شناسهٔ خبر: 135343 - سرویس مجلس
نسخه قابل چاپ منبع: هفته نامه نماینده

اگر ۱۰۰ بار از دنیا بروم و برگردم، انتخابم همین همسر است

عبدالرضا مصری

مصری/

«نماینده» / در کافه گپ این هفته به سراغ «عبدالرضا مصری» نمایندۀ سه دوره مجلس شورای اسلامی و وزیر اسبق رفاه و تأمین اجتماعی رفتیم.
*به عنوان اولین سؤال بفرمایید که در چه خانواده‌ای پرورش یافتید و دوران کودکی شما چگونه گذشت؟
متولد ۱۳۳۵ در کرمانشاه هستم البته برادر و خواهرم در تهران متولد شدند و پدرم وقتی که من حدوداً ۳ ماهه بودم، به دلیل بیماری فوت کردند؛ به همین دلیل مسئولیت ادارۀ زندگی به‌عهدۀ مادرم بود. خانوادۀ ما ۱۰۰درصد مذهبی و معتقد به مبانی اصلی اسلام بودند به‌طوری که تلویزیون قبل از انقلاب وارد منزل ما نشد و درست یک روز بعد از پیروزی انقلاب یعنی ۲۳ بهمن ۵۷ تلویزیون خریدیم. ۲ خواهر و یک برادر دارم و از یک سال قبل از شروع مدرسه کار می‌کردم و از همان دوران ابتدایی نصف روز کار می‌کردم و نصف روز درس می‌خواندم و این روند ادامه داشت.
*چطور با همسرتان آشنا شدید و ملاک شما برای انتخاب همسر چه بود؟
در سن ۱۹ یا ۲۰ سالگی ازدواج کردم که مصادف با سال‌های قبل از انقلاب بود. به دلیل اینکه در یک خانوادۀ مذهبی پرورش پیدا کرده بودم و خودم هم کمی تعصب مذهبی داشتم قاعدتاً با معذوریت‌های اخلاقی محروم از نگاه کردن بودم و لذا به مرحوم مادر و خواهرم اعلام کردم که بگردند و یک فرد مناسب پیدا کنند، به همین دلیل خواهرم در جلسات قرآن خانواده‌ای را می‌شناخت و قراری گذاشتند که به خواستگاری برویم. اتفاقاً ماه مبارک رمضان بود و پذیرایی هم صورت نگرفت که ایشان چای بیاورند که ما یک نگاه ایشان را ببینیم. یک ساعتی منزل آنها بودیم وقتی بیرون آمدیم خواهرم نظر مرا پرسید و جواب دادم من اصلاً نظری ندارم چون ایشان را نگاه نکردم. خواهرم مجدد خبر دادند که برادر ما حتی به یک نگاه هم دختر شما را ندیده است، پدر همسرم هم در جواب گفته بودند اگر غیر از این می‌گفتید من گمان می‌کردم که پسر شما در یک جایی دختر مرا دیده‌اند چون وقتی وارد شد به جز گل‌های قالی چیزی ندید. به این ترتیب برای بعد از ماه مبارک رمضان قرار خواستگاری مجدد گذاشتند، این بار من شرط گذاشتم که باید فرصتی بدهید و کسی در اتاق حضور نداشته باشد که بتوانم بدون خجالت چند دقیقه‌ای صحبت کنم؛ به‌هرحال این فرصت را فراهم کردند و یکی دوتا حرف مقدماتی دربارۀ وضعیت خودم زدم و گفتم من آیندۀ مبهمی دارم و ممکن است گرفتاری‌هایی برای من پیش آید یا شغلی به من ندهند. کل دارایی من هم حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ جلد کتاب است و اجازۀ کار کردن در این محیط هم به همسرم نمی‌دهم مگر روزی که هیچ‌گونه توانایی کار کردن نداشته باشم. این همۀ صحبت‌های مقدماتی ما بود؛ البته ایشان هم طبیعتاً ملاحظاتی داشتند و در نهایت با همان اولین خواستگاری ازدواج کردم. ولی به لطف خدا آنقدر این ازدواج موفق بود که اگر قرار باشد ۱۰۰ بار دیگر از دنیا بروم و دوباره برگردم، باز انتخاب من همین است.
*این سن برای ازدواج زود نبود؟
به نظرم خیلی خوب بود و شاید ۵، ۶ ماه هم دیر شد و اگر از نظر مسائل کلی برایم مقدور بود، قبل از خدمت سربازی ازدواج می‌کردم.  
*مهریۀ همسرتان چقدر بود؟
۱۵۰ هزار تومان 
*حاصل این ازدواج چند فرزند بود؟
۳فرزند پسر که ۲فرزندم ازدواج کردند و شغل آزاد دارند و فرزند آخر هم دانشجوی معماری در مقطع کارشناسی ارشد است.
نوه هم دارید؟
بله، ۳ نوه دارم
