شناسهٔ خبر: 109742 - سرویس فرهنگ
منبع: مهر

استناد امام رضا(ع) به نبوت حضرت عیسی(ع) برای شبهه امامت فرزندش

امام جواد عده‌ای از امام رضا(ع) در مورد امامت حضرت جواد(ع) در کودکی سؤال كردند حضرت به آنها كه به قرآن معتقد بودند، ماجرای نبوت حضرت عيسی(ع) را در نوزادی به عنوان شاهد ذكر كرد.

به گزارش «نماینده»، برخی از پرتعدادترین سؤالاتی که توسط مردم از مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی پرسیده می شود را برای آگاهی مخاطبان ارائه می کند که امیدواریم مورد توجه قرار گیرد.

*چرا امام جواد(ع) كه می دانست پدرش توسط مأمون مسموم شد، با دخترش ازدواج كرد؟

در سنت برخي از معصومان و رهبران ديني مسايلي وجود دارد كه از اسرار الهي بوده و شناخت آن مشكل است. ازدواج امام جواد(ع) با دختر مأمون(ام الفضل) نيز از مسايلي است كه اظهار نظر قطعي درباره آن مشكل است؛ ولي مي توان برخي عوامل را تأثير گذار دانست. ازدواج حضرت جواد(ع) با ام الفضل هم از ناحيه حضرت قابل بررسي است و هم از ناحيه مأمون كه چه اهدافي از ازدواج دختر خود با امام جواد(ع) داشت.

به نظر مي رسد مأمون اهداف زير را دنبال مي كرد:

۱_ نظارت بر رفتار امام جواد(ع) : مأمون با فرستادن دختر خود به خانه امام مي خواست آن حضرت را هميشه زير نظر داشته باشد و دختر مأمون نيز در انجام اين رسالت موفق بود، زيرا در خبر چيني گزارشگري ماهر بود.

۲_ جذب حكومت: مأمون تصور مي كرد با اين وصلت امام جواد(ع) را مجذوب ماديات و امكانات سلطنتي نموده و به قداست و حرمت امام لطمه وارد نمايد؛ غافل از اينكه امام جواد(ع) يكي از زاهدترين امامان بوده و جذب دستگاه حكومت نمي گرديد.

۳_ جلوگيري از اعتراض علويان: دشمني مأمون با علويان موجب شد كه آنان عليه وي اعتراض نموده و حكومت او را متزلزل كنند. مأمون با اين ازدواج قصد داشت خود را علاقه مند به امام نشان دهد، ‌ در نتيجه شيعيان قيام نكنند.

طبيعي بود كه مأمون جهت تحقق اهداف فوق شديداً امام را تحت فشار قرار داد و براي اين وصلت از همه‌ راهكارها و اهرم ها بهره گرفت.

به نظر مي رسد عوامل زير در ازدواج امام جواد(ع) تأثير گذار بود:

۱_ اجبار امام به ازدواج:

بي ترديد ازدواج امام جواد(ع) با دختر مأمون خواسته امام نبوده و اين ازدوج مانند ازدواج هاي معمولي كه مبتني بر خواست و رعايت شرايط باشد، صورت نگرفت زيرا امام جواد(ع) مي دانست كه مأمون پدرش (امام رضا(ع) را به شهادت رسانده و يكي از دشمنان خاندان اهل بيت پيامبر(ص) و شيعيان است. از سوي ديگر حكومت مأمون وجاهت قانوني و مشروعيت نداشت.

مأمون جهت رسيدن به اهداف خود شديداً امام را تحت فشار قرار داد و حتي حضرت را تهديد نمود. برخي عقيده دارند كه اگر امام ازدواج نمي كرد، ممكن بود امام را ترور كند. (۱) گرچه در قاموس ائمه(ع) ترس از مرگ وجود ندارد، ولي در آن مقطع زنده بودن و رهبري او نقش بنيادي در حفظ دين و مصالح مسلمانان داشت.

