شناسهٔ خبر: 75177 - سرویس فرهنگ
نسخه قابل چاپ منبع: فارس

نشست فیلمسازان جوان سینمای انقلاب برگزار شد

فهیم: سیاه نماها در تاریخ نمی‌مانند

فهیم/1 محمد تقی فهیم با اشتباه دانستن رویکرد رایج تلویزیون در تولید فیلم گفت: مدیران تلویزیون مخاطب را دست کم می‌گیرند و فکر می‌کنند باید همه چیز را باید مثل یک لقمه آماده در دهان او بگذارند، در حالی که مخاطب هوشیار است و با کانال عوض کردن نسبت به این مسئله واکنش نشان می‌دهد.

به گزارش نماینده به نقل از فارس، بیست و سومین نشست فیلمسازان جوان سینمای انقلاب با اکران و بررسی مستند «یک عاشقانه آرام» در حسینیه هنر برگزار شد. در این نشست علاوه بر مریم السادات مؤمن زاده به عنوان کارگردان، محمدتقی فهیم از داوران چهارمین دوره جشنواره عمار و سید محمد میرکانی به عنوان کارشناس حضور داشتند.
«یک عاشقانه آرام»، اثری اجتماعی از گروه مستند شبکه یک سیما به مناسبت روز مادر است که در چهارمین جشنواره مردمی فیلم عمار موفق به اخذ عنوان اثر برگزیده در بخش نقد درون گفتمانی، جنگ نرم و فتنه ۸۸ شد.
نشست این هفته فیلمسازان جوان سینمای انقلاب با اکران این فیلم آغاز شد و پس از آن کارگردان فیلم توضیحاتی پیرامون اثربرای حضار ارائه کرد. مهمانان حاضر در این میزگرد علاوه بر نقد فیلم، دقایقی نیز درباره سینمای اجتماعی سخن گفتند.
مریم‌السادات مؤمن‌زاده در ابتدای سخنان خود گفت: خیلی ها می گویند کارهای مناسبتی اهمیت چندانی ندارد اما بچه های گروه مستند شبکه یک و مخصوصاً مدیرگروه ما توجه جدی به آثار مناسبتی دارند گفت: روش ما این است که در کارهای مناسبتی با دو نگرش جامعه شناسانه و روان شناسانه به سمت تولید قدم برداریم، این موضوع در مورد مناسبتی مثل روز مادر که یک مناسبت انسانی است دوچندان می شود.
مؤمن زاده به جلسات پیش از تولید مستند «یک عاشقانه آرام» در گروه اشاره کرد و گفت: در گروه تصمیم گرفتیم به مناسبت روز مادر یک اثر اجتماعی تولید و برخی موضوعات مثل روابط فرزند و مادری یا خانواده را برجسته کنیم و در عین حال مخاطب را هم ببینیم و کار خیلی انتزاعی نشود.
وی در ادامه به تشریح مؤلفه های مد نظر گروه برای تولید فیلم پرداخت و اظهار کرد: ما باید یک مادر و خانواده سالم را برای کار انتخاب می کردیم، انسان سالم کسی است که وقتی خوشحال می شود که دیگران خوشحال باشند، مثل خانواده ای که در این مستند می بینیم، اینها می توانستند ملیکا را به خاطر نداشتن مدرک یا ضامن نپذیرند و پرستار متخصص بگیرند، خود ملیکا هم همینطور، او در خانه تنها بود و می توانست از زیر کار در برود یا کاری به سونداژ یا سوراخ کردن گردن آن پیرزن نداشته باشد اما این طور نبود و نسبت به مسائل بی تفاوت نماند.
مؤمن زاده یکی دیگر از ویژگی های خانواده سالم را پذیرش آسان دیگران معرفی کرد و گفت: این ویژگی هم در خانواده پیرزن به خاطر پذیرش ملیکا و هم در رفتار ملیکا نسبت به آن خانواده دیده می شود، تا جایی که اینها شبیه یک خانواده شده بودند.
