بود. وی در آن زمان علیرغم اینکه از پاسخ های وزیر قانع نشده بود اما با توجه به شرایط مجلس اعلام کرد قانع شده است.

متن نامه منتشر شد به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

برادر گرامی جناب آقای دکتر عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر محترم کشور

سلام علیکم

احتراماً با گذشت بیش از یک سال از سؤال بنده از جنابعالی در مجلس نهم و مشاهدۀ بدتر شدن وضع ترددهای خطرآفرین درصدی از موتورسیکلت سواران متخلف در کف خیابانها ـ خصوصاٌ در تهران ـ در نظر گرفتم که متن پیوست را به صورت «نامۀ سرگشاده به وزیر کشور» منتشر کنم.

با احترام

مجتبی رحماندوست

۹۵/۰۷/۱۵

«نامه سرگشاده به وزیر کشور»

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال از جناب آقای دکتر عبدالرضا رحمانی فضلی (از وزیر محترم فعلی کشور و از شخصیت حقیقی ایشان بعد از اتمام وزارت)

موضوع: کم کاریِ شدید در رفع عوامل آزار و آسیب جسمی و روانی و قتل و جرح مردم بی گناه در مراکز تردد شهری

مرجع رسیدگی به سؤال: خداوند تبارک و تعالی

محل رسیدگی به سؤال: صحرای محشر و در پیشگاه عدالت الهی

جناب آقای دکتر رحمانی فضلی

سلام علیکم

اکنون که دوران چهار سالۀ نمایندگی‌ام در تهران پایان یافته است و نمی‌توانم هیأت رئیسۀ مجلس را مخاطب نامه‌ام قرار دهم، سؤالم را در درگاه خداوند عادل مطرح می‌کنم؛ و در صورت اذن الهی، در روز رسیدگی به اعمال، آن را پی‌گیری خواهم کرد.

من به طمع اینکه بندگان خدا، حق شخصی خود را بر من ببخشایند، از حقوق شخصی‌ام از دیگران گذشته‌ام. اما این معضل (که قطعاً قابل حل است) حق همۀ مردم است و من نمی‌توانم از آن بگذرم. این موضوع خصوصاً در تهران حق آبروی نظام جمهوری اسلامی هم هست. آبرویی که با مجاهدت امام (ره) و خون شهدا حاصل شده است و نباید به بازی گرفته شود.

خطرات این بلیّه امنیت جسمی و روانی همۀ ناتوانان، پیرمردان و پیرزنان، کودکان، زنان بچه در بغل، جانبازان و ضعفا را تهدید می‌کند یعنی همان قشری که قاعدتاٌ مورد عنایت الهی‌اند.

جناب آقای دکتر رحمانی فضلی فقط کافی است در ساعات وسط روز یا سرشب در یک روز عادی کاری، ساعتی (مثلا) در منطقۀ ۱۲ تهران پشت فرمان بنشینید، تا عمیقاً درک کنید که چگونه کشور داری می‌کنید!

شدت بی انظباطی در تردد، مفهوم نداشتن خط کشی عابر پیاده، ضعف در ضمانت اجرای چراغ قرمز و تابلوی ورود ممنوع، دور زدن ممنوع، گردش به چپ ممنوع و سایر تدابیر آرامش بخش خصوصاً در مورد درصدی از موتورسیکلت سوارانِ متخلف و دیکتاتور، اصلاٌ قابل توجیه نیست. آنان به زبان حال می‌پرسند (قانون کیلوئی چند؟!) از چراغ قرمز عبور می‌کنند، در مسیر مخالف حرکت می‌کنند، با سرعت غیرمجاز سلامتی خود و عابران را به خطر می‌اندازند، می‌کشند یا مجروح می‌کنند، با حرکتهای خطرآفرین عابران و حتی رانندگان خودروهای شخصی را عصبی و امنیت جسمی و روانیشان را با خطر مواجه می‌کنند. چهرۀ شهر را به شدت کریه و تنفرآور می‌کنند و در یک کلام تصویری بسیار زشت از جمهوری اسلامی تصویر می‌کنند.

بر اساس گزارشاتی که اینجانب در دورۀ نهم نمایندگی مجلس از بسیاری از کشورها گرفتم و یا در سفرها به چشم خود دیده‌ام گویای اوضاع بسیار مناسب‌تر خیلی از کشورها است و اصلاً قابل مقایسه با وضع ما نیست، در حالیکه ادعای دینی هم ندارند.

من یقین دارم که وجود آرامش در بسیاری از خانه‌ها در کشورهایی که به این بلا مبتلا نیستند (خصوصاً آرامش فردی که از بیرون وارد خانه می‌شود) و از سوی دیگر برخی از عصبانیت‌ها و درگیری‌های لفظی در ایران در خانه‌ها (خصوصاً از سوی فردی که از بیرون وارد خانه می‌شود) رابطۀ مستقیم با عصبانیت‌هایی دارد که در مسیر منزل با آن مواجه می‌شوند.

خیلی علاقمند بودم که نگویم خیابان‌های بعضی از مناطق تهران به جنگل شبیه‌تر است تا به پایتخت کشوری که وزیر کشورش جناب آقای دکتر رحمانی فضلی است. من مصرانه از شما خواهش می‌کنم تا دولت مستعجل وزارتتان به پایان نرسیده است لحظاتی را در ساعات شلوغ در مرکز تهران رانندگی کنید تا عمق فاجعه را بیشتر درک کنید شاید به قولی که داده بودید (و عمل نکردید) عمل کنید. چه که این دنیا جای عمل است و سرای دیگر جای حساب!

با احترام

مجتبی رحماندوست

جانباز ۷۰ درصد