شناسهٔ خبر: 116854 - سرویس سیاست
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه رسالت

مهارت آمريكايی ها در مذاكرات تو در تو

انبارلویی

«نماینده»؛ محمدکاظم انبار لویی/ مذاكرات تو در تو چيست؟ مهارت آمريكايي‌ها در اين نوع مذاكرات كدام است؟ آمريكايي‌ها در واشنگتن صدها مركز پژوهشي دارند كه كارشان سرويس دادن به حكومت در خصوص گفتگوهاست. كار اين مراكز پيشگويي، پيش‌بيني و خواندن دست طرف مقابل در گفتگوهاي سياسي است.

 

بر مبناي اين پيش‌بيني و پيشگويي ده‌ها گزينه را به سياستمداران خود پيشنهاد مي‌كنند تا آنها در گفتگوها با دست پر حاضر شوند. آنها در "حرف" كم نمي‌آورند، اما در حوزه "عمل" به تعهدات، هميشه كم گذاشته‌اند. در هر دالاني از گفتگو، طرف مقابل را به دالاني ديگر مي‌برند، آنقدر در اين دالان‌هاي تودرتو مي‌گردانند تا طرف حرفي براي گفتگو نداشته باشد و حرف اول خود را هم فراموش كند. در دالان آخر، گفتگويي در كار نيست، فقط "گفت" از طرف مقابل و "شنيدن" از سوي طرف اول است.

تيم فتح سال‌هاست با طرف آمريكايي و رژيم صهيونيستي به گفتگو روي آورده است اما يك قدم به آرمان‌هاي ملت فلسطين نزديك نشده كه هيچ، هزاران كيلومتر هم از آن دور شده است.

۳۶ سال پيش دانشجويان پيرو خط امام(ره) لانه جاسوسي را در سالگرد كشتار دانش‌آموزان در آخرين روزهاي سلطنت سياه پهلوي، تسخير كردند. اين روز درست همان روزي بود كه بيش از يك دهه قبل شاه به دستور آمريكايي‌ها، امام خميني(ره) بنيانگذار نهضت‌هاي رهايي‌بخش اسلامي را به تبعيد بردند. سال ۵۸ گفتگو با آمريكايي‌ها در مورد آزادي گروگان‌ها آغاز شد و درنتيجه به يك قرارداد موسوم به قرارداد الجزاير رسيديم. با آنكه داده و ستانده در قرارداد روشن بود، آمريكايي‌ها به هيچ يك از تعهدات خود عمل نكردند.

آنها قرار بود انقلاب اسلامي را به رسميت بشناسند، قرار بود در امور داخلي ما دخالت نكنند و پروژه نفوذ در ايران را خاتمه يافته تلقي كنند و پول‌هاي غارت رفته و بلوكه شده ايران را برگردانند. اما از همان فرداي آزادي گروگان‌ها به هيچ يك از آنها عمل نكردند. در قضاياي اخير بيش از يك دهه درباره مناقشه هسته‌اي گفتگو كرديم. در دو سال اخير آنها جدي‌تر وارد گفتگو شدند. اما با آنكه در فرجام به برجام رسيديم، آنها در اصل فلسفه گفتگو  كه "لغو تحريم"‌هاست، شروع به ترديدآفريني و دبه درآوردن كردند. آنها با تكيه بر ضعف‌هاي ساختاري برجام، برايمان خواب‌ها ديده‌اند كه خدا كند هرگز تعبيري كه از آن مي‌كنند، محقق نشود. اينكه امام (ره) از آغاز نهضت اسلامي بنا را بر عدم گفتگو با ظالم و مستكبر گذاشت، اين بود كه طرف اصلا اهل گفتگو نبود. آنها در مقام "ديكته" بودند و هنوز در آن حال و هوا هستند. اينكه امام (ره) از قطع روابط آمريكا با ايران در سال ۵۸ استقبال كرد، براي همين بود كه اهداف انقلاب را با اهداف آمريكا در ايران و منطقه هيچ گاه در هيچ زمينه‌اي منطبق نمي‌ديد. اين روزها آمريكايي‌ها حس مي‌كنند سياست خارجي ايران تغيير كرده است. اين حس را از آنجا گرفته‌اند كه نوعي اشتياق در بدنه ديپلماسي كشور براي ورود به گفتگوهاي "تو در تو" مي‌بينند. اين حس خوبي نيست، واقعي هم نيست. نفرت از جنايات آمريكا، آگاهي از سياست‌هاي فريبكارانه و مزورانه آمريكا در ايران، اگر بيشتر از سال‌هاي قبل نباشد قطعاً كمتر نيست.

اگر سياست خارجي ما امروز در عمل دچار برخي غفلت‌ها، كم‌كاري‌ها و ناهوشمندي‌هاست، حضور بهنگام و هوشمندانه رهبري در عرصه سياست خارجي، اين ضعف‌ها را جبران مي‌كند و نهادهاي قانوني نظام جلوي ضعف ساختاري در اين وادي را مي‌گيرند.

موافقت‌نامه موسوم به برجام در اولين چكش‌كاري در شوراي عالي امنيت ملي به ۱۰ تحفظ مشروط شد و در همان روز اول انتشار موافقت‌نامه برجام شاهد صدور بيانيه‌اي رسمي از سوي وزارت خارجه بوديم كه رسما اعلام شد نقض قطعنامه ۲۲۳۱ كه مبتني بر برجام صادر شده، نقض برجام نيست.