*ابتدای زندگی مشترک از نظر مالی و اقتصادی چگونه گذشت؟
از نظر مالی، نیازمند کسی نبودیم، یک ماشین داشتم. خیلی درآمد محدود بود. خانه هم نداشتیم ولی آنچنان هم نبود که بگوییم چون پول بود زندگی در آسایش بود و همین آسایش باعث می‌شد اختلافی در زندگی نباشد، نه! ولی زندگی خوب و موفقی داشتیم.
*دو نفر در اوج تفاهم هم ممکن است دچار اختلاف‌نظر شوند، شما این اختلافات را چطور برطرف می‌کنید؟
به لطف خدا در این ۳۸ سال زندگی حتی یک بار بگو و مگو مختصر هم نداشتیم. هیچ وقت پیش نیامد که یکی از ما به دیگری توهین کند. مبنای انتخاب، مبنای درستی بود. همان ابتدای زندگی مشترک در یک دفترچه با هم مواردی را یادداشت کردیم که چطور از نظر اخلاقی و رفتاری زندگی کنیم و اگر برای هر کدام از ما دلخوری پیش آمد آنها را بنویسیم و در خلوت بین خودمان مطرح کنیم چون ابتدای زندگی در منزل مادرم زندگی می‌کردیم و منزل ما هم خانۀ کوچکی بود اما با وجود سن کم درس‌ها و خلقیاتی که به‌واسطۀ کتاب و روایات از ائمه اطهار گرفته بودیم ملاک زندگی خود قرار دادیم و این امر باعث شد که یک زندگی بدون شناخت قبلی هر روز مستحکم‌تر و زیباتر از قبل شود.
*در محیط خانه عصبانی هم می‌شوید؟
قبلاً بیشتر ولی در حال حاضر خیلی کم. این عصبانیت هم مربوط به بیرون از منزل است. خوشبختانه حسن خلق شریک زندگی‌ام ناراحتی و عصبانیت مرا کنترل می‌کند و باعث می‌شود خشم و ناراحتی من فروکش کند. ولی عصبانیت در من لحظه‌ای است و طولانی نمی‌شود.
*اهل خرید هدیه برای همسرتان هستید؟
بله. در مناسبت‌های مختلف مثل سالگرد ازدواج، اعیاد یا روزی مثل روز میلاد حضرت زهرا(س) هدایایی تهیه می‌کنم که مشخص شود علاقه و توجه وجود دارد.  
*خدمت سربازی هم رفتید؟
بله. قبل از انقلاب خدمت سربازی رفتم. دورۀ آموزشی لشگرک تهران بود و بعد از آن هم در گردان مهندسی لشکر ۸۱ خدمت کردم.
*کمی از مسئولیت‌های اجرایی که داشتید برای ما بگویید.
سال ۵۷ هم در مسیر انقلاب و جریانات بعد از آن قرار گرفتم و بعد در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان مسئول تعاون سپاه غرب کشور مشغول شدم و بنا به ضرورت آن سال‌ها در دادستانی انقلاب شروع به‌کار کردم. پس از آن مدیرعامل گروه صنعتی غرب، مدیرکل کمیتۀ امداد، ۳ دوره نمایندۀ مردم کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی، وزیر رفاه و تأمین اجتماعی و سفیر ایران در ونزئولا. در همۀ دورانی که در دولت یا مجلس بودم مهم‌ترین دغدغۀ من همیشه طبقات پایین از نظر اقتصادی و حقوق بازنشستگان، بیمه کردن کارگران ساختمانی، رانندگان، قالیبافان و ... بود. به‌دلیل اینکه از بچگی کار می‌کردم و متوجه کسری‌ها و وجود استعدادهای بسیاری که فقط توانایی اقتصادی نداشتند و می‌توانستند شکوفا شوند، بودم.  
*اهل ورزش کردن هم هستید؟
در گذشته بله. ورزش‌هایم کوهنوردی، فوتبال و ماهیگیری بود ولی الان فرصت‌ها محدود شده است.
*زندگی جوانان امروز را با توجه به وجود فضای مجازی چطور ارزیابی می‌کنید؟
زندگی‌هایی که از فضای مجازی گرفته می‌شود یک سری زندگی مجازی است. در فضای مجازی کلام و تصویر روتوش شده است و افراد سعی دارند چیزی بهتر و بیشتر از واقعیت را نشان دهند. مثل عکسی که از طبیعت گرفته و به دیوار زده می‌شود، این عکس تنها بخشی از بهار طبیعت را نشان می‌دهد ولی احساسی در آن وجود ندارد؛ درصورتی‌که این طبیعت تابستان، پاییز و زمستان هم دارد لذا این فضای مجازی با واقعیات زندگی منطبق نیست و این عدم تطبیق منشأ شکل‌گیری خیلی از اختلافات است.  
 

نظر شما