کارگردان مستند یک عاشقانه آرام مشخصه دیگر انسانهای سالم را در پذیرش مشکلات  و داشتن امنیت هیجانی عنوان کرد و گفت: چنین انسان هایی اگر با مشکل غیر قابل حلی مواجه شوند آن را می پذیرند، ملیکا نه تنها سعی نمی کند از دیگران انتقام بگیرد بلکه در جامعه برای جبران مشکلات تلاش می کند، پسر آن پیرزن هم به نوعی دیگر مشکل را درک می کند و همسر یا فرندانش را به نگهداری از مادر خود مجبور نمی کند.
مؤمن زاده ویژگی دیگر انسانهای سالم را ادراک واقعی عنوان کرد و گفت: ملیکا چون ادراک واقعی و مسئولیت پذیری داشت به جامعه ای که هیچکاری برایش نکرده است وفادار بود، مراقبت ۱۲ ساله از بیماری آلزایمر خیلی اتفاق وحشتناکی است، کسی که آلزایمر دارد وقتی غذا در دهانش می گذارید نمی داند باید چه کار کند، یا وقتی دستش را بالا می برد یادش می رود دست خودش است، در این شرایط ملیکا و خانواده از شعرهایی مثل خاله خرسه و یه توپ دارم قلقلیه برای کمک به آن مادر استفاده می کردند.
وی احترام متقابل را نیز از دیگر ویژگی های انسان های سالم برشمرد و گفت: انسان های سالم بر خلاف جناح های سیاسی که مدام به هم می پرند به دیگران نگاه یکسانی دارند، مادران شهدا یک نمونه از این قبیل انسان ها هستند که وقتی فرزندانشان به جبهه می رفتند نمی گفتند فرزندم فقط برای کسانی که صد در صد حزب اللهی هستند شهید شود و برای دیگران نه، آنها این نگاه را نداشتند، کما اینکه خانواده این پیرزن و ملیکا تمام معیارهای غربی را کنار زدند و فارغ از گذشته و تیپ بندی ها، به همدیگر کمک کردند.
با پایان یافتن توضیحات مؤمن زاده درباره فیلم، نوبت به صحبت های محمد تقی فهیم رسید. وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به ساختار تلویزیونی «یک عاشقانه آرام» گفت: خانم مؤمن زاده خیلی سعی کرده بودند کار از لحاظ تکنیکی خوب در بیاید، کار ایشان هم یک کار تلویزیونی بود و نمی شود خیلی به آن سخت گرفت، وگرنه مثل اکثر کارهای تلویزیونی از مشکلات ساختاری و فرمی بی بهره نمانده است.
محمد تقی فهیم با اشتباه دانستن رویکرد رایج تلویزیون در تولید فیلم گفت: مدیران تلویزیون مخاطب را دست کم می گیرند و فکر می کنند باید همه چیز را باید مثل یک لقمه آماده در دهان او بگذارند، در حالی که مخاطب هوشیار است و با کانال عوض کردن نسبت به این مسئله واکنش نشان می دهد.
این کارشناس سینما و رسانه به تغییر مدیریتی رسانه ملی در هفته های گذشته اشاره کرد و گفت: آقای سرافراز باید دو مسئله را پیگیری کند، یکی اینکه فیلمسازان را به سمتی هدایت کنند که به شعور مخاطبان توهین نکنند، دوم اینکه قدری باز عمل کنند و نیروهای طرفدار انقلاب و مؤمن را بیشتر به کارگیری کند و به مسائل مورد نیاز انقلاب اسلامی توجه کند.
فهیم در ادامه مجدداً در مورد فیلم صحبت کرد و گفت: اگر از ساختار تلویزیونی فاصله بگیریم نصف فیلم اضافه است، ۶ دقیقه از فیلم در دو مرحله به آهنگ کامل اختصاص داده شده است، در حالی که در قالب مستند اگر اشاره ای به آهنگ شود کافی است.