يكي از نويسندگان مي نويسد: به نظر مي رسد كه موافقت امام با اين ازدواج عمدتاً بر اثر فشاري بود كه مأمون بر امام وارد كرد. (۲)

۲_‌ حفظ شيعيان:

يكي از استراتژي هاي مهم خلفاي اموي و عباسي، ‌ شيعه ستيزي بوده و آنان از هيچ جنايتي عليه علويان دريغ نكرده و به آزار و زنداني و قتل آنان مي پرداختند. از سوي ديگر يكي از سياست هاي مهم ائمه(ع) حفظ شيعيان بود، ‌ چنانكه امام حسن(ع) يكي از علل صلح خويش را حفظ شيعيان بيان نمود. (۳)

ائمه(ع) سعي مي كردند با اتخاذ سياست و راهكارهاي منطقي و معقول به حفظ شيعيان بپردازند، گرچه ممكن بود اتخاذ راهكار حفظ شيعيان، شخصيت آن ها را زير سؤال ببرد. شايد امام جواد(ع) از ازدواج با دختر مأمون، ‌ حفظ شيعيان را دنبال مي كرد. طبيعي بود كه مأمون با ازدواج دخترش با امام جواد(ع) تا اندازه اي از سياست خصمانه خود عليه شيعيان پرهيز مي كرد، زيرا به حسب ظاهر با امام شيعيان رابطه فاميلي بر قرار كرده بود.

۳_‌ تكليف گرايي:

بي ترديد فعاليتهاي ائمه(ع) ريشه در انجام تكاليف الهي داشته و همه فعاليتهاي آنان مبتني بر مصالح است. شايد علت ازدواج امام جواد(ع) با ام الفضل بر اساس تكليف بوده است. ائمه(ع) تكليف گراترين انسانها بوده و در برابر انجام دستور الهي مطيع ترين انسانها بودند؛ از اين رو هر گاه براي ائمه از سوي خداوند تكليف تعيين مي شد، انجام مي دادند، گرچه انجام تكليف به ظاهر براي برخي خوشايند نبوده و حتي عمل ائمه(ع) را زير سؤال مي برند. شايد ازدواج امام جواد(ع) با دختر مأمون نوعي تكليفي بود كه تعيين شده بود شايد امام جواد(ع) با اين ازدواج در صدد خدمت به مردم و حفظ دين بود؛ امام با نفوذ در مركز حكومت سعي مي كرد كه شيعيان حفظ شده و تا اندازه اي از سياست دين ستيزي مأمون جلوگيري نمايد و به جامعه ديني خدمت كند. با اتخاذ سياستهاي مطقي _ به رغم آن كه با ام الفضل ازدواج نمود، تحقق اهداف مأمون را در خصوص ازدواج دخترش غير ممكن ساخت.

پي نوشت ها:

۱.مهدي پيشوايي، سيره پيشوايان، ‌ ص ۵۵۹.

۲.همان.

۳.اخبارالطوال، ص ۲۲۰.

*دوره كودكي و جواني امام جواد (ع) و نحوه شهات آن حضرت چگونه بوده است؟

در انتظار جواد آل محمد ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ عمر مبارك امام رضا ـ عليه السّلام ـ به چهل و هفت سال رسيده بود و عقربه تاريخ، سال ۱۹۵ هجري را نشانه مي‌ داد ولي هنوز امام نهم متولد نشده بود. مسئله جانشيني امام رضا ـ عليه السّلام ـ، اصحاب و شيعيان حضرت را متأثر كرده بود. اين اندوه زماني به فزوني رفت كه فرقه واقفيه كه بنا به دلائل مادي و تصرف سهم امام و عدم بازگرداندن آن به حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ قائل به غيبت امام كاظم ـ عليه السّلام ـ شده بودند و در تبليغات خويش نداشتن فرزند پسر از براي امام رضا ـ عليه السّلام ـ را دليل بر ادعاي موهوم خود مي‌ دانستند... تا جايي كه يكي از همين افراد در نامه‌اي خطاب به حضرت نوشت: تو چگونه امام هستي در حاليكه فرزندي نداري! حضرت در پاسخ فرمودند: تو از كجا مي‌ داني كه فرزندي ندارم، به خدا سوگند روزها و شبها سپري نمي شود مگر اينكه خداوند فرزند پسري به من عنايت فرمايد كه حق و باطل را از هم جدا سازد. [۱]

همچنين يكي از ياران به حضرت عرض مي‌ كند: امام پس از تو كيست؟ آن حضرت فرمودند: فرزندم.

سپس گفت: آيا كسي كه فرزند ندارد چگونه جرأت آن را دارد كه بگويد فرزندم؟

راوي همين حديث گويد: چند روز سپري نشده بود كه امام جواد ـ عليه السّلام ـ به دنيا آمد. [۲]

همچنين ابن قيام واسطي جزو فرقه واقفيه كه امامت حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ را قبول نداشت، نزد آن حضرت آمد و به قصد عيب جويي گفت: آيا مي‌ شود كه دو امام در يك مقطع زماني با هم باشند؟

حضرت فرمود: نه مگر آنكه يكي از آن دو صامت (خاموش) باشد.

