حال عمومی بیمارستان میلاد وخیم گزارش میشود

سالمندانی که با انواع و اقسام مضیقه ها و بیماریها برای درمان خود مراجعه میکنند باید مورد تکریم قرار بگیرند نه آنکه با سد عظیمی از توهین و تحقیر و تمسخرهای سخیف مواجه شوند.

به گزارش «نماینده» معیوب بودن سیستم اداری کشور در تمام بخش ها به ویژه در امر سلامت و درمان چالش اصلی امروز جامعه و مردم است. چالشی که در طول 24 سال گذشته در هر سه نوع دولتی که بر سر کار بوده اند وجود داشته و همچنان باقی است و با افزوده شدن سطح نیازها و عدم توازن در ارائه خدمت بر اساس اصل عرضه و تقاضا، این چالش ها به مرز خطرناکی رسیده اند.

 

با کمال تاسف باید گفت که دامنه این چالش ها بیشتر از هر طیف و طبقه ای بر اقشار محروم و سالمند بار می شود. طبقه مظلومی که با توجه به شرایط معیشتی و جسمی خویش نیاز به بیشترین حمایت ها را دارند اما با وجود چنین معضلات کمر شکنی در سخت ترین شرایط ممکن زندگی را سپری می کنند.

 

دولت های گذشته هرگز نتوانستند تراز رسیدگی به این امور را به سطح قابل قبول نزدیک کنند. در دولت تعدیل اقتصادی رسما طرح فشار بر این اقشار ضعیف کلید خورد تا جایی که صبرها به سر آمد و تظاهرات خیابانی از سوی مردم شکل گرفت و به کشته و زخمی شدن جمعی از هم میهنان ما انجامید. در دولت جامعه مدنی نیز جهت گیری به سمتی رفت که رسما اعلام شد در مسیر تحقق رفاه، مدنیت و توسعه له شدن بخشی از جامعه زیر چرخ توسعه امری اجتناب ناپذیر است و این هزینه باید پرداخت شود. مسلما نیازی به توضیح بیشتر نخواهد داشت که منظور از آن بخشی که باید در این مسیر له شوند چه کسانی خواهند بود. در دولت مهرورز و عدالت محور نیز با وجود تمام تلاش ها و آزمون و خطاهایی که صورت گرفت باز هم نه تنها سطح رسیدگی به این امور به شکل معقول دست نیافت بلکه همچان کرامت انسانی مردم و نیز سلامت آنها به شدت در معرض خطر قرار دارد.

 

امام جامعه زمانی فرمودند: «ما می خواهیم اگر کسی در خانواده ای مریض شد، آن خانواده جز رنج بیمار داری، رنج دیگری نداشته باشد». اما متاسفانه دست اندرکاران اجرایی در تمام بخش هایی که به امر درمان و بهداشت مربوط می شود در طول سال های گذشته هرگز نتوانستند این افق مقدس را در نظام سلامت کشور محقق نمایند.

 

با کمال تاسف باید گفت امروز در میان مردم به ویژه در نزد اقشار آسیب پذیر و سالمندان رنج بیماری کمترین رنجشان محسوب می شود و در پیچ و خم های نظام مریضِ درمانی کشور آنقدر زجر می کشند که دیگر جایی برای تحمل بیماریشان باقی نمی ماند. در این حوزه، از مسائل مربوط به بیمه (به خصوص بیمه تامین اجتماعی) گرفته تا وضعیت درمانگاه ها و بیمارستان ها تا حوزه رفتار پرسنل این مجموعه ها با مردم و تا سطح کیفی و تجهیزاتی بیمارستان ها همه و همه دست به دست هم داده اند تا زجرهای جانبی را علاوه بر رنج مریضی بر بیماران تحمیل نمایند و این بیماران که از طیف آسیب پذیر کشور هستند دستشان به جایی نمی سد به جز دادگاه عدل الهی و نیز تحمل تمامی این فشارها.

 

بخش وسیعی از طبقه آسیب پذیر و سالمند کشور تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند. بیمه ای که بسیار اوضاع رنجور و نابسامانی دارد و به هیچ عنوان خدمات آن متناسب با حقوق اولیه و کرامت انسانی مردم نیست. سیستم اداری بیمه تامین اجتماعی در ارائه خدمت به مردم بیشتر جنبه تحقیر آمیز و توهین کننده دارد. رفتار اداری و برخی پرسنل این سازمان در شعبات مختلف در سراسر کشور مصداق بارز توهین و تهمت به ارباب رجوع و زیر سوال بردن شخصیت آنهاست. این بیمه نه تنها تمام نیازهای بیمه شدگان خود را تامین نمی کند بلکه در امر بیمه تکمیلی نیز وضعیت اسفباری را برای مشتریان خویش ایجاد کرده است. با وجود آنکه چند سال است این بیمه وجوهی را بدون اجازه از حساب بازنشستگان تامین اجتماعی به منظور بیمه تکمیلی کسر می کند اما هیچ حمایت عملی در این امر انجام نمی دهد. بانک طرف قرار داد بیمه تکمیلی سازمان تامین اجتماعی بانک دی بود اما امروز وقتی کسی برای امر درمان خود پیگیری می کند بیمارستان ها بانک دی را به عنوان همکاری با سازمان تامین اجتماعی نمی پذیرند و هیچ هزینه تکمیلی به بیمار پرداخت نمی شود در حالی که مبالغ ماهیانه آنها طی سال های گذشته از حسابشان کسر شده است.