عضو هیئت داوران جشنواره عمار فیلم را نسبت به انتخاب سوژه اصلی خود سرگردان توصیف کرد و گفت: مستند نمی داند ملیکا مهم است یا آن پیرزن، در حالی که فیلم اگر می خواست مؤثر باشد بیشتر باید به سمت ملیکا می رفت، چون همیشه اساس زیبایی شناسی دنیا بر پدر و مادر استوار است، ولی ماجرای فرزندان قدری فرق می کند و فرزندان درست است که نسبت به والدین وظیفه دارند اما تعهدشان با تعهد پدر و مادر فرق می کند، بنابراین فیلم می توانست به نیاز ملکیا به مادر نزدیک شود اما این کار را نکرد و ملیکا در فیلم کاره ای نیست و مدام فرزندان آن پیرزن می آیند بدیهیات را تکرار می کنند.
محمد تقی فهیم سپس با اشاره به اینکه مستند در دو سه نقطه به سمت پایان می رود و مجدداً بر می گردد تصریح کرد: این اشکالاتی که می گویم بیشتر متوجه ساختار فیلم های تلویزیونی و نوع نگرش مدیران تلویزیون به مخاطب است.
وی در ادامه به موضوع سیاه نمایی رایج در فیلم های اجتماعی اشاره کرد و گفت: سیاه نمایی تنها مسئله سینمای ایران نیست، این مشکلی است که کل جهان با آن درگیر است.
فهیم سینمای اجتماعی را متفاوت با نوع و ژانرهای سینمایی رایج برشمرد و خاطرنشان کرد: سینمای اجتماعی در عین اینکه مهمترین موضوع در بدنه سینما است اما ژانر نیست بلکه یک مضمون جاری در سایر ژانرهاست.
وی با بیان اینکه مضامین اجتماعی درباره زمان حال هستند گفت: ممکن است در یک فیلم اجتماعی فلاش بک هایی هم به گذشته شده باشد اما کلیت آنها درباره زمان حال و چشم اندازی رو به آینده است و هر چقدر یک فیلمساز ریشه در بطن جامعه خودش داشته باشد، هر چقدر جامعه و گذشته جامعه را بهتر بشناسد، هر چقدر بیشتر به خاستگاه اجتماعی اش باور داشته باشد و نسبت به رویکردهای عدالتخواهانه متعهد باشد اثر او نیز جدی تر و قابل فهم تر باشد و مخاطبان ارتباط بیشتری با آن برقرار می کنند.
محمد تقی فهیم با تأکید به اینکه جریانات شبه روشنفکری به اجتماع خیانت می کنند گفت: دلیل این مسئله در کمبود شناخت و فهم ضعیف شبه روشنفکرها از لایه های مختلف جامعه و عقده دار بودن آنها برای لیدری جامعه است، بنابراین فیلمی می سازند که مردم نمی توانند با آن ارتباط برقرار کنند.
این کارشناس سینما در ادامه به تک مصرع معروف «پایان شب سیه سپید است» اشاره کرد و گفت: تمام فولکلور و اساس هنر و ادبیات و نظم و نثر ما بر مبنای همین مصرع استوار هستند، افسانه هایی مثل امیر ارسلان، اشعار حافظ، مولوی و باباطاهر در عین حالی که نگاه منتقدانه ای نسبت به حاکمان زمان خود داشته اند اما امید شاکله این آثار و شعرها را تشکیل می دهد.
محمد تقی فهیم گفت: تمام آثار ماندگار هنر ایران مثل شاهنامه، اشعار باباطاهر و حافظ بر اساس امید و سپیدی بودن نهایت کار پی ریزی شده اند و ما را به جای نشستن در کنج خانه و افسردگی به یک خیزش دعوت می کنند و می گویند ما حتماً به یک سپیدی خواهیم رسید.