ابن قيام گفت: پس چطور براي تو صامت نيست؟

امام فرمود: چرا، به خدا سوگند خداوند براي من (فرزندي) قرار مي‌ دهد كه حق و حق خواهان را استوار مي‌ بخشد و باطل و باطل خواهان را نيست و نابود مي‌ كند"[۳].

تولد امام جواد ـ عليه السّلام ـ

تولد مبارك امام جواد ـ عليه السّلام ـ نه تنها پايان بخش دلهره هاي شيعيان و افشاي نيت فرصت طلبان و سود جوياني چون فرقه واقفيه بود، بلكه آغاز فصل نويني از تاريخ تشيع است.

در تاريخ ولادت امام جواد ـ عليه السّلام ـ اقوال مختلفي وارد شده از جمله:

۱. شيخ كليني در اصول كافي و شيخ مفيد در ارشاد، ولادت حضرت را در رمضان سال ۱۹۵ هجري [۴] دانسته‌اند.

۲. ابن شهر آشوب در مناقب و اربلي در كشف الغمه روز ولادت را ۱۹ رمضان سال ۱۹۵ هجري ذكر كرده اند.

۳. شيخ طوسي از احمد بن محمد عياشي در انوار البهيه ۱۰ رجب سال ۱۹۵ هجري را روز ولادت حضرت دانسته است.

در ميان اقوال سه گانه، فرازي از دعاي ناحيه مقدسه كه در ماه رجب خوانده مي‌ شود قول سوم را تأييد مي‌ نمايد.

آنجا كه حضرت مي‌ فرمايند: "اللهم اني اسألك بالمولودين في رجب محمد بن علي الثاني و ابن علي بن محمد المنتجب" علاوه بر آن مشهور بين شيعه همين قول سوم است يعني ولادت آن حضرت روز دهم ماه رجب سال ۱۹۵ هجري قمري مي‌ باشد.

كودكي امام جواد ـ عليه السّلام ـ

آگاهي هاي تاريخي درباره زندگي امام جواد ـ عليه السّلام ـ چندان گسترده نيست؛ زيرا افزون بر آنكه محدوديتهاي سياسي همواره مانع از انتشار اخبار امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ مي‌ گرديد، تقيه و شيوه هاي پنهاني مبارزه كه براي "حفظ امام و شيعيان از فشار حاكميت" بود، عامل مؤثري در عدم نقل اخبار در منابع تاريخي است. ولي شكي نيست كه دوران كودكي امام جواد ـ عليه السّلام ـ از مهمترين دوران زندگي آن حضرت به شمار مي‌ رود چرا كه اولين كودكي بود كه در چنين سني به امامت مي‌ رسيد و معادلات فكري سياسي مردم خصوصا حكمرانان را به هم مي‌ ريزد و برگ جديدي در تاريخ زندگي ائمه ـ عليهم السّلام ـ رقم مي‌ زند.

مهمترين رويدادهايي كه در دوران كودكي آن حضرت به وقوع پيوست:

۱. در خانواده امام رضا ـ عليه السّلام ـ در محافل شيعه، از حضرت جواد ـ عليه السّلام ـ به عنوان مولودي پر خير و بركت ياد مي‌ شد. چنان كه از امام رضا ـ عليه السّلام ـ منقول است كه فرمودند: "اين مولودي است كه براي شيعيان ما، با بركت‌تر از او زاده نشده است"[۵].

۲. خلع سلاح واقفيه توسط امام جواد ـ عليه السّلام ـ [۶]: واقفيه كساني بودند كه در امامت امام موسي كاظم ـ عليه السّلام ـ توقف كرده بودند.

۳. آزمايش حضرت توسط جمعي از شيعيان و پاسخ امام جواد ـ عليه السّلام ـ به پرسشهاي آنان در پرتو علم امامت.

از جمله امتيازهاي امام جواد ـ عليه السّلام ـ اظهار علم اهل بيت است كه نظيرش وجود ندارد.

در تاريخ آمده كه چون حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ از دنيا رفت عده اي از بزرگان و علما به مدينه آمدند و سي هزار مسئله در چند روز از حضرت سئوال نمودند و حضرت بدون تأمل و فكر جواب دادند در حالي كه ده سال بيشتر نداشتند [۷].