 

در بیمارستان هایی که طرف قرارداد با بیمه تامین اجتماعی هستند در تهران، سه ردیف اصلی آنها بیمارستان های میلاد، معیری و فیاض بخش هستند که می بایست به بهترین شکل به مراجعان خویش که بر اساس نوع بیمه همانطور که پیشتر ذکر شد، جزو طبقه ضعیف هستند رسیدگی کنند. اما به هیچ وجه اینگونه نیست. در بیمارستان میلاد و در بخش اورژانس آن پرسنلی هستند که بعد از وارسی اولیه شرایط بیمار پیش از آنکه پذیرشی صورت بگیرد به او می گویند در این بیمارستان امکان رسیدگی مناسب به وضع شما نیست و به بیمارستان فیاض بخش و یا معیری بروید. بیمار باید با مشقت فراوان با کهنسالی و تحمل رنج بالای درد خود، از این سر شهر در میلاد به آن سر شهر به بیمارستان معیری برود و با کمال تعجب شاهد این باشد که در بیمارستان معیری نیز همین سخن را به او می گویند. به او گفته می شود بیمارستان ما تجهیزات لازم برای شما را ندارد بهتر است به بیمارستان میلاد بروید!

 

در تمامی این بیمارستان ها برخورد پرسنل با بیماران بسیار زشت و زننده است. برایشان سن و سال مراجعه کننده نیز چندان تفاوتی نمی کند. در این میان باید برای آن دسته از بیمارانی که علاوه بر رنج بیماری رنج کهنسالی و رنج تنهایی را نیز تحمل می کنند تنها دعا کرد زیرا از چنین سیستم مریضی نمی توان انتظار درمان این اقشار را داشت. این در حالی است که وظیفه این مسئولین برای رسیدگی به سالمندان عزیز و محترم بسیار سنگین تر از سایر اقشار است. سالمندانی که با انواع و اقسام مضیقه ها و بیماری ها برای درمان خود مراجعه می کنند باید مورد تکریم قرار بگیرند نه آنکه با سد عظیمی از توهین و تحقیر و تمسخرهای سخیف و پیچ و خم های طاقت فرسای اداری مواجه شوند.

 

در بیمارستان میلاد وقتی که می خواهید پذیرش بگیرید (فارغ از عیوب فراوان سیکل پذیرش در این بیمارستان) متاسفانه برخی از منشیان پذیرش نیز برای خود بازار کاسبی راه انداخته اند! با وجود آنکه پزشک متخصص در حوزه بیماری شما در همان روزی که مراجعه کرده اید در بیمارستان حاضر است، منشی برای پذیرش شما به عنوان مثال برای یک ماه یا دو هفته بعد وقت می دهد و برایش هم اورژانسی بودن شرایط شما و حتی نامه معرفی از اورژانس که همراهتان هست نیز مهم نیست و تنها کمک! او این است که به شما بگوید پزشک دیگری هست که اگر بخواهید می توانید الان به مطب خصوصی اش مراجعه کنید! و وقتی شما اعتراض می کنید مشخص می شود که پزشک مربوطه همان روز در بیمارستان میلاد حاضر است منتها شما باید برای رسیدن به حق خود فریاد بزنید. گوش های بیمارستان میلاد و بسیاری از بیمارستان های سراسر کشور صداهای آهسته را نمی شنوند.

 

تمامی این مراحل را هم که طی کنید و با شرایط وحشتناک ساختمانی و تهویه های رسیدگی نشده در جای جای بیمارستان میلاد، نوبت ویزیت دریافت کنید، تازه در این مرحله باید شاهد برخوردهای زشت منشیان و دستیاران پزشک مربوطه باشید. برای آنها نیز سن و سال و حال عمومی بیمار مهم نیست. با سالمند رنجور مرد و زن چنان برخورد زشت و توهین آمیزی انجام می دهند که گویا قرار است از جیب خودشان آنها را درمان کنند و یا آنکه سابقه برادرکشی با ایشان داشته اند. بیمار بعد از ویزیت پزشک در صورتی که نیاز به تکمیل کار ویزیت توسط پرستار و یا دستیار وجود داشته باشد، توسط پرسنل مربوطه مورد تمسخر قرار می گیرد و به جای رسیدگی به بیماری که در حال درد کشیدن است، یا مشغول ارتباطات اس ام اسی خود هستند و یا با همکاران دیگرشان در مقابل بیمار رنجور گل می گویند و گل می شنوند و وقتی اعتراض می کنید به شما پرخاش می کنند که همین است که هست!

 

حال بیمارستان میلاد در تهران به شدت وخیم گزارش می شود و سطح نارضایتی از ارائه خدمات در این بیمارستان بسیار بالا رفته است. مشخص نیست شهرهای محروم در استان های دیگر چه سطحی از فشارها را تحمل می کنند. شهرهای مختلف خوزستان، بوشهر، سیستان و بلوچستان، خراسان و بسیاری از شهرهای دور و نزدیک اسیر همین بی انضباطی ها و بی توجهی های گسترده و سیستمی در نظام خدمات درمانی هستند.