وی با بیان اینکه سینمای اجتماعی زیرمجموعه و زیرگونه است و دقیقاً در زیرگونه ملودرام ها قرار می گیرد گفت: ملودرام با اینکه دستخوش تغییر شده است و ملودرام ساز مخاطبان خودش را درگیر مهم ترین مسائل می‌کند، او را با انداختن در گوشه رینگ دچار بمباران غم و فشردگی می کند اما نهایت کارش خوشی دارد، درست مثل همین فیلم یک عاشقانه آرام که همین کار را می‌کند.
محمد تقی فهیم مفهوم غالب در سینمای کشور را مفهومی شخصی و منفک از فطرت انسانها و به شدت عقده مند ارزیابی کرد و گفت: برعکس سینمای ما، ملودرام می گوید سینما باید جدی ترین معضلات اجتماعی را پیش چشم مخاطب قرار دهد اما نباید فراموش کند که یک فرشته مهربانی وجود دارد، بنابراین سینمای اجتماعی باید در پایان مخاطبش را امیدوار کند.
محمد تقی فهیم فضای کلی کشور را از جهت ورود فیلمسازان به حوزه عدالت اجتماعی باز توصیف کرد و گفت: مقام معظم رهبری در رأس حاکمیت خودش پرچمدار عدالتخواهی است، در یکی از رسانه ها به نقل از یکی از همراهان آقا می خواندم که در اواخر دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی یادم است گزارشی در این مورد احتیاج بعضی از مردم به نان شب به ایشان رسید، این گوینده می گفت مقام معظم رهبری به خاطر این گزارش آن شب تا صبح نخوابیدند.
وی با تقبیح بی تفاوتی فیلمسازان نسبت به معضلاتی همچون فقر یا مفاسد اقتصادی گفت: عدالت مهمترین مسئله جامعه ماست و سینمای اجتماعی یعنی پرداختن به همین ها، پرداختن به اینکه چرا تهران باید این همه امکانات داشته باشد و سیستان و بلوچستان در آن وضع باشد، البته فرق فیلمساز انقلابی با فیلمسازان شبه روشنفکری این است برای ارضای احساسات شخصی سراغ این موضوعات نمی رود، بلکه درون نظام و به صورت درون گفتمانی می خواهد مشکلات را حل کند یا به گوش مسئولان و مردم برساند.
فهیم گفت: اگر فیلمسازان بتوانند وارد دراماتیزه کردن موضوعات و معضلات اجتماعی شوند میدان را از گروه ها و فیلمسازانی که قصد سوء استفاده دارند گرفته اند و به تداوم حیات حکومت اسلامی کمک کرده اند اما اگر خودمان را به موضوعات کم بنیه محدود کنیم یعنی میدان را به آنها واگذار کرده ایم، کسانی که سعی می کنند مخاطب را در بن بست قرار دهند.
محمد تقی فهیم در بخش دیگر یاز سخنان خود با تحسین خانم مؤمن زاده به خاطر تولید این اثر گفت: با وجود همه اقتضائاتی که تولید مستد تلویزیونی دارد این کار مستند شما شاید بهتر از نیمی از تله فیلم های تلویزیون با مخاطب ارتباط برقرار می کند، مشکل ساختاری را هم تلویزیون باید برای خودش حل کند.
فهیم با بیان اینکه خیلی از شبکه های بزرگ دنیا تمرکز خود را روی تولید مستند قرار داه اند گفت: آنها در تولید مستند به ریتم خیلی توجه می کنند و اگر ریتم را از کارهایشان بگیریم چیزی نمی ماند در حالی که ما مضامین بسیار عالی داریم اما به ریتم خیلی توجه نمی کنیم.
محمد تقی فهیم در ادامه سخنان خود گفت: این موضوع خیلی مهمی است که مستندسازان ما به آن بپردازند که مدرنیته و استعمار با ما چه کرده است که فرزندان ما حوصله پدر و مادرهایشان را ندارند و نمی توانند ملیکا باشند، ملیکا مهمترین شخصیتی است که اگر فیلمها بتوانند با ریتمها و فرمهای خوب به آن بپردازند سراغ مسئله اصلی رفته اند.