۴. مناظره علمي با گروهي از معتزله و نيز با دانشمندان نامدار زمان مأمون از جمله يحيي بن اكثم و تحير يحيي از طرح فروعات زيادي در مورد مسئله‌اش توسط امام ـ عليه السّلام ـ [۸]

۵. تزويج توطئه‌آميز ام الفضل به امام ـ عليه السّلام ـ توسط مأمون؛ اين ازدواج كه مأمون بر آن اصرار داشت، كاملا جنبه سياسي داشت و اهداف شومي را دنبال مي‌ كرد.

۶. ايجاد شبكه ارتباطي وكالت توسط حضرت؛ امام جواد ـ عليه السّلام ـ با تمام محدوديتهاي موجود، از طريق نصب وكلا و نمايندگان، ارتباط خود را با شيعيان حفظ مي‌ كرد و با اين عمل از تجزيه نيروهاي شيعه جلوگيري مي‌ كرد.

حتي امام به هواداران خود اجازه مي‌ داد كه به درون دستگاه حكومت نفوذ كرده مناصب حساس را در دست گيرند.

جواني امام جواد ـ عليه السّلام ـ

چنانكه گفته شد مهمترين عملكرد و فعاليت علمي، فرهنگي و سياسي ـ اجتماعي امام جواد ـ عليه السّلام ـ كه تاريخ را به حيرت واداشته است همان دوران كودكي آن حضرت بوده است ولي دوران جواني امام ـ عليه السّلام ـ نيز خالي از اتفاق و رويداد نبوده است.

وقايع دوران جواني:

۱. تربيت شاگردان و انتشار علوم و دانش هاي خود توسط آنان؛ گرچه دوره امام جواد ـ عليه السّلام ـ به دليل فشارهاي سياسي و كنترل شديد فعاليت آن حضرت از طرف دربار خلافت، شعاع فعاليت ايشان بسيار محدود بود با اين حال تربيت شاگرد در دستور كار حضرت هر چند به تعداد كم قرار داشت. بنابراين اگر مي‌ خوانيم كه تعداد راويان و اصحاب حضرت جواد ـ عليه السّلام ـ قريب صد و ده نفر بوده اند [۹] و جمعا ۲۵۰ حديث از آن حضرت نقل شده، نبايد تعجب كنيم، زيرا از يك سو، آن حضرت شديدا تحت مراقبت و كنترل سياسي بود و از طرف ديگر، زود به شهادت رسيد و به اتفاق دانشمندان بيش از بيست و پنج سال عمر نكرد. [۱۰]

۲. سفر حج: امام پس از شهادت پدر بزرگوارش به سفر حج رفت و از آنجا به مدينه بازگشت و تا پايان خلافت مأمون در آن شهر ساكن بود.

۳. شهادت امام ـ عليه السّلام:

مأمون در سال ۲۱۸ هـ. ق درگذشت و پس از او برادرش "معتصم" جاي او را گرفت او در سال ۲۲۰ هـ. ق امام را از مدينه به بغداد آورد تا از نزديك مراقب او باشد. در مجلسي كه براي تعيين محل قطع دست دزد تشكيل داده بود، امام را نيز شركت داد و قاضي بغداد و ديگران شرمنده شدند و بذر كينه در درون معتصم نهاده شد، معتصم كه درصدد قتل حضرت بود اين قضيه او را بيشتر تحريك كرد و سرانجام منظور پليد خود را عملي ساخت و امام را توسط ام الفضل مسموم و شهيد نمود. [۱۱]

بنابر آنچه گفته شد تولد حضرت جواد ـ عليه السّلام ـ در شرايطي صورت گرفت كه خير و بركت خاصي براي شيعيان به ارمغان آورد، بدين معنا كه عصر امام رضا ـ عليه السّلام ـ عصر ويژه‌اي بود و حضرت در تعيين جانشين خود و معرفي امام بعدي، با مشكلاتي روبرو بود كه در عصر امامان قبلي، بي سابقه بوده است، روي همين بود كه خداوند چنان علمي به حضرت بخشيد كه در همان دوران كودكي اسلام و تشيع را احيا كرد و دشمنان را لب به دندان قرار داد و تلاشهاي زيادي را در اين راه از خود نشان داد و در دوران كوتاه عمرش انقلابي علمي و فرهنگي به راه انداخت و در همين راه به شهادت رسيد.