مجلس نيز ۸ شرط و نهايتاً رهبري معظم انقلاب ۹ شرط براي موافقت با اجراي برجام بر اين سند نهادند. اين شروط همان خطوط مهمي هستند كه در گفتگوهاي «تو در تو» مورد غفلت بودند يا در گرماگرم گفتگو فرصتي براي تمركز بر آنها نبود. كاركرد گفتگوهاي «تو در تو» اين است كه در هر «دالان» بخشي از جيب طرف را مي‌زنند و در دالان آخر نه تنها چيزي تحويل طرف نمي‌دهند بلكه يك چيزي يا چيزهايي هم طلب مي‌كنند.

نبايد در گفتگوها «ريزبيني‌هاي هوشمندانه» را در اثر «درشت‌گويي‌هاي مستكبرانه» طرف مقابل فراموش كنيم. اگر در مقطعي مي‌بينيم كه گفتگوها خود يك دام است عقل حكم مي‌كند برويم كار خودمان را بكنيم و از آن فاصله بگيريم. رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با مسئولين وزارت خارجه فرمودند: «آمريكا بخشي از مشكلات منطقه است نه بخشي از راه حل مسائل منطقه. مذاكره با آنها درباره موضوعات منطقه‌اي معنا ندارد. آمريكايي‌ها در منطقه دنبال تحميل منافع خود به ديگران هستند.» اين حقيقت را بايد دستگاه ديپلماسي ما با گوشت و پوست و استخوان خود درك كند.

آمريكايي‌ها پس از قصه يازده سپتامبر، پرگاز وارد منطقه شدند و شعارشان برقراري امنيت و مبارزه با تروريسم بود. امروز غرب آسيا ناامن‌ترين نقطه جهان است و ميليون‌ها انسان از خانه و كاشانه خود آواره شده‌اند. صدها شهر و روستا در عراق، سوريه و يمن ويران شده است و هزاران انسان بي‌دفاع جان خود را از دست داده‌اند. از ميان اين توفان ناامني، تروريسمي قد علم كرده است كه در طول تاريخ بشر بي‌نظير بوده است.

راحت در روز روشن صدها انسان را سر مي‌برند، هزاران نفر را در گور دسته جمعي زنده زنده دفن مي‌كنند،  

زنده سوزي راه انداخته‌اند و به نواميس مردم تجاوز مي‌كنند و زنان را چون كنيزان در بازار برده‌فروشان جنسي مي‌فروشند. آمريكايي‌ها يك تروريسم وحشي را به جان و مال و ناموس منطقه حاكم كرده‌اند و بعد مزورانه مي‌گويند: بياييد گفتگو كنيم. آنها تروريسم را با پول‌هاي حرام عربستان و پشتوانه لجستيك تركيه، در جهان اسلام ترويج مي‌‌كنند و در عراق و سوريه به كمك همين جماعت، دو كشور مستقل را تجزيه كرده‌اند.

مشكلات منطقه محصول طراحي‌هاي اتاق فكر ديپلماسي كنوني آمريكايي‌هاست. آنها خود اين مشكلات را با زحمت و قيمت نقض حقوق بشر پديد آورده‌اند، چطور ممكن است بيايند در حل اين مشكل مشاركت كنند؟

برخي همه اين واقعيت‌ها را ناديده مي‌گيرند و دل بسته‌اند به گفتگو! منطق آنها هم اين است كه ما مي‌خواهيم از گفتگو به عنوان يك تاكتيك نه يك استراتژي بهره بگيريم. اما آنها بايد بدانند به اسم تاكتيك نمي‌شود ضد اصول عمل كرد. اصول ديپلماسي خارجي جمهوري اسلامي يك سري اصول شفاف و روشن است كه آمد و شد دولت‌ها نمي تواند آن را تغيير دهد. اصول انقلابي سياست خارجي را نمي‌توان به بهانه «تاكتيك» دور زد. اين رويكرد، دشمن را دچار طمع و خوش خيالي مي‌كند.

فردا روز ملي مبارزه با استكبار جهاني است. مردم ايران بار ديگر براي محكوميت سياست‌هاي تجاوزكارانه آمريكا به خيابان‌ها مي‌آيند و روز ۱۳ آبان، روز تسخير لانه جاسوسي را گرامي مي‌دارند. آنها به بزرگداشت ياد شهداي دانش‌آموز مي‌پردازند. ملت ايران در حالي به خيابان‌ها خواهند آمد كه خروش ملكوتي امام (ره) در نطق شورانگيز عليه كاپيتولاسيون را هنوز در گوش‌هاي خود حس مي‌كنند و به آمريكايي‌‌ها به خاطر تبعيد امام (ره) و تحميل كاپيتولاسيون لعنت مي‌فرستند. اوباما چند روز پيش باز موضوع گزينه نظامي روي ميز را به رخ ملت ما كشيد، معلوم نيست آنها كه 

مي گويند خطر سايه جنگ را با برجام از سر كشور دور كرديم استنادشان چيست؟ آمريكايي‌ها هر وقت دلشان بخواهد اين تهديد را به رخ ملت و دولت ما مي‌كشند. ملت ايران، همه، پاسخ اين تهديد را مي‌دهند. چه خوب است دولت هم همپاي ملت، همين پاسخ را تكرار ‌كند.  

نظر شما