فهیم در بخش پایانی سخنان خود به جمله ای از جرج لوکاس اشاره کرد و گفت: جرج لوکاس گفته است سینما دیگر جای کلیسا را گرفته است و باعث شده است کلیسا به سمت نابودی برود، سینمای اجتماعی در ایران هم باید مراقب باشد به سمت تضعیف مسجد حرکت نکنند، بلکه مضامین مسجدی را با ساختار و ابزار هنری پیوند دهند.
وی خاطرنشان کرد فیلمسازان شبه روشنفکری در ایران به دنبال تحقق حرف لوکاس در مورد مسجد هستند و می خواهند مضمون مساجد را نفی کنند در حالی که اگر بین سینما و مسجد پیوند برقرار شود مخاطبان سینما از شرایط فعلی گسترده تر می شود.
پس از سخنان محمد تقی فهیم، مجری برنامه از سید محمد میرکانی خواست نظرش را درباره فیلم خانم مؤمن زاده و سخنان آقای فهیم بگوید. میرکانی سخنان خود را با تکریم محمد تقی فهیم آغاز کرد و گفت: این از توفیقات خانم مؤمن زاده است که امروز استاد فهیم در برنامه اکران و نقد مستندشان حضور دارند، من پیشنهاد می کنم حتماً در همه جلسات نشست نقد فیلمسازان افرادی همانند محمد تقی فهیم که قواعد فیلم سازی را بلدند حضور داشته باشند تا این جلسات واقعاً به یک کارگاه تبدیل شود.
سید محمد میرکانی همچون محمد تقی فهیم ابتدا سراغ مشکلات تلویزیون رفت و گفت: اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم تلویزیون دو مشکل دارد، یک طرف متوجه مدیران سازمان است و یک طرف هم فیلمسازها، یعنی گاهی اوقات فیلمهای خیلی خوبی در برخی از گروه های تلویزیونی ساخته می شود که آبروی جشنواره ها را می خرند.
میرکانی به سخنان یکی از سینماگران روشنفکری مبنی بر ناتوانی سینمای ایران برای تولید آثار مستند قوی اشاره کرد و گفت: این فرد می گفت تنها راه حل ما این است که مستندهای خوب را از قدرت های سینمایی دنیا بخریم، من در آن جا به آن فرد پاسخ دادم که ما فیلمسازهای زیادی داریم که با دست خالی و بدون بودجه فیلم های خوبی ساخته اند و فقط باید به این فیلمسازها بها بدهیم.
میرکانی گفت: فیلمسازان انقلابی بیش از همه نیاز دارند برای ساختن فیلم خوب تصمیمشان را بگیرند و کار نداشته باشند الان وضعیت و امکانات چطور است، فیلمساز خودش باید جهاد کند، باور داشته باشد می خواهد چه کند و از اساتیدی مثل آقای فهیم و دیگران هم بخواهد به او کمک کنند، نه اینکه بخواهیم معطل سازمان و امکانات باشیم.
وی در ادامه نداشتن طرح و پلان را یکی از مشکلات رایج فیلمسازان انقلابی در تلویزیون ارزیابی کرد و گفت: اگر یک اتاق فکری در گروه های مختلف تولید سیما تشکیل شود که اساتید فن بیایند و در آن عضو شوند این مشکل حل می شود، در حالی که الان تهیه کننده کار را تحویل می گیرد و نوار تحویل می دهد، این خیلی تعجب برانگیز است که مهمترین عناصر سازمان، یعنی تهیه کننده و کارگردان را اینطوری رها کرده ایم، حداکثر ممکن است مدیرگروهی که لزوماً استاد کار نیست بیاید صحبتی با تهیه کننده کند.
میرکانی در خصوص مرز سینمای سیاه و سفید گفت: مرز را جهان بینی تعریف می کند، اگر جهان بینی این است که معلوم نیست برای چه آمده ایم و نمی دانیم چه می شویم فیلم هم به همین شکل خواهد شد، بنابراین اگر بخواهیم آثار امیدبخش داشته باشیم باید فیلمسازانی داشته باشیم که امید داشته باشند، وگرنه فیلمسازی که به سیاهی باور داشته باشد در واقع فکر می کند چیزی می داند که بقیه متوجه آن نیستند و سعی می کند سیاهی را به همه اطلاع دهد.
در ادامه این نشست یکی از حاضران کار مریم‌السادات مؤمن‌زاده در تولید فیلم را یک خط شکنی خواند و گفت: به نظر من باید بازخورد این فیلم را نه الان، که سالهای آینده باید ببینیم که چه تأثیری در بچه های امروز داشته است.
یکی دیگر از شرکت کنندگان نیز از خانم مؤمن زاده درباره چرایی اشاره نشدن به نام نادر ابراهیمی نویسنده کتاب «یک عاشقانه آرام» در این مستند سؤال کرد. مؤمن زاده در پاسخ گفت: من اولین بار در دوران دانشجویی این کتاب را خواندم و بعدش سه بار دیگر آن را مرور کرده ام و ایده اولیه ای هم که من از یک زندگی آرام داشتم دقیقاً همان زندگی بود، اما هر چقدر هم می گویند تیتراژ دست تهیه کننده است باز هم مجبوریم خیلی چیزهای دیگر را در نظر بگیریم.
مؤمن زاده افزود یکی از مشکلات ما در تولید این فیلم نیز استفاده از وسایل حرکتی بود، چون کار ما یک جزء از ده قسمت کاری بود که مشخص کرده بودند فلان درصد آن باید با استفاده از وسایل حرکتی باشد، اما خانه ای که ما از آن تصویر می گرفتیم ۴۸ متر بود و اصلاً کاری نمی شد کرد، وسایل حرکتی ما فقط قرار بود قسمت امام زاده، حرم و دانه خوردن کبوترها باشد و اصولاً وسایل حرکتی در این فیلم خیلی موضوعیت نداشتند اما بعداً وقتی راش ها بررسی شد به من گفتند این شکلی در برآوردها دچار مشکل می شویم و به همین خاطر فیلمی که قرار بود سی دقیقه باشد با اضافه کردن برخی تصاویر ۴۴ دقیقه شد.
در ادامه مجری برنامه از مؤمن زاده در خصوص بازخوردهای نمایش مستند در تلویزیون سؤال کرد که با پاسخ های جالب وی همراه شد. کارگردان مستند «یک عاشقانه آرام» گفت: بدون در نظر گرفتن تکرار، این فیلم هفت بار از شبکه یک پخش شد، البته ممکن است در شبکه های دیگر هم پخش شده باشد که اطلاعی از آن ندارم، اما در خصوص بازخوردهای پخش در شبکه یک باید عرض کنم کاش پیامک های بینندگان را با خودم آورده بودم، من پیامک های دو مورد پخش فیلم را از تلویزیون گرفتم که بیشتر از ۱۷۰۰ پیامک رسیده بود و در بین آنها حدود بیست پیامک مربوط به کسانی بود که درباره نگهداری عزیزان خود در آسایشگاه تجدید نظر کرده بودند، یکی گفته بود من می خواستم مادرم را به آسایشگاه ببرم اما نظرم عوض شد، یک نفر نوشته بود من پدرم را برده ام ولی الان تصمیم گرفتم برگردانم، یکی گفته بود من برای عمه ام رفته ام صحبت کنم تا خانواده اش او را برگردانند، یک نفر گفته بود نمی دانستیم که می شود از بهزیستی پرستار گرفت، یعنی بازخورد فیلم در تلویزیون خیلی خوب بود و اصلاً روابط عمومی شوکه شده بود که این همه پیامک اینجوری درباره یک مستند آمده است.
گفتنی است نشست فیلمسازان جوان سینمای انقلاب پنج شنبه هر هفته در حسینه هنر برگزار می شود.
 

نظر شما